ازدواج با دختر ارمني چه حكمي دارد. اگر پسر مسلمان با دختر ارمني ازدواج كند آيا صيغه عقد باطل است ؟

در عقد موقت هيچ اشكالي ندارد اما بعضي ازفقها ازدواج به شكل عقد دائم را نيزاجازه مي دهند اما چه خوب است كه ايشان رامسلمان كنيد . به قول شاعر « چه خوش بود كه برآيدبه يك كرشمه دو كار »

با توجه به دستورات دين در خصوص رعايت حجاب ،آيا دستوراتي درخصوص اجبار از سوي حكومت اسلامي نيز وجود دارد مانند اين كه در حال حاضر برخورد با بد حجابها مي كنند ؟

يعني نهي ازمنكر هنگامي كه شكل قهري پيدا مي كند از وظايف حكومتي است پس برخورد با مظاهر علني فسق ،فجور و منكر ، از وظايف حكومت است . البته اين كه به چه طريقي حكومت اين كار را انجام دهد بحث ديگري است. .

حكم سقط جنين در اسلام چيست ؟

مجوز سقط جنين به هيچ وجه در اسلام صادر نمي شود 0 مگر در يك مورد و آن هنگامي است كه جان مادر در خطر باشد.

آيا براي مراسم وفات و تعزيه ،از مال خود ميت براي او هزينه مي شود ؟

معمولاً در مورد متدينين اينطور است كه وجهي را براي اين مجالس پيش بيني مي کنند .نوعا براي مراسم ترحيم از ثلث مال هزينه مي شود و ثلث مال جزء ماترک وارث نيست وازمال انسان خرج خود انسا مي شود وربطي به فرزندان صغيرهم ندارد وطبعا درخيلي ازموارد ايراد واشکالي ندارد

چرا با دست زدن به ميت غسل واجب مي شود؟

غسل ميت تا زماني است كه بدن ميت غسل داده نشده باشد و يا بدن سرد نشده باشد بعد از آن دست زدن مشكلي ندارد و اين بخاطر ترس از مرگ است كه اثرات روحي بر فرد مي گذارد

براي اداي حق الناس در صورتيكه اولاًدسترسي نباشد ثانياًشرم و خجالت مانع از آن شود كه حضوراًبه نزد ايشان برويم چه كنيم ؟

نيازي به بازگرداندن مال بصورت حضوري نيست مي توانيد آن را بوسيله پست يا توسط شخص ديگري آن را به مالك برسانيد امّا در صورت عدم دسترسي برابرهمان مبلغي که حق آن فرد است به نيابت او در امر خيري مصرف كنيد که درشرع به آن «رد مظالم عباد» گفته مي شود

نگاه كردن به چهره استاد خانم در هنگام درس چه حكمي دارد ؟

اگر نگاه شاگرد ومعلم خالي ازقصد سوء است اشكال ندارد ، عكس آن هم صادق است (شاگرد زن و استاد مرد)

آيا پزشك جزء محارم است ؟

خير ،در شريعت ،پزشك جزء محارم و در رديف ايشان قلمداد نمي شوداما ازمهمترين وظايف ما حفظ بدن است كه در حديث هم آمده است :«أنّ لبدنك عليك حقاً- بدن تو بر تو حق دارد) واولين حق حفظ آن ازبيماري است بنابراين اگريک خانمي براي حفظ سلامتي وجودش چاره اي ندارد که به يک طبيب مرد مراجعه کند وآن طبيب هم چاره اي ندارد جزمعاينه کردن مسلم شريعت دراينگونه موارد منعي را نخواهد داشت وپزشک هم درحد ضرورت بايد معاينه کند . اما اگر پزشك خانم حاذق وقدرتمندي وجود دارد دليلي براي مراجعه به پزشک مرد نيست. (الضرورات تتقدر بقدرها ) ضرورتها دراسلام به ميزان واندازه مورد نياز است مانند حكم خوردن شراب در مورد انسان تشنه اي است كه در بيابان در حال جان دادن است كه اگر ازآن شراب نخورد اقدام علي النفس وخودكشي است امّا بايد به مقداري ازشراب بنوشد تا بتواند خود را به آبادي برساند )

در جواب اين كه ديه مرد نسبت به زن دو برابر مي باشد گفته مي شود كه مرد بعنوان پايه اقتصادي يك خانواده مي باشد اگر زن پايه اقتصادي خانواده باشد ديه او چگونه خواهد شد؟

درنظام اقتصادي اسلام تأمين هزينه زندگي در تمام زمانها بر عهده ي مرد است يعني نان آور خانواده مرد است و بايد توجه داشته كه استثناء نمي تواند قانون اسلام را تغيير دهد 0

آيا دروغ ازگناهان كبيره است ؟

دروغ بر خدا ،پيامبر و معصومين جزء گناهان كبيره است

لطفا در مورد قرائت حمد و سوره در نماز توضيح دهيد و بفرمائيد كه آيا تلفظ صحيح آن الزامي است و بايد فرا بگيريم يا نه ؟

در مورد اهميت سوره حمد داريم : « لا صلوة إلّا بفاتحة الكتاب » يعني اصلا در اسلام نمازي نداريم كه در آن حمد نباشد و حتي نمازهاي مستحبي هم حمد دارد البته به استثناء موارد نادري كه وجود دارد . در مورد سوره ما قائل به يك سوره تمام هستيم در حاليكه برادران اهل سنت قائل به يك سوره ي كامل نيستند و اگر چند آيه هم بخوانند كفايت مي كند . در مورد قسمت دوم سؤال ، خواندن صحيح حمدو سوره وتلفظ صحيح حروف آن از وظايف نماز گزار است اما فقها درمورد اينكه مخارج حروف را هم دقيقاً به لفظ صواب عربي بگوئيم ،زياد سخت گيري نمي كنند مگر اينكه تلفظ ما طوري باشد كه موجب تغيير معنا شود كه دراين صورت موجب ابطال نماز می شود. در مورد يادگيري قرائت حمد وسوره هم فكر نمي كنم اين عملي كه حداقل انسان 10 بار در طول روز انجام مي دهد آنقدر مشكل باشد 

چرا در فقه ديني شهادت دو زن را برابر يك مرد مي دانند ؟

اين يكي از نکات مهمي است كه خيلي روي آن مانور مي دهند. البته ما در مجموعه مباحث «زن از منظر قرآن كريم » اين مطلب را توضيح داديم . شهادت زن در اسلام چند نوع است : ما در اسلام احكامي را داريم كه به هيچ وجه من الوجوه شهادت مردان موردقبول نيست و فقط شهادت زنان مسموع است واصلا مرد حق شهادت ندارد اما از آن طرف مسائلي داريم كه اسلام نمي خواهد زن در آنها پا بگذارد مثل قتل ، در بعضي از موارد حساس كه آن هم حالات و رنجش هاي خاصي براي زنان دارد ،مي گويند شهادت دو زن برابر با شهادت يك مرد است. مسلما پيدا كردن يک مرد راحت تر از پيدا كردن دو زن است يعني به خودي خود زنان دراين مسائل به صحنه نمي آيند پس جائي است که فقط شهادت زنان مقبول است ،جائي است که فقط شهادت مردان مورد قبول است وجائي است که زن ومرد هردو شهادت مي دهند ، جائي است که شهادت مرد اکثريت از زن دارد، انواع واقسام موضوعات موجب مي شود که احکام شهادت درفقه اسلام تفاوت مي کند 0

پس از قتل هابيل به دست قابيل نسل انسان چگونه ادامه پيدا كرد ؟ در صورتيكه حضرت آدم و حوا داراي فرزند دختري بودند ،فلسفه ازدواج خواهر و برادر چه بوده است ؟

بايد توجه داشت كه حضرت هابيل و قابيل دو فرزند حضرت آدم بودند و ايشان فرزندان ديگري نيز داشتند مثل شيث ،هبه الله. كساني مانند مرحوم علامه طباطبائي در الميزان به صراحت مي فرمايند كه خواهر و برادر با هم ازدواج كردند در توجيه اين مطلب مي فرمايند آن خدايي كه در شريعت امروز مي فرمايد اين كار حرام است، در شريعت آن روز به اضطرار و ضرورت تكثير نسل انسانها فرمود ازدواج خواهروبرادرحلال است در واقع علت اينكه ما امروز براي اين كار قبح قائل هسيتم قبح شرعي است كه البته تأييد ات ديگر هم دارد. ايشان مي فرمايند كه در آن روز شريعت مبسوطي نبود . بعدها به مرور زمان و توسعه ي فهم انسانها و جوامع بشري احكام شريعت هم توسعه پيدا كرد تا اينكه نوبت به شريعت پيامبر اسلام رسيد كه كاملترين شريعت است مثلا خيلي چيزها بوده كه در شريعت حضرت موسي حلال بود ولي در اسلام حرام شده است اين به خاطرهمان انبساط شريعت هاست كه در طول زمان رخ مي داده است . اما خيلي از بزرگان مقابل مرحوم علامه طباطبائي ايستادند و فرمايش ايشان را رد كردند و البته بسا اين گروه دوم رواياتي هم دارند كه مثلا وقتي در محضر اهل بيت اين مطلب مطرح شد نپذيرفتند و فرمودند كه خداوند براي آنها همزادهايي را قرار داد و آنها با اين همزادها ازدواج كردند و ازدواجشان ازدواج فاميلي نبود .

اينكه مي گويند باخواندن دو ركعت نماز كه باتوجه خوانده شود ،گناه از بين مي رود درست است يا خير؟

چنين چيزي نداريم كه اگر شما دو ركعت نماز مقبول بخوانيد گناهانتان پاك مي شود توب? از هر گناه بازگشتن از مسير همان گناه است مثلاً اگرمن مال مردم خوردم اگر صدهاهزار ركعت نماز بخوانم اين نمازها مال مردم خوري من را جبران نمي كند توبه ي آن اين است كه مال مردم را برگردانم يا مثلا ًاگر كسي نماز نخوانده است حال مي خواهد توبه كند ونماز بخواند اگر10 سفر حج برود،اين سفرها كار نماز را نمي كند پس توبه هر عمل زشتي بازگشت از مسير خود آن عمل است البته اين مطلب را درروايات داريم كه اگر کسي دو ركعت نماز مقبول بخواند در مسير بهشت قرار مي گيرد .

فلسفه حجاب را به طور مختصر توضيح دهيدآيا تأكيد فقه اسلامي برچادر است ؟

درمجموع « زن از منظر قرآن كريم » که قريب 300 آيه قرآن كه در مورد زنان وجود دارد در 8عنوان و بحث و در 24 جلسه درسي،بيرون كشيده شد که مي توانيد علمي ،دقيق و بنيادي به آن مباحث بپردازيد . اما بطور خلاصه توجه داشته باشيد كه زن در ظاهروجسم سهم بيشتري از جمال دارد اما اين زيبايي را خداوند هدفمند به او داده است يعني اين آراستگي ظاهري براي تزيين و آراستگي بيشتر بنياد اولين نهاد اجتماعي يعني خانواده است اين زيبايي نمي تواند يك حربه اي باشد براي سؤء استفاده ي ديگران يا خود زنان لذا همانطور كه زن سهم بيشتري در جمال وزيبايي دارد ،مسئوليت بيشتري نيز براي حفظ زيبايي خود دارد و نام حفظ بيشتر جمال زنان در اسلام « حجاب » است بطوريكه بتوانند اين گوهر جمال را به گوهر كمال و عفاف قرين كنند و اين دو را با هم بيارايند اما اينكه آيا تأكيد بر چادر است يا نه؟ اصلاً كلمه چادر فارسي است و در قرآن نيامده است آنچه در قرآن است « جلباب» است جلباب يعني « ما يسترمن الرّأ‌س الي القدم » آنچه كه از سر تا پاي زن را بپوشاند به گونه اي كه حجم وبرجستگي هاي بدن او ديده نشود که اين ممكن است با يك پارچه متصل باشد يا با يك پارچه ي غير متصل .منتهي مشكلي كه در چند سال اخير وجود دارد - البته با حفظ حقوق كساني كه حدود را رعايت كرده و درست عمل مي کنند - وقتي بحث مانتو مطرح شد ،گاهي كوتاه شد ،گاه بلند شد ،گاهي پهن شد چنين آفتي در مورد اين موضوع وجود دارد اما چادر از قديم به يك شكل بوده و در چادر خيلي تغيير مدل نشده است.

در صورتيكه صندوق قرض الحسنه اي براي كاركنان يك اداره فراهم شده باشد،استفاده از امكانات اداره براي انجام امور صندوق جايز است ؟

اگر قانوناً اين مطلب را در دستور كار اداره پيش بيني كرده اند اشكالي ندارداما در غير اين صورت جايز نيست .

استفاده از امكانات دولتي توسط كارمندان اداره مانند استفاده شخصي از تلفن اداره يا شارژموبايل از برق اداره يا انجام كارها ي شخصي در مواقع بيكاري در ساعات اداري جايز است؟

امكانات واموال دولتي، عمومي است ونمي توان از آن استفاده ي شخصي داشت اما مسلماًهر اداره اي براي كارمندان خود امكاناتي را در نظر مي گيرد وضوابطي براي اين موضوع وجود دارد.اين بستگي دارد به ضوابط هر اداره يعني معمولاًيك محدوده ي اختياري براي كارمند وجود دارد.

در مورد اصول شناخت و انتخاب مرجع تقليد توضيح دهيد؟

در مورد شناخت مرجع تقليد چند راه داريم : يا اينكه اشتهار عمومي باشد :يعني از هر كسي كه سؤال مي كنيد همه به او اشاره مي كنند و همه او را مي شناسند يا از طريق شخصي كه در اين زمينه خبره باشد يعني دو انساني كه خود فقه مي دانند و اهل تشخيص اجتهاد اند ،دو خبره ي صاحب نظر مي توانند بگويند كدام مجتهد اعلم است . همچنين بايد دقت داشت كه در انتخاب مرجع تقليد سليقه ي شخصي مطرح نيست بلكه بحث فقاهت و شرايط تقليد است .

نمازهاي يوميه تا چه زماني بعد از اذان اول وقت محسوب مي شوند ؟

تا زمانيكه صدق اول وقت بكند ائمه(ع) دقيقه نفرمودند مثلاً اگر نماز ظهر تا 20 الي 25 دقيقه خوانده شود صدق اول وقت مي كند اما اگر از 30دقيقه گذشت مسلماً ديگر اول وقت نيست بعضي از اشاره هاي فقهي كه به بحث شاخص دارد همين را مي رساند يعني در مجموع كمتر از نيم ساعت بعد از اذان را مي توان اول وقت گفت .

ارثي از پدر مرحومم به من رسيده است .با توجه به اينكه همسرم بابت ساخت منزل مقروض است آيا من در اين شرايط مستطيع هستم يا بايد قرض همسرم را بپردازم؟

خير .شما مستطيع هستيد وجنابعالي مسئو ليتي در قبال پرداخت بدهي هاي همسرتان نداريد وبايد به حج خود عمل بفرماييد

چرا در خاتمه نماز سلام مي دهيم ؟

از جهت فقهي اين سلام براي خروج از نمازاست . مثلاًوقتي بحث وگفتگوي ما تمام مي شود مي گوييم « والسلام عليكم و رحمه الله » و سپس بر مي خيزيم . پس ما يك سلام ابتدايي داريم و يك سلام انتهايي . « بامردم زمانه سلامي و والسلام /گويي اگرغلام توام مي فروشنت »اما از جهت عرفاني و معنوي اين سلام، سلام خداست كه متوجه ما مي شود و ماهم بر مي گردانيم « سلامٌ من الرحمن نحو جنابه »

در مورد « رد مظالم » و اينكه در چه مواردي تعلق مي گيرد ،بايد به چه كسي داد،چگونه صرف شود توضيح بفرمائيد ؟

رد مظالمي كه در اسلام مطرح است اين است كه ما در تعاملات اجتماعي وبده و بستانهاهميشه مطمئن نيستيم كه حسابهايمان درست بود است .بنابراين مطمئن نيستيم مثلاً اجناسي را كه از يك سوپر مي خريم ممكن است 1000تومان كمتر يابيشتربگيرد . اگر 1000تومان كمتر گرفت شما مديون او هستيد و اگر 1000تومان بيشتر گرفت او مديون شماست و فرض را هم بر اين مي گيريم كه هيچ كدام نمي دانيم . اين 1000تومان مي شود رد مظالم . يعني بالاخره مي دانيم كه در اين سال چيزهايي را با مردم اشتباه حساب كرديم و هيچ كس هم نمي تواند انكار اين موضوع كند . حال براي حل اين موضوع مي گويند هر چند وقت مبلغي را از مال خود در نظر بگيرد و بگوييد خدايا اگر از مال كسي بدون اختيار من در مال من آمد ،من اين وجه را در راه تو مصرف مي كنم كه ثواب اين برسد به صاحب و صاحبان حق و من مديون كسي نباشم كه به آن ردّمظالم عباد مي گوئيم . اينكه به چه كسي داده شود : به فقراء و نيازمندان و مساكين بهترين مصرف آنست و اينكه چگونه صرف شود : اين را فقها احتياط مي كنند و مي گويندبهتر است با اجاز? فقيه باشد 0

خواندن قرآن خانم ها در حضور مرد نامحرم چه حكمي دارد؟

اگر با صداي كشيده وآهنگ نباشد و با لحن معمولي باشد اشكالي ندارد

حدود اختيارات مرد در اموال زن چگونه است ؟

اگر درآمد را مرد بدست مي آورد اختيار دارد . ولي اگر زن درآمد و سهم مستقل دارد‌( مثلاً ارث دارد ) مرد اجازه تصّرف ندارد. مگراينکه تفاهمي بين زن ومرد باشد که خانم کارکند وبعضي ازکارهاي زندگي را تقبل مي کند .

آيا زن مي تواند از درآمد شخصي خود بدون اجازه شوهرش استفاده كند ؟

زن مي تواند از درآمد خودش بدون اجازه شوهر ش بذل وبخشش كند « للرجالٌ نصيبٌ ممّا اكتسبو ُُُُِو للنّساءِ نصيبٌ من ما اكتسبن»(براي توضيح بيشتربه cd زن از منظر قرآن مراجعه نمائيد

آيا زن مي تواند از درآمد شخصي خود بدون اجازه شوهرش به ديگران کمک کند ؟

زن مي تواند از درآمد خودش بدون اجازه شوهر ش بذل وبخشش كند « للرجالٌ نصيبٌ ممّا اكتسبو ُُُُِو للنّساءِ نصيبٌ من ما اكتسبن»(براي توضيح بيشتربه cd زن از منظر قرآن مراجعه نمائيد ) )

صندوق قرض الحسنه اي تشكيل شده است از تعدادي از اعضاء با مبلغ 10،000تومان به اينصورت كه هر دفعه كه قرعه كشي انجام شود با آن مبلغ طرف برنده به عمره مشرف شود با توجه به اينكه رضايت از همه گرفته شده كه با تورم پولي مملكت شايد كسي اين ماه يا 4 سال ديگر برنده شود درصورتي كه برنده شويم حق التحريري هم گرفته مي شود مانعي نيست كه با اين پول به مكه مشرف شويم ؟

خير. اگرتمام اعضاء به رضايت و باتفاهم چنين كاري را انجام مي دهند ان شاء الله اشكالي براين نيست . آن حق التحريرهم درحدي بايد باشد كه حق التحرير باشد چون بعضي از اين صندوقها مي گويند ما كارمزد مي گيريم بعد مي بينيم 16 % اضافه كرده اند . طوري نباشد كه اسمش را عوض كرده باشند وربا بگيرند .

سال اول كه روزه بر من واجب شد تمام روزه هايم را به علت ضعف كردن خوردم اما تقريباَ4، 5سال بعد روزه هاي قضايم را گرفتم اما حالا نمي دانم با يد كفاره هم بدهم چون از آن زمان چند سال مي گذرد؟

بايد كفاره آن رابدهيد اگرانسان مسلمان مكلّف ازرمضاني تا رمضاني قضاي به رمضانش را به جا نياورد طبعاَ كفاره لازم مي آيد .

صله رحم درموردچه كساني صدق مي كند ؟

رحم يعني زهدان . به تمام كساني كه از يك رحم بيرون مي آيند وبه يك رحم منتهي مي شوند ارحام گفته مي شود يعني ارتباط اينها با هم ارتباط نسبي است نه سببي . به اقوام همسر وبه اقوام شوهر رحم گفته نمي شود، اينها اقربا وخويشانند اما ارحام نيستند .اگر كسي وصيت كرد كه ثروت من را به ارحامم بدهيد نمي توانند به اين اقوام بدهند بايد به آنها بدهند. پس ارحام به كساني گفته مي شودكه ايجاد ارتباط با اينها دست ما نبوده است امّا آنهايي كه ايجاد ارتباط با آنها دست ما بوده است اينها سببي هستند .صله رحم درمورد ارحام است البته در جاي خودش در مورد اقربا وخويشاوندان هم اين تذكرها داده شده است .

چرا بايد نماز را به زبان عربي خواند ؟ چرا تعداد ركعات نماز اينگونه است ؟

اگر بنا باشد كه هر كسي نماز را به يك زبان خاصي بخواند ترجمه اين عبارات و الفاظ نمازچه مي شود ، چگونه ترجمه مي كنند؟شما همان كلمه الله را به هرزباني كه مي خواهيد ترجمه كنيد، بسم الله الرحمن الرحيم به فارسي را ترجمه بفرمائيد. مي توانيد نماز را به فارسي ويا به انگليس ترجمه كنيد به جاي كلمه الله چه مي خواهيد بگوئيد . الان مترجمين زبده اصلاً كلمه الله را ترجمه نمي كنند. كما اينكه در فارسي هم ما نمي توانيم كلمه الله را ترجمه كنيم اصلاً خيلي از بخشها ي نماز قابليت ترجمه به هيچ زباني ندارد. چرا اين راز در نماز هست؟ منل اينكه خداوند مي خواهد همه انسانها از هر رنگ ونژاد و تيپ و شكل و از هر كجاي اين كره خاك با يك زبان واحد در يك مقاطع خاص باپروردگارشان سخن بگويند . شما دوست داريد خدارا به زبان مادري خودتان بخوانيد هر چه دلتان مي خواهد بخوانيد اصلاً با زبان فارسي هم نخوانيد با زبان عشق بخوانيد. ما كه منعي براي خواندن خداوند به هر زباني كه دلمان مي خواهد نداريم . اما نماز اين نيست . خدا شما را مي خواند و بعد مي خواهد يك ميليارد ونيم مسلمان روي زمين با اين آداب ،هم دل،همزبان ،هم زمان، هم جهت ،هم قبله بگويند الله اكبر . بعد با اين زبان وبا اين اتحاد و با اين شيوه اي كه اينها را در صف واحد قرار مي دهد چه كسي حريف مسلمانها مي شود. اما اينكه تعداد ركعات نماز چرا 2، 3 يا 4 ركعت است ؟ ما نمي توانيم براي هيچكدام ازاينها فلسفه عقلي بتراشيم وبگوئيم چرا نماز صبح 2ركعت است؟ چرا نماز عشاء 4ركعت است ؟مغرب 3ركعت است؟ به اينها در قرآن كتاب خدا مي گوئيم عبادات راههاي تقرب به خداست و راههاي تقرب به خدا را خداوند خودش تعيين مي كند ركعات نماز يك ماتريس رياضي نيست آني است كه خدا به پيامبر تعليم داده است و يپامبر هم به ما تعليم داده است اينها از جمله اموري است كه در اسلام به آن تعبديات مي گوئيم. تعبديات مسائلي است كه ما به فلسفه و حكمت آنهامي رسيم اما ممكن است كه ما هرگز به جزئياتش نرسيم. اين در عبادت است نه در مسائل اجتماعي و اخلاقي.

سود هايي كه آدمهاي از كار افتاده َاز پولشان مي گيرند تا گذران زندگي كنند آيا اين ربا هست يا نيست ؟

پيرمرد و پيرزن بزرگواريست كه سرمايه وپولي دارد وتوان كاري هم ندارد چرا بايد پولش را بدهد وسود بگيرد و زندگي اش را به نكبت بكشد . اگر شما مبلغ يك و نيم ميليون تومان بصورت قرض الحسنه به شخصي بدهيد وماهيانه 20 يا 30 هزار تومان سود بگيريد ، رسماً باهم عقد قرارداد ربا بسته ايد . اگر مي خواهيد از درآمد پولتان استفاده كنيد درقالب عقد مشاركت - مضاربه - مساقات ومضارعه قرارداد منقعد کنيد. ما راههاي معقول و و مطلوب بازرگاني و درآمد زايي زيادي داريم . عده اي از بازاريها گرفتارربا در باب معامله ومكيل و موزون وبده بستانهاي جنس مي شوند. اما عموم جامعه مبتلا به ربا در باب قرض هستند. اگر عنوان قرض در كار شما نباشد ربا هم به كناري مي رود

بعضي افراد كه شبه افكني مي نمايندمي گويند كه مامسلمانان نياز به مرجع تقليد نداريم واشاره مي كنند كه( ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين) در جاي ديگر داريم هدي للعالمين با اشاره به هدي للعالمين مي گويند كه خود انسانها قدرت فهم مفاهيم را دارند لذا به مرجع تقليد نيازي نيست وهر انساني با كمي تامل مي تواند همه مسائل را درك كند درپاسخ به چنين افرادي چه بايد گفت؟

اگرمطلب اينطور بود كه شما بزرگواران درمباحث شركت نمي كرديد و ماهم دو دهه از ايام جواني را درمحضر بعضي از بزرگان صرف نمي كرديم؛ با كمي تامل مي فهميديم، نياز نبود كه 10تا 15 رشته درسي رابخوانيم كه كلام خدا را متوجه بشويم و بدانيم اين«الف ولام » تزئيني تشريفاتي است يا حرف معرفه است. اينها كه به تامل به دست نمي آيد به تعلم به دست مي آيد. اما درپاسخ بايد گفت براي درك اين آيه بايد به همه آيه هاي قرآن مراجعه كرد.اين آيه ربطي به اين بحث ندارد. اينكه فرمود (ذلك الكتاب لا ريب فيه) يعني هيچ سوء نيتي وهيچ بطلاني دراين كتاب نيست عين حقيقت شفاف ، روشن وخير خواهانه را خداوند براي بشر مطرح کرده است. حالا اين قرآن را بايد چه طور بفهميم اين كتاب به من وشما مي گويد «فَسئلَو اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون » ذكر يعني خود قرآن، آن را كه نمي دانيد از آنهايي كه اهل ذكرند واهل قرآنند بپرسيد. آيا همگان مي توانند ظرائف وحقايق قرآن را درك كنند؟ اين مسئله عملي نيست . شما در مجموعه قرآن يك (اقيمو الصلوة) داريد . جزئيات و ظرائف نماز كه در قرآن نيست؟ اينها كه با تامل در قرآن بدست نمي آيد؛ شناخت اين ظرائف شناسايي سنت را مي خواهد ،خبر مي خواهد ، سيره پيامبر مي خواهد ، دامنه علمي مي خواهد كه به آن دانش فقه مي گويند . بنابراين بازي كردن با الفاظ قرآن زشت است بايد حقايق را درست بفهيم . اين مسئله مانند آن است كه براي دعوت مردم به كوهنوردي به آيه « والي الجبال كيف نصبت » استناد كنيم .گاهي استنادهاي اين چنيني نيز درست مي شود .

من در ايام ماه مبارك سرباز بودم و با اذان مشهد افطار مي كردم بعد فهميدم كه اذان آنجا با مشهد كمي فرق دار د روزه من چگونه است ؟

چون جهل به موضوع داشته ايد اشکالي ندارد وانشاء الله قبول است .

آيا هنگام نام بردن خدا و پيامبر و ائمه بايد وضو داشت ؟

وجوبي ندارد اما مسلم خيلي خوب است ولي درهنگام دست بردن بر خط قرآن واجب است .

آيا عروسك سازي يا مجسمه سازي از نظر شرع پسنديده است ؟

ساختن مجسمه يا داشتن آن در فقه ما توصيه نمي شود گاهي هم بحث حرمت آن بوده است ريشه آن به بحث بت و بت تراشي برمي گردد اما خود اين بحث به خودي خود موجوديت نداشته است 0

آيا «غيبت » حق الله است يا حق الناس است ؟

غيبت حق الله است . زيرا ملاک حق الناس اين است که مي توانيد آن را اسقاط كنيد امّا آيا مي توانيد حق غيبت كردن خود را به كسي ببخشيد؟ نه، يعني نمي توانيد به كسي اجازه دهيد كه ازفردا غيبت شما را بكند چرا كه غيبت حرام الهي است 0 نعوذ بالله در يك مسأله جنسي كسي مي تواند بگويد كه من نسبت به ناموسم مشكلي ندارم وحق خودم را واگذار مي كنم؟ ! خير

آيا «غيبت » حق الله است يا حق الناس است ؟

غيبت حق الله است . زيرا ملاک حق الناس اين است که مي توانيد آن را اسقاط كنيد امّا آيا مي توانيد حق غيبت كردن خود را به كسي ببخشيد؟ نه، يعني نمي توانيد به كسي اجازه دهيد كه ازفردا غيبت شما را بكند چرا كه غيبت حرام الهي است 0 نعوذ بالله در يك مسأله جنسي كسي مي تواند بگويد كه من نسبت به ناموسم مشكلي ندارم وحق خودم را واگذار مي كنم؟ ! خير

در قرآن كريم در چه سوره هايي راجع به حجاب زنان بحث شده است؟

دردو سوره قرآن بحث شده است .سوره مباركه نور آيه 31و سوره مباركه احزاب آيه 59.در سوره نور «خمار »مطرح است«وَليَضرِبنَ بخُمُرِهَنَّ»كه به معناي سرپوش است ودر سوره احزاب بحث «جلباب»مطرح است به معناي تن پوش كه تمام تن و برجستگي هاي بدن زن را مي پو شاند

همانطوركه مي دانيد اكثر علما و مراجع تقليد ازدواج موقت با دوشيزه را مشروط به اذن پدر دختر مي دانند اما در جلد 14كتاب وسائل الشيعه شيخ حر عاملي درقسمت ابواب المتعه در بخش 11 بابي بنام «با ب حکمه المتعه با البکربغيراذن ابيها» وجود دارد که در آن 14 روايت از معصومين است كه اكثر آنها اجازه ازدواج موقف با دختر با کره داده شده است لطفا دراين مورد توضيح دهيد؟

كسي نمي تواند مقلد شيخ حرعاملي باشد چون كتاب وسائل الشيعه يك كتاب فتوايي نيست بلکه كتاب استدلالي و زير بنايي است و آن روايات بايد حل ونقد و جهر و تعديل بشود وازآن اجتهاد گرفت. شما نمي توانيد اين كتاب را مقابل خودتان بگذاريد وازروايت فقيه 700 سال قبل نمي توانيد بعنوان تقليد استفاده کنيد. شما بايد از مجتهدي که الان دارد استنباط فقهي مي كند تقليد کنيد .آن 14 روايت را کنار روايات ( بابٌ في وُجوب بِإ ذنِ أبيها ) بگذاريد بعد ببينيد اين 14 روايت چه مي شود ؟ اين روايات با هم جمع مي شود بعد فقيه فتوي مي دهد هنرفقيه درهمين است. بطور كلي ازدواج با دوشيزه چه درمتعه وغيرمتعه بايد به اذن ابيها باشد گذشته ازاينکه اصلا متعه نسبت به دوشيزه کراهت دارد

دراسلام فرائضي وجود دارد که مسلمانان بايد بدون قيد وشرط انجام دهند مثل نمازوروزه آيا انسان مسلمان مي تواند براي انجام دادن آنها شرطي بگذارد؟

ما نماز يا واجبات را قربه الي الله مي خوانيم اگرشما به قصد ديگري بخوانيد باطل است مثلا من نمازمي خوانم که درسجده اين اتفاق بيفتد اين نمازمي شود باطل. اما اگرنمازمي خوانيد وبا خداي خودتان شرط مي گذاريد که خدايا من اين کاررا مي کنم دوست دارم که چنين چيزي باشد اين شرط ، شرط حقوقي وفقهي نيست بلکه مشارطه اخلاقي است اگربه اين شيوه باشد اشکالي ندارد

دليل تراشيدن سر حاجيان چيست ؟

مو ي سر براي انسانها هم زينت است وهم دلبستگي دارد اگر آدميان از اين هم بگذرند،مي شود گفت از خيلي چيزها گذشته اند. درگذشته وقتي غلامي مي گرفتند اول سرش را مي تراشيدند. اينکار به نوعي ابراز بندگي وتسليم به درگاه خداوند است

آيا جائز است امام جماعت در سجده آخر براي طولاني شدن نمازغير از ذكر سجده، ذکرهاي ديگر بگويد ؟

بستگي دارد درکجا وبراي چه کساني نمازمي خواند اگر مامومين انسانهاي كم تواني هستند گفتند رعايت (اضعف مامومين) را بکنيد اما اگر يک جماعت اهل دل واهل حالي هستند اند گفتن ذکرمستحب مشكلي ندارد اما وظيفه امام آن است که مامومين را رعايت کند

زاويه بين مسجدالحرام و مسجد الاقصي چند درجه است ؟

يعني مي خواهند بدانند پيامبر در مسجد ذو قبلتين چگونه جهت خود را عوض کردند؟ پيامبر 180 درجه روي خودشان را برگرداندند وبه طرف جلو حرکت کردند واينکه درنمازچهار قدم جلو برويد نمازتان باطل نمي شود فقط در حين حركت ذكر نگوييد. آن حركتي که نماز شما را باطل مي كند حركتي است که لازمه آن استدبار قبله باشد يعني جهت شما از قبله عوض شود والا حركت در حين نماز مبطل نيست البته به شرط اينكه حركت شما راهپيمايي نباشد

آيا امام جماعت مي تواند فقط سلام آخر را بگويد ؟ ( السلام عليكم و رحمة الله وبرکاته)

احتياط فقهي آن است که هر سه سلام با هم گفته شود .بعضي ازفقها خروج ازنماز را با يک سلام هم کافي دانسته اند. اين بحث اختلاف فقهي است

آيا صحبت کردن از افراد سرشناس (هنرمندان، اساتيد و ...) غيبت محسوب ميشود؟

اگر عيب پنهاني مطرح مي شود غيبت است و الا غيبت نيست

خوردن گوشت مرغ در كشورهاي غير اسلامي كه از ذبح آن اطلاع درستي نداريم چگونه است ؟

بد نيست اين سوال را کمي عالمانه تربگويم . اگر برروي زمين نمناکي پا گذاشتيد و شك مي كنيد اينجا آيا نجس است يا پاك؟ وظيفه اين است که بگوئيد پاك است. يعني ما قائده اي داريم به نام ( اصاله الطهارة ) اگر شك كرديد اين مال حلال است يا حرام است ؟ بايد بگوييد حلال است يعني ( اصالة الحليّة ) اينها چقدر زندگي ما را راحت مي كند.اگر جايي يقين به نجاست يا يقين به حرمت داريد حرام است اما اگر يقين نداريد حلال است . حالا اگر مي خواهيد احتياط كنيد ودنبال يك مقاماتي هستيد خودتان مي دانيد. دراسلام اين قانون در يك جا عوض مي شود و چقدر اثر دارد وآن هم در بال لحوم و دسوم است يعني در باب گوشت و طبعات آن مثل چربي وروغن وامثال آن .اگر شما در بيابان با يك گوشتي برخورد كرديد هيچ سابقه اي هم نداريد كه حلال است يا حرام، طبق قائده ي قبلي حلال است اما در باب لحوم و گوشت اصل اول اين است كه غير تذكيه شده است ، در باب گوشت بايد ثابت شود که تذكيه شرعي شده است به شك نمي توان استفاده کرد وخورد و اين كار ما رامشكل مي كند. البته خوشبختانه درهر تمام دنيا مراکز اسلامي عالي و كاملا معتبر وجود دارد که گوشت حلال مي فروشند و اين به لطف خداوند و بخاطر نفوذ و انتشار اسلام است. در ذبيحه اسلام شيعه و سني وجود ندارد و ذبح برادران اهل سنت هم براي ما قابل استفاده است. بنابراين چه درگوشت مرغ و چه گوشت قرمز بايد براي ما ثابت شود که ذبيحه اسلامي است منهاي گوشت ماهي كه بيرون آوردنش از آب به معناي ذبحش است و اشكالي ندارد مگر خود نوع آن ماهي اشكال داشته باشد 0

فرق حلال با طيّب در چيست؟

حلال نقطه مقابل حرام است ولي طيّب نقطه مقابل خبيث است در واقع حلال آن است كه مجوز استفاده شرعي دارد اما طيّب چيزي است كه روح ما مي پسندد يعني قذارت وناپاكي ندارد و ممكن است اصلاً بحث حلال و حرام هم مطرح نباشد

نظر اسلام در مورد سينماچيست؟

اسلام درباره نفس سينما حكم خاصي ندارد سينما يک مکان است بستگي دارد كه چه فيلمي در آنجا پخش مي شود اگر فيلم خوبي است مشكلي ندارد و اگر فيلم بدي است ،سينما هم بداست

همانگونه كه استحضار داريد شاعران ادب پارسي تا قرن پنجم هر جا كه از شراب و باده سخن گفته اند ،باده ي انگوري و ظاهري را اراده كرده اند با توجه به اينكه اغلب اين شاعران اهل تسنن بوده اند ، آيا در فرق چهارگانه اهل سنت نوشيدن شراب و انواع ديگر آن مباح و حلال بوده است يا خير ؟

اينطور نيست كه در همه استعمالات شراب، مراد باده ي انگوري بوده است . عارفان از قرن پنجم سير بحث را عو ض كردند : به تعبير نظامي « شعر زمن صومعه بنياد شد / شاعري از مصطبه آزاد شد » اما قبل از آن هم در ادب پارسي سابقه اين استعمالات را درمعاني مجازي و استعاري وغيرواقعي آن داريم . در مورد قسمت بعدي سؤال پاسخ منفي است . اينطورنيست که در بين اهل سنت کسي قائل به حليت شراب انگوري باشد ومجوز خوردن شراب را درمذاهب اهل سنت داده باشد البته گاهي در مورد يک نوعي ازفقّاع(آبجو) صحبت ها واِن قلت و قيل هايي بوده است اما در مورد شراب انگوري هيچكس قائل به جوازآن دراهل سنت نيست0

در مورد انفاق و نحوه ي كمك به متكدّيان وگداياني كه در جامعه ديده مي شوند توضيح دهيد؟

گاهي کسب عده اي در جامعه اين است و از اين راه نان در مي آورند و کَلّ خودشان را بر دوش جامعه مي افكنند اگر اين کار حرفه شد و تبديل به « تكّدي گري » شد ، در اسلام توصيه نمي شود كه به اين افراد كمك كنيم و ما شرعا در قبال آنها وظيفه اي نداريم . كمك كردن بايد نسبت به كساني باشد که واقعاً حاجت و نياز دارند و در جامعه ما آنقدر مستحقان آبرومند واقعي هستند كه مي توان به آنها كمك كرد لذا نمي توانيم بگوييم ما مستحق پيدا نمي كنيم .

لطفاً در مورد مراسم عروسي و محدويت هايي كه بايد رعايت شود تا تبديل به مجالس گناه نشود، توضيح بفرمائيد ؟ آيا محدوديت هاي زن ها و مرد ها در اين مود با هم فرق مي كند ؟

اسلام نمي خواهد مجلس عروسي ما مانند مجلس عزاي ما باشد يعني عروسي بايد در ذات خودش شادي داشته باشد منتهي با حفظ حدود و ثغوري كه شرع مقدس مطرح مي كند يعني در مجالس عروسي مهم ترين مسأله حفظ محدوده ي محرم و نامحرم است همان كه در روايات با تعبير «ادخال الرّجال علي النساء » و بالعكس بيان مي شود. زنان دراين گونه مجالس آراسته تروارد مي شوند و طبعاً وقتي اين تخالط ها پيش مي آيد مفاسد فراواني بدنبال آن مي آيد يعني مقدمه همه مفاسد همين مسئله است. پس تفكيك درست ومعقول ومشروع زنان و مردان - در صورتيكه بخواهيم مقيد به شرائط وآداب اسلام باشيم - رکن اصلي درمجالس عروسي است. مثلا غنا كه در اسلام حرام است در مجلس عروسي براي زنان مجاز است يعني زنان مي توانند در اين گونه مجالس آواز خواني كنند البته به شرط آنكه صداي آنها به گوش نامحرم نرسد. در مجموع در اسلام امتيازاتي به اينگونه مجالس داده شده است وشريعت با حفظ حدود و چهار چوب توصيه به شاد بودن دراين مجالس مي کند تا به محدود? حرام الهي كشيده نشود .

آيا صندوق هاي قرض الحسنه كه بين اقوام و دوستان مي باشد اشكال شرعي دارد ؟

نفس صندوق قرض الحسنه بسيار كار خوب وپسنديده اي است بستگي دارد به شيوه ي اجراي آن مثلاً اگر بگوييد 3ماه در اين صندوق پول بگذار سپس 6ماه بعد بگير ،اين ديگر قرض الحسنه نيست چون قرض الحسنه به هيچ عنوان شرط ندارد مثلاً اگر يك ميليون تومان به كسي قرض بدهيد به شرط اينكه كار شما را در فلان اداره درست كند،اين رباست چون زيادي مي گيريد و مشروط مي كنيد قرض شرط ندارد نهايتاً يك يا دو درصدي كه براي كاغذ و قلم به عنوان كارمزد است اشکالي ندارد.

آيا وام هاي بلند مدت كه از بانك گرفته مي شود و طولاني تر از يك سال است اشكال شرعي دارد ؟

طول و مدت زمان وام موجب مشروعيت يا عدم مشروعيت نمي شود عقد قراردادي كه شما بسته ايد مهم است كه طبق چه قراردادي پول گرفته ايد مثلاً اگر شما مطلقاً قرض گرفته ايد و الان در حال سود دادن هستيد ، اين رباست اگرمثلا با يک عقد قرارداد تسهيلات خريدي را به شما داده اند و شما هم عينا بر اساس همان قرارداد خريدتان را انجام داده ايد ،حتي اگر 15ساله هم پول را مي دهيد اشکالي ندارد مثلا بانك مسکن با شما مشاركت كرده است و منزل خريده است بانك سهم خودش را طبق قرارداد با فلان سودي كه مشخص كرده وشما هم راضي هستيد بيست ساله به شما مي فروشد هيچ اشکالي ندارد بنابراين بستگي به نوع قرارداد دارد. البته بايد توجه داشت كه براي عقود بانك ها در نظام بانكداري اسلامي خيلي زحمت كشيده شده است يعني خيلي از كشورها از ما الگو برداري كردند خود قراردادها خوب تنظيم شده است اما مشكل اين است كه ما درست عمل نمي كنيم اگرما طبق خود عقود عمل کنيم به مشکل برنمي خوريم اما وقتي تخلف مي کنيم دچار مشكلات مي شويم .

اگر کسي کاري انجام دهد که خلاف عرف و شرع است اما آزاري براي ديگران ندارد وً حق کسي را زير پا نمي گذارد، حکم آن چيست؟

نمي شود کاري هم خلاف شرع وهم خلاف عرف(عقل) باشد ولي تعدي به حقوق ديگران نباشد. اگر شما عرف را شکستيد يعني حقوق ديگران را پايمال کرده ايد. تصوراين مطلب مشکل است زيرا با توجه به اينکه ما زندگي اجتماعي داريم، گاهي تاوان عمل من را ديگران مي دهند

کتب ضاله به چه کتبي گفته مي شود و متن آن در بردارنده چه مطالبي است؟ آيا شبهاتي که بر دين اسلام وارد مي شود جزء کتب ضاله است؟

عنواني درفقه داريم تحت عنوان کتب ضاله وفقها مي گويند خريد و فروش و مطالعه آنها اشکال دارد. کتب ضاله به کتابهايي گفته مي شود که به تعبير ساده کفريات است. مجموعه هاي کفري که منحرف کننده است يعني انسان را از حقيقت دور مي کند مثل همه چيزهايي که پليد است وانسان را به گمراهي مي اندازد ، مانند فيلمهايي که مُضّل است يا دوستي که انسان را از حقيقت وازخدا گمراه مي کند. پس کتاب ضاله مثل دوست ضاله، فيلم ضاله يا تصوير ضاله است. اگر شبهه گفته مي شود تا جواب بگيرند و گفتگو بشود اشکالي ندارد بلکه ما استقبال نيزمي کنيم. اگرکسي کتب ضاله را به قصد پاسخ دادن بخواند اشکالي ندارد بايد همينطورباشد زيرا تا وقتي من کتاب يک گروه را نخوانم نمي توانم پاسخ آنها را بدهم وآن پاسخي که انسان از پيش خود بدهد ارزشي ندارد

به تازگي تعيين جنسيت جنين توسط پزشکان انجام مي گيرد، آيا اين دخالت در کار خدا نيست؟

خير، بلکه در متون روايات نيز توصيه هائي جهت پسر يا دختر شدن جنين وجود دارد. پس دخالت در کار خدا نيست، بلکه از حيطه هايي است که خداوند اين توان را به بندگانش مي دهد

خوانندگي يا مداحي و روضه خواني براي زنان چه حکمي دارد؟

حرف زدن معمولي خانمها اشکالي ندارد اما شنيدن يا شنواندن صداي بانوان هنگامي که به شکل خواندن ترانه وغنا وبا ريتم وآهنگ باشد، براي مردان دراسلام مجاز نيست. اما اگر زني در جمع خانمها مي خواند - فقط باطل نخواند- هرطور بخواند اشکالي ندارد. اگر زني با آهنگ مداحي و روضه خواني مي کند يا حتي با آهنگ (صلي لله عليک ابا عبدالله) مي گويد چنانچه مردان صداي او را بشنوند با خواندن ترانه هيچ فرقي نمي کند و هر دو غير صواب است وصحيح نيست

چرا در زمان خليفه دوم ازدواج موقت حرام شد آيا دليل خاصي داشت؟

اين سنت درزمان پيامبر عمل شد، درزمان ابابكر هم عمل مي شد در بخشي از خلافت عمر بن خطاب هم عمل شد ،در اواسط خلافت بود که ايشان اين جمله را بازگو كرد که (متعتان كانتا في عهد رسول الله محلّلتان انا اُحرّمهما واُعاقبُ عليهما، دو متعه در زمان پيامبر بودند - متعة الحج ومتعة‌ النساء- من اينها را حرام مي كنم واگرکسي آنها را انجام دهد عِقابش مي كنم ). دراين گفتار يك اقرار به حليت اين دومتعه در زمان پيامبر و يك ادعا به تحريمشان در زمان خود ايشان است . آيا كسي مي تواند حلال پيامبر را حرام كند ؟- خود خليفه مي گويد اينها در زمان پيامبر حلال بودند- آيا حلال رسول الله تا قيامت حلال است يا خير؟آيا حرام پيامبر تا قيامت حرام است يا نه؟ درهمينجا علامت سوال وجود دارد وديگرنبايد ادامه داد. توجيهي كه اهل سنت نسبت به اين قضيه دارند توجيه خاصي است كه خليفه با مواردي برخورد كرد كه مثلا كسي در يك شهر و دياري ازدواج موقت كرده ومتعه اي گرفته وبعد ازمدتي – يک هفته يا يک ماه - ازآن شهررفته است واين خانم بچه اي آورده و روي دستش مانده است ، خليفه اين را غير عادلانه و ظلم دانست که اين خانم با اين بچه چه كند وبگويد از كجا آمده است ؟ اگربگويد من شوهر متعه داشته ام چه کسي حرف او را باور مي كند؟ مي گويند اين ولد زنا است وننگش براي او مي ماند. اين توجيه قابل قبولي نيست . آيا در زمان خود پيامبر اين مسئله نبود؟ آيا (نعوذ بالله) علم پيامبر به اين مشکل اقتضا نمي كرد ؟ آيا (نعوذبالله) خدائي كه اين حكم را وضع كرده است ، حكيم و عالم به اين مسئله نبود؟ پس اين ،از خدا وپيامبر متشرع تر شدن است« لاتقدموا بين يدي الله و رسوله ». گذشته ازآنکه در ازدواج موقت و ازدواج دائم فرزند مثقال ذره اي با هم فرق ندارند يعني اگر بحث فرزند پيش بيايد همان تعهداتي كه پدر در ازدواج دائم دارد صددرصد عين آن را در ازدواج موقت دارد وهيچ فرقي نمي كند، هزينه زندگي وتربيت فرزند همه بعهده پدر است وارث هم وجود دارد ومادر دراين موارد نقشي ندارد .

آيا فلسفه زكات كه بعضي ها مي گويند يک دهم مال را حتماً بايد بعنوان زكات به فقرا بدهيم صحت دارد؟فلسفه زکات چيست؟

اصل زكات( اينکه بخشي ازمال را بايد به مصارف مشخصي پرداخت )در قرآن آمده است وگيرندگان آن هم مشخص شده اند. 8گروه را قرآن مطرح مي كند كه اين ما ل بايد به آنها داده شود « إنّما الصدقات للفقراء و المساكين ...» ( فقير،مسكين ،در سبيل الله ،در رقاب ،غارمين عليها، مقروضين ، در راههايي كه منتهي به قرب خداوند مي شود ، در مسائل عام المنفعه). اما نصاب زكات از متشابهات است . يعني نصاب زكات را پيامبر مكرم اسلام تعيين مي كند .اينکه درجائي يک دهم باشد ، در جايي يك بيستم باشد، در يك نوع خاصي ازمال يك پانزدهم باشد اين را پيامبر تعيين كردند . اينکه زکات به معناي فقهي آن در چه چيزي باشد(در گندم ، جو ، خرما وکشمش ، گاو وگوسفند ودر طلا و نقره با شرايط ويژه باشد) اين را نيزپيامبرگفتند. اگرهزارسال کنارقرآن بنشينيد وبگوئيد زکات ازچه چيزي است وبه چه مقداراست؟ قرآن به شما نمي گويد. به اين معنا زکات جزء آيات متشابه است وبايد پيامبر آن را بازگوکند. پس اصل زكات در قرآن مسلم، گيرندگان آن معلوم ، جزئيات آن را هم كه پيامبر گفته است ما همان را مي گيريم و عمل مي كنيم«ما اتاكم الرسول فخذوه». درباب فلسفه زکات بايد گفت امروزدر دنيائي که ما زندگي مي کنيم در خيلي از كشورها يك نظام تأمين اجتماعي حداقل پيش بيني مي شود كه بالاخره در جامعه كسي براي نان شب خود نماند وبا بيماري و مشكل خود نميرد . زکات به معناي عام وگسترده آن يك نظام تأمين اجتماعي است .اينكه در روايات داريم كه اگر مردم حقوق واجب مالشان را بپردازند درکشوراسلام فقيري باقي نمي ماند دقيقاً اين نكته را مطرح مي كند .

آيا فلسفه زكات كه بعضي ها مي گويند يک دهم مال را حتماً بايد بعنوان زكات به فقرا بدهيم صحت دارد؟فلسفه زکات چيست؟

اصل زكات( اينکه بخشي ازمال را بايد به مصارف مشخصي پرداخت )در قرآن آمده است وگيرندگان آن هم مشخص شده اند. 8گروه را قرآن مطرح مي كند كه اين ما ل بايد به آنها داده شود « إنّما الصدقات للفقراء و المساكين ...» ( فقير،مسكين ،در سبيل الله ،در رقاب ،غارمين عليها، مقروضين ، در راههايي كه منتهي به قرب خداوند مي شود ، در مسائل عام المنفعه). اما نصاب زكات از متشابهات است . يعني نصاب زكات را پيامبر مكرم اسلام تعيين مي كند .اينکه درجائي يک دهم باشد ، در جايي يك بيستم باشد، در يك نوع خاصي ازمال يك پانزدهم باشد اين را پيامبر تعيين كردند . اينکه زکات به معناي فقهي آن در چه چيزي باشد(در گندم ، جو ، خرما وکشمش ، گاو وگوسفند ودر طلا و نقره با شرايط ويژه باشد) اين را نيزپيامبرگفتند. اگرهزارسال کنارقرآن بنشينيد وبگوئيد زکات ازچه چيزي است وبه چه مقداراست؟ قرآن به شما نمي گويد. به اين معنا زکات جزء آيات متشابه است وبايد پيامبر آن را بازگوکند. پس اصل زكات در قرآن مسلم، گيرندگان آن معلوم ، جزئيات آن را هم كه پيامبر گفته است ما همان را مي گيريم و عمل مي كنيم«ما اتاكم الرسول فخذوه». درباب فلسفه زکات بايد گفت امروزدر دنيائي که ما زندگي مي کنيم در خيلي از كشورها يك نظام تأمين اجتماعي حداقل پيش بيني مي شود كه بالاخره در جامعه كسي براي نان شب خود نماند وبا بيماري و مشكل خود نميرد . زکات به معناي عام وگسترده آن يك نظام تأمين اجتماعي است .اينكه در روايات داريم كه اگر مردم حقوق واجب مالشان را بپردازند درکشوراسلام فقيري باقي نمي ماند دقيقاً اين نكته را مطرح مي كند .

در جواب کساني که مي گويند در عروسي حضرت زهرا (س) موسيقي بوده است چه بايد بگوئيم

چه كسي اين حرف را گفته است که در عروسي حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها موسيقي بوده است؟ اين مطلب را در كجا ديده ايد؟ چه كسي چنين اتهامي را به « إنما يريدالله ليذهب عنكم ا لرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا ً» زده است ؟ مطلقا چنين چيزي درمورد حضرت زهرا (س)نبوده است . تنها چيزي كه در آنجا وجود داشت بحث خواندن زنان بدون حضور مردان بوده است كه مي گوييم « الغنا في الاعراس ». خواندن آواز توسط زنان به شكل غنايي در مجلس عروسي در اسلام توصيه شده است که زنان مي خواندند ومجلس را شاد مي كردند . اما موسيقي يعني ميوزيك به تعبير يوناني آن وموسيقي عربي و موسيقار نبوده است اين تهمت و اتهام است كه بر اهل بيت بازگو بشود .

اگر جنسي رامثلا 1000 تومان خريده ايم از نظر ديني چقدر بايد بفروشيم ؟ اگر خيلي ارزانتر خريديم مي توانيم به قيمت بازار بفروشيم ؟

در اسلام نرخ گذاري ودرصد بندي نداريم يعني مشخص نکرده اند که اين جنس 5%، اين جنس 10%. « لا سعر في الاسلام » نرخ گذاري به اين معنا دراسلام نداريم . مهمترين عاملي كه وجود دارد انصاف است ونرخ گذاري به انصاف انسانها واگذار شده است . بالاخره همه جنس ها يك جور نيستند يك جنسي است كه ً اگر 1000تومان خريده ايد وقتي ضايعات وريخت وريزآن را حساب مي كنيد حتي نمي توانيد 1100تومان هم بدهيد . گاه مي بينيد اگر 1020 تومان هم بدهيد كافي است . اين بستگي به نوع جنس و انصافي دارد که بايد عمل كرد .

درماه محرم چه كاري انجام دهيم بهتر است ؟

هم بايد شورداشته باشيم هم شعور. در اين ايام سوختن به سوز اهل بيت (ع) كار بزرگي است «از پا حسين افتاده و ما برپاي بوديم / زينب اسيري رفت و ما بر جاي بوديم، چون بيوگان ننگ سلامت ماند برما / تاوان اين خون تا قيامت ماند برما» يعني خواهران عزيزبدانند دختر كبراي اميرالمؤمنين به اسارت مي رود كه عفاف و حجاب بماند، شرافت زن بماند ،ناموس مسلمان سرافراز بماند. يك بخش كار در محرم آن است که اين شور دروجود ما بيايد . بخش دوم آشنا شدن با شخصيت ، اهداف، فكر و مكتب اين مواليان است . مطالعه كتابهائي دراين زمينه ازجمله کتاب «پرتويي از عظمت سيد الشهداء» نوشته حضرت آيه الله العظمي صافي گلپايگاني که ازبهترين کتابها است، كتاب «اشعه من حياة الحسين» نوشته عبدالله علائلي عالم اهل سنت، کتاب «حماسه ي حسيني » شهيد بزرگوارمطهري وکتابهائي ازاين دست وهمچنين استفاده از سخنان و مطالب مفيد دراين ايام، ازبهترين کارها است که هم شور باشد و هم شعور. بايد سعي کنيم در سطح خودمان فرهنگ محرم راتسري دهيم وآمدن محرم وصفررا در همان فضاي كوچك و بزرگي كه هستيم نشان دهيم.

اگر كسي درون خانه كعبه بايستد بايد به كجا نماز بخواند ؟

کسي که در مسجدالحرام باشد رو به كعبه نمازمي خواند اگر كسي داخل كعبه ايستاد به هر طرف که نماز بخواند رو به كعبه است چون به طرف يكي از ديوارها ي كعبه است وقبله 360 درجه مي شود .

باتوجه به تعصبات همه اديان ومذاهب نسبت به خروج پيروان خود (موضوع ارتداد)آيا وقت آن نرسيده است که با احترام همه اديان ومذاهب ورها کردن بحثهاي اختلاف انگيز درمجالس ورسانه ها اقدام عملي درجهت پيشرفت وتعالي جامعه نمود تا الگوئي براي سايرملل وسربلندي درپيشگاه مولا علي(ع) باشيم؟

شيوه عالمان ديني ازگذشته تا امروزهمين بوده است .هيچگاه شما اززبان يک عالم بعنوان يک محقق شنيده ايد که حرف خودش را با اهانت بگويد. يا زده جلد کتاب الغديرعلامه اميني درنهايت ادب ووزانت مي باشد ويک کلمه اهانت دراين مجلدات وجود ندارد وبه همين علت اين کتاب يک موجي به راه انداخت. درتمام مقدمه هاي اين يازده جلد بعضي ازاين نامه هائي که بزرگاني مثل عالم اول دانشگاه الازهرمصر، بزرگ اردن ، جلاله الملک ازيمن، ازتمام اين بزرگان ، حاکمان وعالمان تقريرها ويادداشتها ونوشته هاي اعجاب انگيزي وجود دارد که وقتي انسان اينها را مي خواند مات ومبهوت مي ماند. شيوه کارعالمان تبيين حقايق بدورازجدل واهانت وتوهين بوده است واين شيوه درستي است که درطول تاريخ عالمان انجام داده ا ند.

لطفا در خصوص جمله (في حلا لها حساب) توضيح دهيد؟

امروزه در خيلي از كشورهاي دنيا قانون از كجا آورده ايد وبه كجا مي رود؟ درسرمايه هاي بانکي حاكم است.يعني بايد كاملاًمشخص باشد كه اين پولي كه به حساب شما ريخته شده از كجا آمده است واين چکي هم که شما صادر کرده ايد به کجا رفته است؟ و اين يك سياست موفقي است واين شيوه کار آن پولهاي سياه وپولشويي را ازبين مي برد. خود اين قانون (از کجا آمده است وبه کجا مي رود؟) وبه تعبيرروايات (من اين اکتسب وفي ما انفق) «از كجا كسب شده ودر كجا هزينه شده ؟» حالت كنترل اقتصادي درسرمايه ها بوجود مي آورد. اينطورنيست که اگرانسان مال حلالي دارد هر طور دلش مي خواهد عمل كند اين يعني ( في حلالها حساب). بالاخره خرج کردن همان مال حلال هم حساب و كتابي دارد نه اينكه انسان هر طور خواست بريزد و بپاشد.

لطفا در رابطه با آيه 6 سوره مباركه اعراف( فاغسلو وجوهكم و ايديكم الي المرافق) كه در ترجمه هاي مختلف اينطور نوشته شده كه صورت و دستها را تا مرفق بشوئيد، توضيح بفرماييد؟

در آيه وضو خداوند دو مسح کردن و دو غَسل وشستن را مطرح مي کند . پس طبق خود آيه وضو مسحتان( مسح کردن سروپا) وغَسلتان (شستن صورت ودست ) است . اما نسبت به كلمه ( الي المرافق يعني تا آرنج ) شايد اينطوربه ذهن بيايد كه خداوند مي گويد كه تا آرنج بشوئيد يعني از پايين شروع كنيد و به بالا بياييد، درآيه مِن (يعني از كجا تا كجا؟) نيست. خداوند سبحان در اينجا محدوده شستن را بازگو مي كند نه شيوه آن را. در كلام عرب وقتي به خادم مسجد مي گويند ( اكنس الباب الي المحراب - از درب تا محراب جارو بزن) به اين معنا نيست که جارو کردن را ازدرب شروع کند ، يعني اين محدوده را بايد جارو كني ودرمورد نحوه جاروکردن ببين عقلا از كجا آغازمي کنند . بالاخره وقتي انسانها به حمام مي روند بدن خود را از سر مي شويند و به پائين مي آيند پس طبق قواعد، شستن ازبالا به پائين است . خداوند دراين آيه مقدار شستن را مي گويد نه شيوه ي شستن را. از خود آيه مشخص نمي شود كه از كجا تا كجا بايد شسته شود بلکه آن را يا بايد از سنت پيامبرو يا از ادله ديگر بايد استفاده کنيم . (اگر بحث علمي جامع الاطراف مي خواهيد به بحث تفسيرهمين آيه مراجعه کنيد. همچنين براي رفع هرگونه ترديد كتاب «وضوي پيامبر (ص)» را مطالعه کنيد)

فرزندم دوست دارد موسيقي گوش دهد و من نگرانم ، چطور بايد اورا منع کنم؟

اگر احکام دين را نا صواب تعليم دهيم، نتيجه اش نا صواب مي شود. اگر ما احکام دين را با افراط و تفريط تعليم دهيم نتيجه آن اعتدال نمي شود. حکم موسيقي در اسلام مشخص است. شما اگر تفکيکي به عمل آوريد يعني همه يا هيچ نگوئيد موفق مي شويد.آن مو سيقي که بنا برنظر جمع زيادي از فقيهان چه درعصر وزمان ما و چه قبل از آن ، مانعي در شنيدنش نيست، نبايد منع کرد وآن موسيقي که مانع در گوش کردن آن است نبايد اجازه شنيدن آن را به فرزند داد. اينطور نباشد که تا بحث موسيقي مطرح مي شود بدون تشخيص در تفکيک آن بگوئيد حق نداري ونبايد گوش دهي. اگرمعيار تشخيص موسيقي دست شما آمد ودانستيد اين موسيقي لهوي است وموسيقي است که جنگ اعصاب و جنگ ايمان و ذوب کننده فکرواعتقاد وايمان است، نگذاريد گوش دهد. دربعضي از روايات آمده است: (الغِنا رُقيِةُ الزِّنا) نوعي از موسيقي ها پيام زنا مي دهد. آغازبعضي ازروابط نا مشروع و زمينه ساز گفتمان نامشروع ازطريق موسيقي است ، چه بپذيريم و چه نپذيريم اين واقعيتي است که معصوم فرموده است. شما خودتان آن موسيقي که مطربانه ولهوي نيست ودرآن فکروحرف وجود دارد براي او انتخاب کنيد اما آن نوع مطربانه ولهوي را هم اجازه ندهيد گوش دهد. البته علت را براي او توضيح دهيد اگرفرزند شما درست توجيه شود مي پذيرد

حکمت آهسته گفتن (اَعوذُ بالله) قبل از (بسم الله) و بلند گفتن بسم الله الرّحمن الرّحيم چيست؟

پيغمبر وقتي که درمکه بودند تا مي گفتند «بسم الله الرّحمن الرّحيم»سنگها بود که باريدن داشت، دشمنان تحمل شنيدن «بسم الله الرّحمن الرّحيم» وکلمه الرحمن را نداشتند( آيه 46 سوره مبارکه اسري) لذا پيامبر وقتي مي خواستند نماز بخوانند بسم الله را آهسته مي گفتند اما در مدينه مشکلي براي پيامبر وجود نداشت لذا «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را آشکارا مي گفتند. اهل سنت رويه مکه را در پيش گرفتند اما شيعه رويه پاياني وسنت مدني پيامبر را عمل مي کند. «بسم الله» جنبه شعار دارد اما «اعوذ بالله» يک امر قلبي است لذا آهسته گفتن آن بهتر از بلند گفتن آن است.

لطفاً در مورد استمناء و اينکه جزء کدام دسته از گناهان ( صغيره يا کبيره ) است و اثرات آن توضيح دهيد؟

اين عمل در روايات زناي صغيره ناميده شده است و بسيارعمل زشت و ناپسندي است وجزء گناهان کبيره (مثل زنا) محسوب نشده است اما درعين حال درکلمات معصومين شديداً واکيداً ازآن نهي شده است .اولين اثر منفي آن اثر روحي و ضعف شخصيت و اراده است. کساني که به اين عمل مبتلا مي گردند دچار وهم و ترس مي شوند و يک عوارض جسمي نيز دارد و اين اثرات از نظر علمي کاملاً بررسي و ثابت شده است.

لطفاً در مورد ربا توضيح دهيد؟

هم ربا دهنده و هم ربا گيرنده عصيان و معصيت خدا مي کنند و طبيعي است که خوردن و گرفتن ربا جرم بيشتري از دادن ربا دارد اما هر دو در معصيت و گناه شريکند. متأسفانه يکي از ضعفهاي الان درکشور ما شايع شدن رباست. در خيلي از موارد شاهديم که جامعه و بازاريان به شيوه هاي مختلف مبتلاي در ربا هستند، بعضي از آنها مي دانند رباست و برخي هم متاسفانه نمي دانند و اصلا آشنا نيستد.اميرالمؤمنين فرمودند : (الفقه الفقه ثُمَّ المَتجَر )اول يک آگاهي از قواعد تجارت داشته باشيد بعد وارد بازار شويد. معدل ورشکستگي در خيلي از شهرهاي کشور بين سنين 25 تا 30 سال است يکي از علتها وعوامل زمين خوردن جواناني که وارد بازار مي شوند آشنا نبودن آنها با احکام تجارت است.

آيا حقي مثل عاق والدين براي فرزندان وجود دارد؟

بله، کلمه عاق يعني ظلم ، عاق والدين يعني ظلم به پدر و مادر .همانطور که اگرفرزندان ظلمي به پدر و مادر بکنند قابل مقايسه با ظلم به هيچکس نيست وازگناهان کبيره است يعني عقوق والدين ازکبائر الهي است، عکس آن را هم در روايات داريم يعني اگر پدر و مادري به فرزندان خود ظلم کنند، اينها هم عاق مي شوند و از آن امتيازاتي که خداوند نصيب و روزي آنها مي کرده است بي بهره مي گردند و از رحمت خدا کم بهره مي شوند .اين قسمت ظلم طرفيني است (ديوار يک سويه نيست) وهر دو طرف را شامل مي شود.

چرا زن تنها از يک هشتم دارايي شوهر ارث مي برد ؟

بحث ارث وقانون ارث در اسلام فوق العاده پيچيده است و به اين سادگي نيست که گاهي شخصي دريک مقاله يا نشريه نظري بدهد. در مورد ارث زن اگر متوفي (شوهر ) فرزند داشته باشد ، ارث زنان يک هشتم از کل ماترک و اگرفرزند درميان نباشد يک چهارم(ربع) ازکل ماترک است. اين موضوع بستگي به آن دارد که آيا وارث ديگري وجود دارد يا خير؟ علت اين تقسيم آن است که حقوق وراث ديگر را نيزتوزيع کنيم .آيا درکنار اين زن پدرو مادر متوفي هستند يا خير؟ حق پدرو مادر را که همسرنمي تواند بگيرد. وقتي سهم الارث زن را با حقوق بقيه ورثه (سهم پدر و مادر و فرزندان) جمع مي کنيد مي بينيد سهم زن ، سهم معتنابهي از مجموع دارايي شوهر مي شود اما به خاطر احترامي که به همسر مي شود مي گويند اول از کل ماترک يک هشتم يا يک چهارم (بنا بر آن اختلافي که در اموال منقول وغيرمنقول وجود دارد) همسر را برداريد ، آنگاه سهم الارث بقيه را توزيع کنيد. پس اين يک هشتم وقتي است که وارث ديگري وجود دارد اگر وارث ديگري وجود نداشته باشد ارث تقسيم ديگري ندارد. در ارث پنج طبقه وجود دارد و تنها کساني که در تمام طبقات شرکت مي کنند و هميشه در صحنه اند و از ارث دست بر نمي دارند زن و شوهر هستند.يعني طبقه اول : فرزندان ، پدر و مادر ، زن و شوهر .طبقه دوم : (پدرو مادر و فرزند متوفي نيستند)فرزند فرزند که جاي پدر يا مادر مي نشيند، اجداد (پدر بزرگها و مادر بزرگها )، خواهر و برادر، زن و شوهر .طبقه سوم :( جد متوفي نيست و خواهر و برادرهم وجود ندارند) ، دايي، خاله ، عمو ، عمه با زن و شوهر جمع مي شوند. طبقه چهارم : اگر طبقه سوم وجود نداشت نسبي ها به کناري مي روند و سببي ها به صحنه مي آيند و ارث به سبب توزيع مي شود باز اولين گروهي که به صحنه مي آيند زن وشوهر هستند. وقتي مجموع فروض ارث را بررسي مي کنيد متوجه مي شويد که دراسلام سهم ارث زن وشوهر ازيکديگر خيلي زياد است.

آيا بانوان درحالت خاص ماهيانه مي توانند ادعيه مفاتيح را بخوانند؟

خواندن دعا درشرائط خاص بانوان اشکالي ندارد فقط نبايد به اسماء الله دست بزنند.

آيا مي توان ذکرقنوت نماز را به زبان فارسي گفت؟

نوعاً فقيهان در نماز هاي واجب اجازه اين کار را نمي دهند اما در نمازهاي مستحبي مي توان قنوت را به زبان فارسي گفت. بعضي از بزرگان در دعاي دست نمازهاي مستحبي خود درنيمه هاي شب غزل حافظ مي خوانند: زان يار دلنوازم شکري است با شکايت گرنکته دان عشقي خوش بشنو اين حکايت بي مزدبود ومنت هرخدمتي که کردم يا رب مباد کس را مخدوم بي عنايت رندان تشنه لب را آبي نمي دهد کس گوئي ولي شناسان رفتند ازاين ولايت درزلف چون کمندش اي دل مپيچ کانجا سرها بريده بيني بي جرم وبي جنايت

در اسلام اعمال واجب باچه معياري رتبه بندي مي شوند؟

واجبات جايگاه خودشان را دارند ورتبه بندي نمي شوند. اگرچيزي دراسلام و درقرآن بعنوان واجب تعيين مي شود ، از جهت وجوب در يک حد هستند. البته هنگامي که يک واجب را انجام مي دهيد ممکن است اثر آن در وجود انسان بيشتر از ديگري باشد مثلاً ممکن است نماز بعنوان يک واجب نسبت به پاسخ سلام دادن که آن هم واجب است اثر بيشتري داشته باشد ، اثر نماز کجا و اثر پاسخ سلام دادن کجا ؟ همانطور که در باب گناه ، آن گناهي که اثر سوء بيشتري در وجود انسان باقي مي گذارد را گناه کبيره مي گويند. پس رتبه بندي اعمال و واجبات ازجهت آثارآنها است ولو اينکه در اصل وجوب همه آنها يکسانند .

آيا ازدواج موقت که در اسلام مورد تأييد قرار گرفته است ، موجب باز شدن زمينه براي انسانهاي هوس باز نمي شود؟ و علاوه بر آن باعث نمي شود که انسانهاي ديندار نيز به سوي آن کشيده شوند و از ازدواج دائم دوري کنند؟

اگر مراد حکم اسلام است، وقتي که در شريعت حکمي وضع مي شود ديگر تالي فاسد و به قول غربيها siedeffect ندارد .امّا اگر بحث سوء استفاده انسانها است از همه چيز دين(نماز ، روزه ، حج ) و غير دين مي توان سوء استفاده کرد. آيا کساني که از طريق نماز تزوير کردند و با (ولاالضالين) خودشان مردم را فريب دادند کم بودند؟ آيا کم بودند کساني که با حجشان سر حاجيان را زير آب کردند ؟ در مورد ازدواج موقت اول بايد بدانيم اين حکم متعلق به کجا و براي چه کسي و در چه شرايطي است، يعني شرايط وضع قانون را در اسلام بدانيم .آيا ازدواج دائم جوابگوي نياز هاي جنسي همه انسانها هست؟آيا همه انسانها شرايط ازدواج دائم را دارند و با تمام مسئوليتهائي که ازدواج دائم دارد مي توانند ازدواج کنند؟مسلم پاسخ منفي است. طرح ازدواج دائم جوابگوي همه نيازهاي انسانها در هر موقعيت و جايگاه و شرايط سني و جغرافيائي نيست . خيلي از جوانان (زن ومرد) شرايط ازدواج ندارند ، خيلي اوقات موقعيت جغرافيايي آنها جوري است که اصلا امکان ازدواج دائم را ندارند . آيا اسلام براي اينگونه موارد حرفي دارد يا دين خدا ناقص است ؟ آيا آنها بايد شهوتشان را بکشند ؟ ما در اسلام شهوت کشي و نفس کشي نداريم. هيچکس نبايد غرائز خود را بکشد. پس چه بايد کرد ؟ در اينجا طرح اسلام طرح ازدواج موقت است و طرح غير اسلام و کساني که پايبندي به دين ندارند ، شهوت و زنا است .در ازدواجِ اسلامي اصل ، ازدواج دائم است ولي در شرايطي که ازدواج دائم ميسور و مقدور نيست ، طرح ازدواج موقت مطرح مي شود . اگر در جامعه به اين حکم عمل شود درب آن يکي بسته مي شود، اگرمشروعيت اين باب گشوده باشد آن نامشروعيت دربين مسلمانان جايگاهي پيدا نمي کند. بالاخره ممکن است انسانها از هر چيزي سوء استفاده کنند و اين مسئله به پاکيزگي حکم لطمه اي نمي زند.

ازديدگاه قرآن نجس بودن کافريا مشرک چگونه است؟

کسي که کفربه خداوند دارد يعني خدارا قبول ندارد يا اصلا شريعت ودين خدا را قبول ندارد يا يک امرضروري دين را قبول نمي کند اين شخص کافراست. مشرک کسي است که شرک در ذات يا درصفات خدا دارد. پاکي وطهارت وجود انسان به اتصال با خداوند است وقتي آدمي متصل به خداوند نبود ارزشي ندارد ونجس است. منتهي درمورد طهارت ونجاست کافرومشرک کتابي يعني يهودي ومسيحي که پيامبراسلام را قبول ندارند اختلاف است بعضي ازفقها قائل به طهارت اهل کتاب (يهوديان ومسيحيان) هستند و بعضي ازفقها هم آنها را نجس مي دانند اين مسئله يک بحث تقليدي وفقهي است. اما خداوند درقرآن صريحا مي گويد مشرک نجس است « إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ – توبه 28» مصداق بارز واوليه اين آيه با توجه به تفاسيرو کلام معصومين آن مشرکيني هستند که 360بت دارند والله ندارند. البته اين نجاستي که اسلام مي گويد نجاست تن نيست بلکه نجاست روح است. مراد ازنجس بودن نزديک نشدن به کافراست يعني نمي شود باهمان کافري که مصداق آيه هست ، ارتباط داشت. اين مطلب گفته مي شود که تماس وارتباط قطع شود وقذارتي ايجاد شود. همانطور که انسان دوست دارد ازنجاست فاصله بگيرد ازاين انسانها نيزبايد فاصله بگيرد.

کنند به اين دليل است که فلسفه انجام آن را نمي دانند (مثل حجاب) آيا اين ايراد بزرگي برمراجع امروزنيست؟

رساله عمليه احکام فقهي شرعي است يعني احکامي است (طهارت، نجاست، حرام وحلال،حليت وحرمت)که يک مسلمان درفقهش بايد به آن عمل کند. فقيه اينها را از عقلش استفاده نمي كند كه بخواهد براي شما دليل عقلي بياورد. تمام هنر فقيه اين است كه اين احكام شرعي را ازادله اش استفاده مي كند وادله اول کتاب و سنت (قرآن وگفتار و سنت پيامبر واهل بيت (ع)) است . فقيه سراغ حديث و قرآن مي رود وبه اجتهادش حکم را از لفظ قر‌آن استفاده مي كند ودر رساله مي نويسد وبراي شما مطرح مي كند. اصلاً فقه برهان عقلي (اوسط اگر حمل يافت در بر صغري وباز/ وضع به كبري گرفت شكل نخستين شمار) و شكل اول و دوم منطقي وبرهان ان ولم نيست ، فقه خواندن كتاب و سنت واز آن دليل را استفاده كردن و به شما ارائه دادن است اصلاً بحث فقه بحث عقليات ومباني فلسفي نيست. لذا توضيح المسائل، آراء فقهي فقيه متخذ از كتاب و سنت است. پشتوانه اصول اعتقادات عقل است يعني صد دليل عقلي براي اينکه چرا خداوند واحد است وجود دارد، صدها دليل عقلي درمورد اينکه چرا انسان زنده مي شود مي توان بازگوکرد، يکي ازبراهين قوي اصول اعتقادات عقل است اما همه احكام فقهي دليل عقلي ندارد. دراحكام فقهي فرض براين است كه شما دين را پذيرفته ايد وچهارچوب دين را قبول داريد، اگريک مسيحي بخواهد مسلمان شود به او توضيح المسائل نمي دهند که بخواند تا مسلمان شود . يك كسي كه اسلام را پذيرفت ومسلمان شد بعد به او مي گويند به اين دستورالعمل تجويزي عمل كند. اين دو رانبايد باهم مخلوط کرد. مراجع امروز و ديروزهم ندارد كار فقيه اززمان خود معصوم كه فقها به صحنه آمدند همين بوده است واينها چنين سخن مي گفتند. اما در آن قسمتي كه بخواهيم فلسفه بعضي از احكام را بدانيم ديگر ربطي به كتاب توضيح المسائل ندارد . بايد پويا وجويا باشيد و به سراغ كسي برويد كه اصول دين وقرآن تعليم مي دهد وعلت را ازاو سوال کنيد و الا موضوع رسالة وتوضيح المسائل بيان احكام متخذ از كتاب و سنت است

چرا در رساله مراجع احکام ودستورات بدون ارائه دليل و مدرك عقلي بيان مي شودبه نظرمن يکي ازدلايلي که افراد مقلد خيلي زود بعضي ازاين فروع را ترک مي کنند به اين دليل است که فلسفه انجام آن را نمي دانند (مثل حجاب) آيا اين ايراد بزرگي برمراجع امروزنيست؟

رساله عمليه احکام فقهي شرعي است يعني احکامي است (طهارت، نجاست، حرام وحلال،حليت وحرمت)که يک مسلمان درفقهش بايد به آن عمل کند. فقيه اينها را از عقلش استفاده نمي كند كه بخواهد براي شما دليل عقلي بياورد. تمام هنر فقيه اين است كه اين احكام شرعي را ازادله اش استفاده مي كند وادله اول کتاب و سنت (قرآن وگفتار و سنت پيامبر واهل بيت (ع)) است . فقيه سراغ حديث و قرآن مي رود وبه اجتهادش حکم را از لفظ قر‌آن استفاده مي كند ودر رساله مي نويسد وبراي شما مطرح مي كند. اصلاً فقه برهان عقلي (اوسط اگر حمل يافت در بر صغري وباز/ وضع به كبري گرفت شكل نخستين شمار) و شكل اول و دوم منطقي وبرهان ان ولم نيست ، فقه خواندن كتاب و سنت واز آن دليل را استفاده كردن و به شما ارائه دادن است اصلاً بحث فقه بحث عقليات ومباني فلسفي نيست. لذا توضيح المسائل، آراء فقهي فقيه متخذ از كتاب و سنت است. پشتوانه اصول اعتقادات عقل است يعني صد دليل عقلي براي اينکه چرا خداوند واحد است وجود دارد، صدها دليل عقلي درمورد اينکه چرا انسان زنده مي شود مي توان بازگوکرد، يکي ازبراهين قوي اصول اعتقادات عقل است اما همه احكام فقهي دليل عقلي ندارد. دراحكام فقهي فرض براين است كه شما دين را پذيرفته ايد وچهارچوب دين را قبول داريد، اگريک مسيحي بخواهد مسلمان شود به او توضيح المسائل نمي دهند که بخواند تا مسلمان شود . يك كسي كه اسلام را پذيرفت ومسلمان شد بعد به او مي گويند به اين دستورالعمل تجويزي عمل كند. اين دو رانبايد باهم مخلوط کرد. مراجع امروز و ديروزهم ندارد كار فقيه اززمان خود معصوم كه فقها به صحنه آمدند همين بوده است واينها چنين سخن مي گفتند. اما در آن قسمتي كه بخواهيم فلسفه بعضي از احكام را بدانيم ديگر ربطي به كتاب توضيح المسائل ندارد . بايد پويا وجويا باشيد و به سراغ كسي برويد كه اصول دين وقرآن تعليم مي دهد وعلت را ازاو سوال کنيد و الا موضوع رسالة وتوضيح المسائل بيان احكام متخذ از كتاب و سنت است

با توجه به اينكه در آيات قرآن معمولاً پس از نماز به زكات اشاره شده است و از خمس صحبتي نشده است لطفا دراين مورد توضيح دهيد ؟

كلمه زكاتي كه در كنار صلات در قرآن بكار برده مي شود زكات فقهي نيست آن زكاتي كه شامل غلات اربعه(جو ، گندم ، كشمش وخرما) وانعام ثلاثه(گاو، شتر وگوسفند) ونقدين (طلا و نقره با شرايط خاصش) مي شود ، نام آن در قرآن صدقه است اما در فقه به آن زكات مي گويند. زكات درقرآن كريم تمام خدمات و وظايف مالي انسان مسلمان اعم از همان زكات فقهي، خمس،انفاقات ،نفقه عيال وتمام وظائف مالي مستحب ، خيرو مبرات را شامل مي شود .در باب زكات فقهي كه نامش در قرآن صدقه است يكي دوآيه وجود دارد كما اينكه در مورد خمس هم يكي دوتا آيه در قرآن داريم از اين جهت با هم فرقي ندارند

آيا مي توان يك گوسفند را با چند نيت قرباني كرد ؟

اگرمنظوراين باشد كه بخواهيد يك گوسفند را با چند عنوان قرباني كنيد اشكالي ندارد يعني ازاول نيت مي کنيد که خدايا اگراين كارها انجام شد من يك گوسفند قرباني مي كنم اين اشكالي ندارد اما اگر نيت خاصي را مشخص كرديد ديگرنمي شود نيتهاي ديگري را هم درآن دخالت دهيد

آيا قبل از ظهور اسلام در زمان پيامبر اسلام مردم عرب نماز مي خواندند؟

آنها يک چيزي بعنوان عبادت داشتند که اين را صلاة مي گفتند وقرآن گزارش اين را مي دهد: « وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاء وَتَصْدِيَةً – انفال 35» اينها سوت وكف مي زدند وهورا مي كشيدند و دور كعبه مي چرخيدند وشعرهاي غيراخلاقي هم مي خواندند واين را صلاة مي گفتند

آيا خوك و گراز يكي هستند و گوشت هردو از نظر قرآن حرام است ؟

خوک در قرآن آمده است اما گراز نيامده است . گراز خوك نيست اما به نوعي باهم ارتباط نژادي دارند وچون نجاست خواراست و حيوان پليدي است گوشتش در اسلام حرام است. حرام بودن گوشت خوک اختصاص به اسلام ندارد بلکه درهمه اديان حرام بوده است. درسفر لاويان تورات صريحاً خداوند خوك را بر يهوديان حرام مي كند و درانجيل ذات باريتعالي پلشتي وپليدي را به خوک مثال مي زند.

علت ركعات نمازهاي يوميه چيست؟

ما نمي توانيم درمورد مسائل فقهي علتي بيان کنيم . اينکه چرا نماز صبح دو ركعت است ويا چرا 17ركعت نماز داريم ، علت عقلي منطقي رياضي آزمايشگاهي ندارد و سرّ آن را نمي دانيم . شايد وجود ما به 17ركعت نمازنيازدارد وچگونگي تقسيم آن در 24 ساعت علت عقلي ندارد.

درمورد فلسفه ي حج (حج بامعرفت) توضيح دهيد؟

اين نكته خيلي مهم است كه اعمال وعبادات يك قالب دارند ويک محتوي. عده اي قالب رامي گيرند ومحتوي را رها مي كنند، عده اي به بهانه محتوي قالب را رها مي كنند . ما هم قالب را مي گيريم هم محتوي را ،يعني خداوند ارتباط با خودش را درقالب همين ركوع وسجود وتشهد خواسته است لذا کسي نمي تواند بگويد من سجده نمي كنم، دو ركوع به جا مي آورم . خدا اين ارتباط را باهمين قالب خواسته است والا نمي فرمود اينطور نماز بخوانيد.خداوند حج راباهمان قالب خواسته است اما روح حج چيست؟ «ليشهدو منافع لهم»شهود است ، گم شدن در آن اقيانوس است وبدنبال آن پيدا شدن است ،خود را گم كردن تا خود را پيدا كردن است.(براي توضيح بيشتربه cd شوق كعبه مراجعه نمائيد)

استفاده از جاز و موسيقي در باشگاه ورزشي بانوان براي ورزش اشكال دارد يا خير؟

اگر موسيقي و جازي است كه اشكال شرعي دارد ديگر فرقي نمي كند كه اين را درباشگاه ورزشي بزنند يا درجاي ديگر، کلا اشکال دارد. اگرازنوعي است که اشکال شرعي ندارد زدن آن بي اشکال است . منتهي چون حركات ورزشي اقتضا مي كند كه ريتم آهنگ تند ونوع خاصي باشد نوعاً درباشگاه ورزشي مثل رستورانها موزيك متن نمي زنند لذا طبعاًٌ اينها جزء موسيقي هاي لهوي است.

شنيدم بر اساس فتواي يكي از مراجع استفاده از عطر براي بانوان جايز است ؟

استفاده ازعطر براي بانوان جايز است اما در صورتي كه نامحرم بوي آن را استشمام نكند . هيچ كس نگفته است كه جايز نيست زن عطر بزند بلکه براي محرم بايد عطر بزند نه براي نامحرم. هيچ فقيهي هم نمي گويد که زن براي نامحرم عطر بزند.

آيا پوشيدن چادر توري همراه با مانتو وشلوار البته اشكالي دارد ؟

طبعاً اگر چادر توري است پس جنبه پوشش ندارد بلکه جنبه نمايش دارد. چادر عامل پوشيدن است نه عامل نمايش. يكي از عناويني كه در اسلام حرام است لباس شهرت است که اصلاً بحث پوشيدن ونپوشيدن بدن نيست يعني تصور كنيد يك خانمي با چادر وپوشيه قرمز وارد خيابان شود، اين خانم پوشش وحجاب دارد اما اين چادرقرمز لباس شهرت است يعني تمام نگاهها را به خودش جلب مي كند واين نوع پوشش در شرع مقدس اسلام درست نيست. انسان بايد يك لباس متعارف بپوشد كه نظرها را به خود جلب نكند. لباس نبايد عامل نمايش باشد بلکه عامل پوشش وآراستگي باشد لذا اگراين چادرهم جنبه نمايش دارد و جلب نظر مي كند پس چادر نيست.

بعضي از خانمها بواسطه نسبت عروس ومادر شوهري و...زياد مبتلا به غيبت مي شوند آيا بخاطر وجود اين رابطه ها انسان اجازه دارد تا از يكديگر غيبت كند ؟

مسلم است كه هيچ عنواني موجب غيبت كردن وهيچ رابطه اي مجوز غيبت نمي شود . همانطورکه در باب ظلم داريم که «ظلم الاقارب اشد» يعني ظلم والدين به فرزند ، ظلم فرزند به والدين ، ظلم برادر به برادروظلم زن و شوهر به يکديگر اشدّ وشديدتراست درباب غيبت هم همينطور است . وقتي ارتباط نزديك ترمي شود غيبت دشوارتراست لذا خيلي بايد دقت كرد . علت آن هم مشخص است چون وقتي مردم غيبت يک شخص را از زبان برادرش مي شنوند بيشتراثرمي کند چون اين برادرازهمه آشنا تراست .

اگر گناه طوري باشد كه غير قابل جبران باشد (مثل گناهان شامل حد) چه بايد كرد ؟

مراسمي که بعضي از صوفيان و دراويش هرهفته برگزار مي کنند و دراين مراسم با ذكر اسامي خداوند و حضرت علي ساعتها را سپري مي كنند آيا مورد تآييد اسلام است ؟

چيزي به نام خانقاه يا اينگونه مراسم درتعاليم پيامبراسلام واهل بيت وجود ندارد. هيچ نشانه اي براي مراسمي كه متصوفه يا درويشها درخانقاه انجام مي دهند در تعاليم پيامبر واهل بيت ديده نمي شود يعني يک كاري نيست كه مطابق با دستورات پيامبر(ص) وائمه (ع) باشد اين يك كار خارج از اين مكتب و ضوابط است. براي شناخت بيشتر اين گروهها به کتاب تاريخ تصوف وعرفان ايران نوشته آقاي داوود الهامي مراجعه کنيد .

آيا خريد وفروش ونوشيدن آبجوئي كه كمي الكل دارد حرام است ؟

اگر يك درصد هم الكل داشته باشد ، نوشيدن وخريد وفروش آن حرام است يعني يك درصد الكل با صددرصد الكل فرقي ندارد ، قطره آن حرام است ، اقيانوس آرام آن هم حرام است. « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ – مائده 90» آيه شريفه هرچيزي را كه مصداق خمر كند دربرمي گيرد و يك درصد هم مصداق خمر مي كند (فاجتنبوه) دستوراجتناب همه چيز (خوردن ،نوشيدن، بار بردن) را دربرمي گيرد و هيچ استثنايي هم ندارد.

چرا اگر يك نفر مسلمان بخواهد به دين مسيحيت بگرود حكم ارتداد به او نسبت مي دهند پس آزادي چه مي شود ؟

ارتداد يك واقعيت نيست بلكه يك طرح شيطاني است. در ذات دين حقيقت وحقانيت وجود دارد وبطلاني نيست لذا از حق برگشتن امكان ندارد. پس آن کسي که از حق برمي گردد عمل باطلي انجام مي دهد نه عمل حق . اين يک كار منافي با حق و آزادي و عدالت است نه در مسير حق و آزادي و عدالت . درذات دين وحقانيت آن ترديدي وجود ندارد اگر شخصي اصل دين را انتخاب نكرده باشد کسي به او كاري ندارد. يك مسلمان زاده که داراي پدر ومادر مسلمان است به احترام اسلام به او مسلمان گفته مي شود اما تا زماني كه دين خود را انتخاب نكرده مسلمان نيست بلكه حكم مسلمان دارد. اين مسلمان زاده تا زماني كه اعلام مسلماني نكرده است (ممتنع) ما به او كاري نداريم اگرچنين شخصي مسيحي شد به او مرتد نمي گويند. ارتداد بازگشت از اسلام مسلم است اگر كسي مسلمان شده است و بعد برمي گردد مرتد است و الا اگر كسي مسلمان نشده است ارتداد در حق او معنايي ندارد . اما اگر مسلمان شد و گفت:(انا المسلم) واسلام را پذيرفت ديگر اينجا راه بازگشتي وجود ندارد. چون اسلام نمي خواهد اصل دين بازيچه دست کسي شود وحقيقت را فداي منافع شخص كند . يا انسان نبايد ازابتدامسلمان شود يا اگرمسلمان شد ديگرکار تمام است وراه با زگشتي وجود ندارد.(براي توضيح بيشتربه تفسيرآيه 217سوره بقره مراجعه نمائيد).

در صورتي كه زن مايل به طلاق و مرد مايل به ادامه زندگي باشد ، مرد چه امتيازاتي مي گيرد كه به طلاق راضي شود ؟ اگرمرد به لحاظ اخلاقي شايستگي نداشته باشد حکم چيست؟

در طلاق همان بحث مهريه مطرح است. اگر مرد مقصر نباشد و زن به هر دليل اقدام به طلاق و جدايي كند طلاق خُلع پيش مي آيد يعني زن مهريه را مي بخشد. البته وقتي بحث اخلاقي وغير حقوقي است درمورد همين طلاق هم در شرع به نوعي مماشات و مدارات مطرح مي شود. بنابراين حقوقي را که مرد به زن داده است پس مي گيرد و اگر غير از اين باشد مشكلات ديگري درجامعه بوجود مي آيد . درمورد سوال دوم حق طلاق مرد محفوظ است مگرعدم شايستگي اخلاقي مرد به حدي باشد که حق طلاق به زن داده شود که امکان اين مسئله درقانون ودرفقه وجود دارد.

آيا مي توان قضاي نماز شب را هم بجا آورد ؟

بله ، مي توان قضاي نماز شب را صبح بجا آورد ولي قضاي سحر را ديگر نمي توان تكرار كرد ، آن حالات قيام و قعود در دل شب چيزي است و قضاي آن چيز ديگري است. البته قضاي نماز شب هم اثر دارد اما وقتي در فضا و زمان خودش انجام شود چيز ديگري است.

نوافل نمازهاي واجب چند ركعت است و ساده ترين راه انجام آن چگونه است ؟

يازده ركعت نافله شب – دو ركعت نافله صبح – هشت ركعت نافله ظهر – هشت ركعت نافله عصر – چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله نشسته (وتيره)عشا ساده ترين راه اين است كه شما از كم شروع كنيد . از نافله صبح كه قبل از نماز صبح خوانده مي شود واز نماز غفيله و دو ركعت نشسته وتيره شروع كنيد؛ بتدريج تمايل و شوق درشما ايجاد مي شود که ادامه دهيد ودر انجام بقيه نوافل هم موفق شويد .

آيا درعهد و نذر و تعهد با خداوند بايد صيغه خاصي خوانده شود يا اگرفقط در دل بگذرد كافي است ؟

خير ، دردل گذشتن براي ايجاد تعهد كفايت نمي كند حتما بايد بر زبان هم بگذرد يعني صيغه نذر وعهد ويا معادل ترجمان فارسي آن را بايد به زبان جاري كنيم که اين نذر، نذرلازمي شود.

درصورت اجراي طلاق ثلاث آيا زن مي تواند جهت برگشت بصورت صوري ازدواج کند؟

خير، حتما بايد ازدواج قطعي بوده ومسائل خاصي دربين باشد ولو اينکه يک شبانه روز زندگي باشد اما اگرنيت ازدواج برگشتن به شوهراول باشد اشکالي ندارد.

سال مورد نظر قرآن قمري است يا شمسي و اگر قمري است در مواردي همچون حساب سال چه بايد كرد ؟

مبناي سال در امور شرعي سال قمري است و بهتر است اين امور بر مبناي سال قمري انجام شو.د البته اگر كسي حساب سال خود را برمبناي سال شمسي قرار بدهد اشكالي ندارد اما در آنجا كه تكليف وجوبي خاص است (مانند رسيدن به سن بلوغ وتکليف) مبنا سال قمري است.

متاسفانه در جامعه كنوني ما مسئله ربا و رباخواري بصورت سهل و آسان رواج يافته وزيرکانه ومحترمانه بصورت شرعي درآمده است و متدينين و مذهبي ها با لعاب و رنگ دين اين مطلب را انجام مي دهند كه نمونه بارز آن خريد و فروش چك است لطفا دراين مورد توضيح دهيد ؟

ما يك نگاه افراط گرايانه و يك نگاه تفريطي به اين بحث داريم. شما نگاه اعتدال را بگيريد و اين دو را رها كنيد. به اين معنا كه مي دانيم در احكام اقتصادي قرآن يک حرمت مسلم درمورد ربا داريم(...َأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا... - بقره 275». قباحت ربا تا حدي است كه قرآن ازربا خوارتعبيربه «... يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ...– بقره275» مي کند يعني مانند كسي است كه در مشت شيطان است. قرآن تصريح مي كند روح انسان با رباخواري بي تعادل مي شود. براي برون آمدن از حرام وعدم ارتكاب آن در شرع راههائي پيش بيني مي شود اما متاسفانه چون گاه اين راهها به غلط تبيين مي شود و از آنها سوء استفاده شده ويا خيلي عرفي و عاميانه مي شود از آن تعبيربه كلاه شرعي مي كنيم. اما در خود فقه از آن تعبير به الحيل الشرعيه (حيله هاي شرعي) مي کنند كه ممكن است همين هم براي بعضي ها ناگوار باشد. كلمه حيله يعني چاره انديشي. بعنوان مثال وقتي حضرت سيد الشهدا كنار جسم بر خاك افتاده برادربزرگوارشان قرار گرفتند و ديدند ساقي بدون دست است فرمودند (الان انکسرظهري وقلت حيلتي) (برادرم عباس الان پشت من شكست وحيله من كم شد) يعني در اين بيابان چاره اي ندارم. هزار سال قبل شيخ طوسي كتاب فقهي تحت عنوان الحيل الشرعيه مي نويسد. شارع ربا را حرام كرده است اما اگرما دراين فضا ها قرار گرفتيم ، راههايي وجود دارد كه از خود شرع بدست مي آيد البته به شرط آنكه دقيق، درست و تبيين شده باشد. پس اينطور نيست كه ما در اين موارد راه نداشته باشيم اما راه درستِ دقيقِ متقن نه راه خيالي وهمي تصوري و من درآوردي. اگر شما پولي داريد اما توان اقتصادي اجرائي نداريد ونمي توانيد با پول خود كار كنيد وكساني در جامعه هستند كه نياز به پول دارند مثلا كارخانه اي است که نياز به تزريق اقتصادي دارد ،مي توانيد مشاركت كنيد ودرعين حال وثيقه ها و اعتمادهائي هم در پشت سر آن درست کنيد كه هم سرمايه شما در چرخه توليد واقتصاد قرار گيرد وهم ديگري بهره آن را ببرد وهم شما تضمين لازم را داشته باشيد، عالي ترين شيوه ، مضاربه اي است كه اسلام پيش بيني مي كند. گاه در بعضي از موارد بيع الشرط (معامله مشروط) مطرح مي شود که يک نوع معامله است كه قواعد خود را دارد و دركنار آن خريد و فروش است. تمام اين راههائي که پيش بيني مي شود حتما بايد واقعي باشد اگربه شكل صوري انجام شود اشكال دارد. يكي از معاملات باطل دراسلام بيع سفهي است بعنوان مثال نمي توانيد بگوئيد اين شئ ده هزار تومان و با اين قوطي كبريت يك ميليون و ده هزار تومان، اين بيع سفيهانه است و معنايي ندارد .بيع مع الضميمه نبايد سفيهانه باشد.

چرا بعضي از احكام كه دركتاب وسنت وجود دارد اجرا نمي شود مانند قطع كردن دست دزد ؟

حداقل شرايط براي قطع دست دزد بين 17 تا 25 شرط است لذا جمع شدن تمام آن شرايط بندرت پيش مي آيد. وقتي تمام شرايط جمع شد اجرا مي شود و اجراي بعضي از كيفرها فضاهاي آماده تري مي خواهد.

لطفا درمورد آثارموسيقي حرام توضيح دهيد ؟

از آثار وعوارض وضعي که درروايات اکيداً درمورد موسيقي حرام داريم اين است که غيرت را از اهل خانه مي برد. اينها نسبت به ناموس خود هيچ غيرتي ندارند و براي آنها مهم نيست که همسرشان با چه شکل وشمايلي وبا چه کسي رفت وآمد مي کند . در روايات داريم (الغنا رقية الزنا) يكي از راههاي ورود به روابط نا مشروع موسيقي است.

با توجه به اينكه در اكثر مجالس عروسي نوار موسيقي همراه با رقص وجود دارد حضور ونشستن ما به منزله تاييد مجلس است يا اگرمراقب باشيم و خود را به نوعي كنترل كنيم كفايت مي كند ؟

اگردر محيطي موسيقي حرام و لهوي پخش مي شود گوش دادن آن و نشستن در اين فضاي گناه آلود حرام است. اگراين محيط ، محيط گناه است واين آهنگ ، آهنگ گناه آلود وحرام است مسلما وظيفه شما نشستن نيست و حضورشما در چنين محيطي تاييد مجلس است. البته مي شود مجالس شادماني داشت و حرام خدا را هم مرتكب نشد ودر اينصورت خدا كامتان را خيلي شيرين خواهد كرد .

آيا كسي كه امر به معروف و نهي از منكر مي كند بايد فقط در مسئله اي كه حكم مي كند خود درست عمل کند يا در تمام مسايل شرعي به درستي عمل کند ؟

هر کدام ازانسانها داراي مشكلي هستند .اگر بنا شد ما در يک مسئله خاص امر به معروف و نهي از منكر كنيم بايد خودمان آن مسئله را خوب بدانيم وعامل به آن هم باشيم ولو اينکه ممكن است درجاي ديگرلنگ بزنيم . اگر غير از اين باشد باب امر به معروف و نهي از منكر تعطيل مي شود .

آيا فاصله بين ربا و غير ربا به اندازه ي تار موئي است؟ در بين چه افرادي ربا مشکل ندارد؟

اين جمله عبارت دقيقي نيست اما درمجموع ربا لغزنده است آن جمله اميرالمومنين کافي است که فرمودند :(الفقه الفقه ثم المتجر) (آگاهي ازقوانين تجاري وفقهي آنگاه ورود به بازار)(من اتّجر بغيرفقه فقد ارتتم في الربا ثم ارتتم)آن کسي که ازمسائل حقوقي وفقهي تجارت آگاهي لازم را پيدا نکند ووارد بازارشود ، اولين چيزي که گرفتار آن مي شود رباست به دليل حساسيت بحث ربا. اما در مورد سوال دوم معروف در بين اکثريت فقيهان اين است که(لا ربا بين الوالد والولد )در بين پدر و فرزند وبين زن وشوهر ربا اشکالي ندارد چون سود و زيان اينها يکي است .

کمک کردن به پدر و مادر بدون اجازه زن و فرزند صحيح است؟

براي انجام دادن وظايف نياز به اجازه کسي نيست . اگر کمک کردن به پدر و مادر يک واجب يا مستحبي ديني شماست اجازه کسي دراين جهت ملاک نيست وارزشي ندارد ومخالفت آنها هم نمي تواند مانع شود. فقط يک نکته وجود دارد، گاه کمک کردن به پدرو مادر بعنوان نفقه واجب آنها است يعني زندگي آنها تامين نيست و شما تمکن مالي داريد وزندگي آنها را اداره مي کنيد دراين صورت شما به واجبتان عمل مي کنيد چه نزديکان وهمسرشما موافق باشند چه مخالف باشند، اما گاهي زندگي پدر و مادر شما تأمين است و شما کمک بيشتري به اينها مي کنيد و اين کمک بيشتر همراه خواهد بود به کاستن از نفقه واجب همسر و فرزنداني که در کنار شما زندگي مي کنند دراين صورت اين کمک درست نيست(ترک واجب مي کنم سنت به جا مي آورم) اين را بايد تعديل کنيد يعني هم نفقه واجب همسروفرزندانتان را تامين کنيد ودرعين حال به آن مستحب کمک به والدينتان هم عمل کنيد.

وقتي كلاس داريم و اذان مي گو يند تكليف چيست آيا بايد نماز اول وقت بخوانيم يا در كلاس بمانيم ؟

اگر درسيستم دانشگاه زماني براي نماز پيش بيني مي شد که کلاس متوقف شود واساتيد ودانشجويان نمازشان را بخوانند امرخوبي بود که دردانشگاههاي ما اين مسئله وجود ندارد اما وقتي كلاس برقرار است واستاد درحال درس دادن باشد شايد آن حرمت كلاس و ادب به معلم اقتضا کند که در كلاس باقي بمانيم .

بعد از قرائت حمد كه اهل سنت آمين مي گويند به دليل ذكر نبودن آن موجب بطلان نماز مي شود اما شيعيان که (الحمد لله رب العالمين) مي گويند اشكالي ندارد لطفا دراين مورد توضيح دهيد؟

كلمه آمين ذكر نيست بلکه اسم فعل است وبه معني (استجب- قبول کن) است و هيچ معناي ديگري ندارد. برادران اهل سنت مي گويند چون ما درسوره حمد دعا کرديم لذا مي گوئيم(آمين) وشيعه بر اساس روايات چنين چيزي را نمي گويد اما (الحمد لله رب العالمين) ذكراست وجزء خود سوره حمد و نماز است وبا آمين برابرنيست و ما هم اصراري برگفتن اين ذكر نداريم .

اگر كسي قسمي بخورد كه كاري را انجام ندهد و غفلتاً آن کاررا انجام داد چه حكمي دارد؟

اگر قسم، قسم شرعي و درست باشد كفاره دارد يعني بگويد(بالله،تالله ،والله) اما اگرغيرازاينها قسم خورده باشد خوب نيست اما كفاره ندارد .

بعد از قرائت حمد كه اهل سنت آمين مي گويند به دليل ذكر نبودن آن موجب بطلان نماز مي شود اما شيعيان که (الحمد لله رب العالمين) مي گويند اشكالي ندارد لطفا دراين مورد توضيح دهيد؟

كلمه آمين ذكر نيست بلکه اسم فعل است وبه معني (استجب- قبول کن) است و هيچ معناي ديگري ندارد. برادران اهل سنت مي گويند چون ما درسوره حمد دعا کرديم لذا مي گوئيم(آمين) وشيعه بر اساس روايات چنين چيزي را نمي گويد اما (الحمد لله رب العالمين) ذكراست وجزء خود سوره حمد و نماز است وبا آمين برابرنيست و ما هم اصراري برگفتن اين ذكر نداريم .

آيا زن از روي نياز مالي مي تواند از همسر خود مهريه اش را طلب كند ؟

به مجرد انعقاد عقد مهر يک ديني است که صد در صد بر دوش مرد قرار مي گيرد و اصل در اسلام اين است كه درهمان ابتدا نقداً بپردازد ونبايد به ذمه بيايد. پس اگر زن مهريه اش را طلب كند و مرد توان داشته باشد بايد آن را پرداخت كند .

آيا روحاني بودن امام جماعت در شيعه موضوعيت دارد و ضروريست ؟ديده مي شود كه در اكثر مساجد روحاني به نماز مي ايستد كه در ميان جامعه شناخته شده نيست و در ميان مردم آن محله زندگي نمي كند آيا اين عاملي نيست كه مانع امامت ايشان شود؟

ملاك براي امام جماعت شدن درد آشناي مردم بودن و هم محلي بودن وهم شهري بودن نيست. ملاك در امام جماعت ايستادن، فقه نماز را دانستن واحکام نماز را عالم بودن و عدالت براي احراز مقام امام جماعت را داشتن است .(از امامت همين بود مقصود /پشت برخلق و روي درمعبود ) امام جماعت پشت به خلق مي کند وروي به خالق مي ايستد ودرحد خودش واسطه بين خلق وخداست.پس بنابراين ملاک درامام جماعت عدالت وآگاهي به احکام نمازاست لذا اگركسي اين عدالت را دارد واحکام نماز را مي داند وقرائت آن کامل است حتما نبايد روحاني باشد.

آيا مي شود عقد نکاح خوانده شود و مهر مشخص نباشد ؟

اگر عقد صورت گيرد و ميزان مهريه تعيين نشده باشد هيچ اشكالي ندارد. اگر عقد خوانده شود و زن مهريه خود را به مرد ببخشد باز هم اشكالي ندارد اما به اعتقاد خيلي ازفقها اگر عقد خوانده شود ومهريه وجود نداشته باشد عقد اشکال دارد چون مهريه از اركان عقد است و اگروجود نداشته باشد عقد باطل است.

با توجه به آيه شريفه (حافظو علي الصلوات و الصلات الوسطي) وبا توجه به اينكه ما كاركنان دولت روزانه تا ساعت 2 الي 3 بعدازظهر تعهد خدمت به دولت و مردم را به عهده داريم ترك كردن خدمت جهت اقامه نماز ظهر از نظر شرعي چه حكمي دارد ؟

نوعا در ادارات زماني براي نماز پيش بيني مي شود. اگر واقعا پيش بيني رسمي نشده باشد و شما موظف به پاسخ گوئي ارباب رجوع هستيد دراين صورت شايد شريعت آن استحباب نماز اول وقت را از دوش شما بردارد و اگر كار خودتان را درست انجام دهيد اين خود نماز اول وقت است .

چرا ديه در ماههاي حرام بيشتر است ؟

زيرا خداوند حرمت خون انسانها را در ماههاي حرام درشريعت بيشتر قرار داده است به دليل پيشگيري و دقت بيشتر مردم حتي در مسائل غير عمدي مثل تصادفات وامثال آن.

لطفا در مورد ازدواج موقت توضيحاتي بدهيد؟

فلسفه ازدواج موقت اين است كه ازدواج دائم وتعهد به زندگي داروي درد همه انسانها در تمام شرايط نيست. صدها مشکل براي انسانها پيش مي آيد که نمي توانند ازدواج کنند. آيا راهي براي اين مشکل پيش بيني شده است؟ دنياي بي حساب و كتاب پيش بيني خود را كرده است وآن روابط آزاد جنسي است . در خيلي از كشورهاي دنيا ارتباط جنسي اگر به عنف نباشد جرم نيست. اسلام به صدها دليل (عوارض جسمي وروحي واجتماعي آن)چنين كاري را نمي كند. طرحي كه اسلام مي دهد ازدواج موقت است يعني ازدواج دائم كفايت همه جوامع وشرايط انسانها را نمي كند لذا نيازبه مكمل دارد ومکملي که اسلام مطرح مي کند ازدواج موقت است به شرط آنكه فهم درستي ازاين حکم باشد و ازآن سوء استفاده نشود و قبح نابجا ونامربوطي ازاين حکم نداشته باشند(براي توضيح بيشتربه cd زن ازمنظرقرآن مراجعه کنيد)

آيا تقليد ازمرجع اجباري است يا اختياري است؟

درهرمسئله شما ناچارهستيد به متخصص مراجعه کنيد دربحث تقليد هم شما رجوع به متخصص داريد ، امردين ومسائل فقهي يک تخصص است بعنوان نمونه کتابي است با عنوان مکاسب نوشته شيخ انصاري است که من بخشي ازاين کتاب را درسال 63نزد حضرت آيه الله حاج سيد حسن صالحي وکل اين کتاب را خدمت حضرت علامه سعيدي (رضوان الله تعالي عليه) درمدت 5 سال درس گرفتم، اين کتاب يک گوشه اي ازفقه است. فقه واقعا يک تخصص است و تشخيص احکام ووظايف الهي درموضوعات جزئي وکلي وظيفه فقيه است. ما مجبورنيستيم ازمرجع ، تقليد کنيم به شرط آنکه خودمان مجتهد شويم ويا به احتياط عمل کنيم يعني به گونه اي عمل کنيم که مطمئن شويم که به حکم خدا عمل کرده ايم واين کارآساني نيست لذا راه اين است که مانند همه کارها به متخصص دين رجوع کنيم

آيا مهر گذاردن در نماز براي ما شيعيان جزو « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ – حجرات 1» نمي شود ؟

خير، به دليل اينكه پيامبر مكرم اسلام فرمودند:(جعلت لي الارض مسجدا وطهورا- زمين براي من مسجد است) يعني ما بايد در نمازمان بر زمين سجده كنيم. مهري كه شما مي گذاريد چيست؟ خاك است. علت اينکه ما مهرمي گذاريم چون مي خواهيم برزمين سجده کنيم . اصلا سجده يعني پيشاني را برروي خاک گذاردن (وضع الجبهه علي الارض)

لطفا در مورد ازدواج پسر با دختري كه قدري از او بزرگتر است توضيح بدهيد؟

ما در اسلام امرونهي و قيدي دراين جهت نداريم كه دختر بزرگتر باشد يا پسر اينها يك امور عرفي است كه ما رعايت مي كنيم امور شرعي نيست بنابراين شرعا منعي ندارد که سن مرد از زن کمترباشد اما يك نكته را بايد توجه داشت كه اختلاف سن بلوغ بين زن و مرد (4 يا 5 سال ) يك تفاوتهايي ايجاد مي كند لذا دراين جهت نمي توان يك نسخه مشترك براي همه داد بلکه نسبت به اشخاص، متفاوت است اما وقتي آن حالت طبيعي قضيه را از جهت جسمي و روحي در نظر بگيريم توصيه مي شود که خوب است بين 3 تا 5 سال ( به مقدار تفاوت سالهاي بلوغ)اختلاف سني بين پسر و دختردرازدواج وجود داشته باشد

چرا خانمها در بعضي از ايام خاص پاره اي از عبادات خود را انجام نمي دهند آيا اين باعث غفلت نمي شود؟

زنان در آن ايام عادات ماهيانه اصلا ازنظرروحي آمادگي انجام تكاليف را ندارند. زنان به جهت آن تحولات جسمي وروحي که درزمان عادت ماهانه براي آنان پيش مي آيد؛ آمادگي انجام عبادات وتکليف را ندارند لذا تکليف برداشته مي شود اما ازمستحبات آن ايام آن است که خانمها درمواقع نماز درسجاده خود بنشينند وذكر بگويند پس فلسفه ذکرباقي است اما تکليف برداشته مي شود واين ازباب«لا يکلف الله نفسا الا وسعها » است

معامله ربوي بين پدر و فرزند چه حكمي دارد ؟

بعد ازآن دوبحثي که درمورد ربا درآيات سوره بقره مطرح شد امواج سوالات شروع شد واين نشاندهنده حساسيت ذهن عزيزان نسبت به اين مسائل است، بارها ازمعاملات ومبادلات بانکي سوال مي کردند لذا من چند جمله اي را دراين رابطه بازگو مي کنم. ربا در وام است نه در عقود مشاركتي . درتسهيلاتي که بانک مسكن پرداخت مي کند دو کارانجام مي شود؛ مشارکت درخريد و فروش اقساطي که بصورت دو عقد صحيح حقوقي انجام مي شود وهيچ اشکال شرعي هم ندارد. اما اگرازبانک مبلغي را صرفا بعنوان وام (بدون عقد قرارداد) گرفتيد وبانک هم بازپرداخت آن را مثلا 26درصد بصورت ماهيانه ازشما دريافت کرد اين مصداق رباست. اگرتسهيلاتي که بانک جهت خريد کالا مي دهد براي خريد استفاده کنيد مشکلي ندارد اما اگريک فاکتورصوري به بانک تحويل داديد واين پول را درجاي ديگري استفاده کرديد اين نيزعين رباست وحرام محض است. قراردادهاي بانکها بصورت صحيح تدوين شده است و براي تنظيم سيستم ونظام بانکداري اسلامي ازنظر فقهي وحقوقي هزاران ساعت صرف وقت شده است مشکل ما دراجراي اين قراردادهاست. اگربه شخصي مقداري پول بعنوان قرض داديد وطبق درصد بازارمبلغي آن دريافت کرديد اين هم عين رباست. اما اگر قرار گذاشتيد که 20درصد از سود واقعي را به شما پرداخت کند وبصورت علي الحساب مبلغي ازآن سود را بصورت ماهيانه دريافت کرديد ودرآخرسال جمع سود را حساب نموديد هيچ اشکال شرعي ندارد. هرکدام ازاينها راهکار دارد ونيازي نيست ما وارد حرام بشويم ، ما مي توانيم راه درست را انتخاب کنيم پس چرا راه غلط برويم.اما نسبت به اين سؤال معامله ربوي بين پدر و فرزند وزن وشوهراشكالي ندارد زيرا ثروت پدر و فرزند و زن وشوهر يکي است

استعمال عطر براي خانمها در فضايي که نا محرم وجود داشته باشد چه حکمي دارد؟

درجايي که نا محرم بوي عطررا استشمام کند چون تهييج کننده شهوت است، مسلم حرام است

امروز ازسخنراني شنيدم که از زبان علامه طباطبايي دست دادن با مسيحي،يهودي را مثلاً در حکم دست¬دادن با کافرمي دانست که نياز به طهارت دارد؟

اين مسئله بازگشت به همان بحثي است که آيا اهل کتاب طاهرند يا طاهر نيستند. شايد نظر مرحوم علامه طبا طبايي عدم طهارت اهل کتاب بوده است. خيلي از فقهاي حال حاضر حکم به طهارت اهل کتاب دارند مثل حضرت آقاي سيستاني. بعضي¬ هم قائل به طهارت اهل کتاب نيستند.علت اينکه چرا عده¬اي قائل به طهارتندو عده¬اي نيستند؛ تحقق يا عدم تحقق شرک است. عده¬اي اهل کتاب را مشرک مي¬دانند اگر مشرک بودند صريح قرآن است که (انما المشرکون نجس). عده¬اي مي¬گويند اهل کتاب مشرک نيستندو اينهايي که مي گويند اَب و ابن و روح القدس منظورشان شرک نيست، متوجه نيستند و اين،يک تعبير لفظي است

در تسبيحات حضرت زهرا(س) ابتدائاً بايد بعد از الله اکبر، سبحان الله باشد يا الحمدلله؟

در رساله ها نوشته شده وهمگان هم مي¬گويند،فرقي نمي¬کند يعني مي¬توانيد بعد از الله اکبر، سبحان الله را بگوييد بعد الحمدلله ويا بالعکس. اما بعضي¬ها از قرآن اقتباس کردند ومعتقدند که بعد ازالله اکبر،سبحان الله گفته شود چون درقرآن بعدازتسبيح تحميد آمده است(و سبّح بحمد ربک)

در تعاليم ديني و متون اسلامي چراغ و برات چه جايگاهي دارد؟

ما دراسلام دستورهاي اکيد مادي ومعنوي براي خيرات و مبرّات اموات داريم اما سفارش نشده است که اين کار راحتما درسر قبرانجام دهيم. البته اين سنتي که هم اکنون درخراسان تحت عنوان چراغ و برات متداول است ،در جاهاي ديگر نيست پس مشخص مي¬شود که اين يک سنت عرفي ومحلي وبومي است نه يک سنت ديني. البته نفس کار خيرات ومبرات درجاي خودش خوب ومسلم مفيد است مگر انحرافات و عوارضي داشته باشد

در نمازهاي جماعت بعضي از نمازگزاران بعد از سوره حمدکه توسط امام جماعت خوانده مي شود (الحمدلله رب العالمين) مي گويند آيا اين مانند آمين اهل سنت موجب ابطال نماز نيست؟

آمين ذکر نيست اما (الحمدلله رب العالمين) ذکر الله است. ذکر موجب ابطال نماز نمي شود. اما کلمه غير از ذکر موجب ابطال نماز مي شود. آمين يعني اِستَجب (قبول کن)لذاذکر نيست وموجب اشکال در نماز مي شود اما (الحمدلله رب العالمين) ذکر است و دستور هم داريم که خود ائمه اين را فرمودند

کسي که پول زيادي را بعنوان مشارکت به شرکت ويا به شخصي مي دهد ودر سود و زيان آن شريک مي شود و ماهانه مبلغي به عنوان سود دريافت مي کند آيا اين عمل حرام است و ربا محسوب مي شود؟

اگر شما n مبلغ داديد و مشارکت کرديد و بنا ست درپايان سال سود و زيان را حساب کنند و سهم شما را پرداخت نمايند و شما ماهانه مبلغي مي گيريد که امورات زندگيتان را اداره کنيد، هيچ اشکالي ندارد. اما اگر شما مبلغي را به کسي داديد و اين فرد سود پول را به شما مي دهد ودر پايان هم پولتان را به شما بر مي گرداند، اين مصداق بازر ربا و عين حرام است. چون اين پول را بعنوان قرض الحسنه داده ايد و سود پول را ماهانه مي گيريد و سرسال هم پولتان را دريافت مي کنيد نه سرمايه گذاري شده است نه کاري صورت گرفته است اين عين رباست. اما اگر مبلغي را به شخصي داديد و آن فرد با اين پول کار مي کند وشما بعنوان علي الحساب مبلغي دريافت مي کنيد ودر پايان سودو زيان را حساب مي کند وممکن است علي الحسابي که شما گرفتيد برابر با همين سود باشد اين مشارکت است و اشکالي ندارد

درازدواجي که هيچ ارتباط خاصي بين زن و مرد دست نمي¬دهد آيا حکم حرمت نسبت به مادر زن ايجاد مي شود؟

به مجرد انعقاد عقد بحث محرميت مادر زن محقق مي شود

خوردن چه نوع ماهي در اسلام حلال است؟

معروف و متداول در بين فقيهان آن است که فلس داشتن را ملاک عمده استفاده ازماهي مي¬دانند و ظاهراً مشکلي هم در اين فتوا نيست. اما فلس گاهي آشکار است وگاه پنهان يعني گاه فلس با چشم به خوبي ديده مي¬شود وگاهي با چشم ديده نمي¬شود اما وجود دارد

آيا انسان مي تواند در تبليغ دين وجهي بگيرد؟

اگر تبليغ دين بعنوان تعليم واجبات باشد اخذ اجرت برواجب حرام است اما اگر تعليم واجب نباشد مثل يک تخصص است و اجرت گرفتن بر آن ايرادي ندارد. اما اگر کساني بخواهند براي تبليغ دين بر سر مسائل مادي چانه زني کنند اين ديگر با تبليغ دين هماهنگي ندارد . ( از من بگو عالم تفسير گوي را/گر در عمل نکوشي نادان مفسري)(ضرر مي کند مرد تفسير دان/که علم و ادب مي فروشد به نان). درعين حال مبلغاني که در اين حوزه کار مي کنند معيشت و زندگي دارند، و حقيقتاً کسي نمي تواند در اين ميدان کار کند وبدنبال تجارت واقتصاد وصادرات و واردات باشد يعني اقتضاء امروزجامعه ما اينگونه نيست. يا نهاد ديني در جامعه هست که اين زندگي را اداره مي کند در غير اينصورت وظيفه مردم است که زندگي چنين کساني را تأمين کنند

آيا آيه اي در قرآن در رابطه با حرام بودن کار کردن زن بيرون از منزل وجود دارد؟

خير. اين صريح آيه قرآن است: « لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ – نساء32»(مردان مالک کسبي هستند که دارند، زنان هم مالک کسبي هستند که دارند). منتها در اسلام اگر زن کسبي دارد بايد با شئونات زنانه او سازگار باشد نمي تواند به خاطر کسب درآمد عفاف،شرافت و تقوايش را زير پا بگذارد.اگر منعي هست از اين جهت است

آيا اين درست است که بعضي ها مي گويند اقتصاد در اسلام جايي ندارد؟

حداقل 80 آيه قرآن در مورد اقتصاد است. حداقل 2تا3 هزار روايت در فقه در مورد اقتصاد وجود دارد. کتاب مکاسب شيخ انصاري حدود 5سال درحوزه تدريس مي شود.بنابراين اقتصاد در اسلام خيلي جدي مطرح است

اگر در ازدواج موقت زن حامله شود چه حکمي دارد؟

اگر در ازدواج موقت زن حامله باشد، مثل ازدواج دائم است و عده‌ آن وضع حمل و پايان دوران بارداري باشد و تمام تعهدات و هزينه ها بر عهده پدر است. - اگر مرد زن را ترک کند مانند همان ازدواج دائم است و هرکاري آنجا انجام مي دهيددر اين مورد هم بايد همان کار را انجام داد. - چون تعهد نفقه درازدواج موقت وجود ندارد لذا خيلي از مسائل توافقي است بنابراين اگر مردي امکاناتي از لحاظ جا ومکان داشته باشد مي تواند در اختيار زن قرار بدهد

امام صادق (ع) در مورد موسيقي چه فرموده‌اند؟

Music يک واژه يوناني است و در عربي الموسيقي و در فارسي موسيقار است. (خه خه اي موسيچ? موسي صفت/خيز و موسيقارکن در معرفت). آن نغمه‌اي که از گلو و حنجره انسان به شکل آهنگين خاص خارج مي شود غنا گفته مي شود. اما آن صدائي که از آلات خارج مي شود موسيقي است. بوعلي سينا در شفا در نغمه ها بحث مي کند«الفن الثامن في النغمات». (نغمه کجا و من کجاسوز سخن بهانه است/سوي قطار مي‌کشم اشتر بي‌زمام را) خداوند طبيعت و وجود و آفرينش را بر اساس نغمه آفريده است. تمام اجزاء خلقت، موسيقار دارند،طبيعت آهنگين است و بر اساس موسيقي الهي سير و حرکت مي‌کند. البته موسيقي که در متن آفرينش و خلقت وجود دارد ونغمه‌هاي حيوانات و طبيعت ،اينها آهنگ ديگري دارند. از نظر شرع مقدس اسلام وطبق آنچه از روايات استفاده مي‌شود، موسيقي يعني آن آلاتي که ابزار لهو و لعِب‌اند و اينها قول زور گفته مي‌شود. امام باقر (ع) فرمودند: «والذين لا يشهدون الزور يعني لا يحضرون مجالس اللهور و اللعب» (مؤمن در مجل لهو و لعب نمي‌نشيند و لهو و لعب گوش نمي‌کند) پس اگر کسي با آلات موسيقي جوري بزند که لهو و لعب باشد. يعني زدن و کوبيدني که به انسان حالت طرب و دست‌افشاني و بي‌قراري و رقاصي دست بدهد هيچ ترديدي نداريم که در اسلام حرام است و هيچ استثنايي هم ندارد و هيچ فقيهي بعد از معصوم مجوزي براي چنين مسائلي نداده است و حلّيت آن را امضاء نکرده است. اما اگر موسيقي لهو ولعب نبود يعني وقتي انسان آن را مي شنود احساس لهو و لعب دست نمي دهد ودر آن يک سازمان فکري و هندسه ذهني وجود دارد؛ شيندن آن اشکالي ندارد. به همين خاطر درمتن فتاواي فقيهاني مانند حضرت امام (رحم? الله عليه) ، مرحوم آيت الله خويي وآيت الله سيستاني وجود دارد که «اما الموسيقي? الکلاسيکيه فلا بأس بها» اگر موسيقي از قالب مستهجن بدرآمد و لهو و لعبي نبود اشکالي ندارد

آيا درازدواج موقت براي دختران اذن پدر شرط است؟

براي باکره رشيده يعني دوشيزه در ازدواج دائم و موقت اذن پدر شرط است و بين ازدواج دائم وموقت در اين مورد فرقي نيست. البته اندکي از فقيهان دراين مورد تفصيلي قائلند که اگر دختر رشيده است وتوانمندي تصميم‌گيري براي خودش را با تمام فکر دارد و هزينه زندگي‌اش را هم خودش تامين مي کند و اصلاً به پدر کاري ندارد و از جهت فکري هم مستقل است شايد در چنين مواردي اجازه پدرساقط شوداما اکثريت فقها قائل به اذن پدر هستند

فردي مدت چند سال است که شوهرش او را ترک کرده و نه طلاق مي‌دهد و نه نفقه ، آيا ايشان مي‌توانند با فرد ديگري رابطه داشته باشند؟ گفته‌اند که خود به خود صيغه عقد باطل است.

اگر ازدواج است، هيچ چاره‌اي جز طلاق نيست. اگر زن و مردي ازدواج کردند وفرداي آن روز شوهر به آن سوي دنيا برود وتا 10 سال نتواند برگردد؛ اين ازدواج مانند کوه دماوند پايدار است و اين خانم هم شوهردار است و حق ارتباط با هيچ کس را ندارد. البته مي تواند اقدام قانوني و شرعي براي طلاق انجام دهد. اگر شوهر مفقود شد زمان قانوني مفقوديت که طي مي‌شود، زن به حکم شرع مطلقه و آزاد مي‌شود.اگر مردي با زن شوهرداري ارتباط برقرارکند بعد از طلاق آن زن، اين دو با هم حرام ابدي هستند! بنابراين اگر ازدواجي شکل گرفت، جز به طلاق جدايي ندارد. ولو اينکه با هم اختلاف داشته باشند و دادگاه آنها چندين سال طول کشيده باشد اين زن شوهردار است وحق ارتباط با هيچ کس را ندارد. تنها مي‌تواند از تمام امکانات وحربه‌ها استفاده کند، تا زودتر طلاق بگيرد

اگر کسي براي چندمين بار بخواهد حج يا عمره به جا آورد بهتر آن است که هزينه سفر را انفاق کند يا حج بجا آورد؟ زيرا طبق حديثي از معصوم «هر درهمي که در راه حج خرج مي‌شود بهتر است هزار درهمي که در راه خدا در غيرحج مصرف شود»

در روايات توصيه فراوان به تکرار حج و عمره داريم «و يستحبّ في کل عامٍ لا هل الجده» «مستحب است هر سال براي کساني که توانايي دارند به حج بروند» اگر انسان مي‌خواهد به مستحب عمل کند اولويت‌ها هم در مستحب مطرح است. (الا همّ فاالاهمّ). اگر واقعاً من شرايطي دارم که مي‌توانم هم عمره وحج بروم وهم به وظايف اجتماعي خود عمل کنم ودر برآوردن نيازهاي اجتماعي موجود در جامعه کوتاهي نکنم هر دو کار را انجام دهم (چه خوش بود که برآيد به يک کرمشه دوکار). اما اگر من مي‌خواهم به حج و عمره بروم و هيچ التفات و توجهي به مشکلات و نيازها و دردهاي اجتماعي مسلمانان اطراف خودم ندارم، اين کم لطفي است که انسان چشم خود رابر مشکلات جامعه بندد و در مکه چشم به کعبه باز کند. پس بنابراين اگر کسي توانايي دارد که در هر دو ميدان فعال و جدي باشد «يقيمون الصلو?، يؤتون الزکو?» مي تواند هر دو را انجام دهد درغير اينصورت بايد اولويتها را در نظر بگيرد

آيا مي‌توان در سجده آخر نماز دعاهايي را به زبان فارسي بخوانيم؟

بعضي از فقها اين اجازه را مي‌دهند. يعني در فتواي آنهاوجوددارد. نظر بنده اين است که در نمازهاي واجب چه در قنوت و چه درسجده اين کار را انجام ندهيم اما در نماز مستحب ايرادي ندارد

جهت جبران گناهاني که در ايام کودکي و نوجواني انجام داده ايم مثل خوردن روزه، نمازو حق الناس چه بايد کرد؟

ما دو نوع توبه داريم يک توبه قلبي و يک توبه عملي. توبه قلبي وقتي است که انسان از کارهاي گذشته خود پشيمان شود. اما توبه عملي آن است که جبران کنيم يعني اگر زماني که تکليف داشتيم وروزه خود را خورده ايم بايد آن روزه ها را بگيريم. شخصي مي گفت در دوران دبيرستان از يک کتاب فروشي حداقل 20تا 30 کتاب سرقت کردم وآن کتاب فروشي در حال حاضر وجود ندارد تکليف چيست؟ اين کتابها بايد برگردانده شود. اگر آن فرد را مي شناسيد بايد بهاي کتابها را با قيمت همان زمان به او بپردازيد واگر به آن فرد دسترسي نداريد بهاي کتابها را به نيابت آن فرد تصدق (رد مظالم )بدهيد، کافي است. پس توبه بايد توبه عملي باشد يعني فقط صرف اينکه در قلب خود توبه کنيم وبرگردد کافي نيست

آيا درجهان امروز زن مي تواند قاضي باشد ؟

زن نمي تواند قاضي باشد واين مسئله امروز و ديروز ندارد. با همان فلسفه اي که ديروزدر ماهيت وجودي زن وجود داشته امروز هم همان است. فکر نمي کنم ماهيت زن ها فرق کرده باشد. فطريات دروني انسان در عصر و زمان ما با 5000 سال قبل يکي است وتفاوتي نمي کند؛ شيوه ارضاء و اغناي آن فرق مي کند والا خواسته هاي دروني انسان از جهت فطري تفاوتي ندارد. زن مي تواند قاضي مشاور باشد امانمي تواند قاضي حکم و تحکيم باشد

شما در چند جلسه پيش فرموديد که ازدواج واجب نيست. اگر کسي به دليلي نتوانست ازدواج کند مشکل ندارد. آيا اين مطلب باسخن پيامبر که مي فرمايند« ازدواج سنت من است هرکس از سنت من روي برگرداند از من نيست» تضاد ندارد ؟

خيرتضادي ندارد. کساني که به خاطر اينکه پيامبر فرموده است ازدواج کنيد، ازدواج نمي کنند به مخالفت با رسول خدا برخاسته اند. اما کسي که به ازدواج نياز ندارد وازدواج نمي کند از سنت پيامبر خارج نشده است. ازدواج فرع بر نياز است. کسي که نياز به ازدواج ندارد و اصلاً حوصله تحمل ديگري را ندارد همان بهتر که ازدواج نکند. چون نمي تواند همسر خود را خوشبخت کند درنتيجه هم خودش را بد بخت مي کند و هم ديگري را. ازدواج هنر هم زيستي است. دراسلام اجباري در ازدواج نيست. کسي که به قصد عناد ومخالفت با پيامبر ازدواج نکند اين مصداق لجبازي و خلاف سنت عمل کردن است

آيا کساني که از مواد مخدر مانند قرص هاي روان گردان استفاده مي کنند هم رديف با شرابخوار يا شديد تر از آن است ؟

هر آن چيزي که موجب نابودي و هلاکت انسان مي شود در اسلام حرام بوده و قابل استفاده نيست. بطور کلي اضرار به نفس يا ضرر به ديگران، نابودي سرمايه و استعداد، نابودي جواني، نابودي جامعه همه اينها در اسلام مجاز نيست و حرام است

آيا نمازهاي مستحب و نافله را علاوه برحالت ايستاده مي توان در حال حرکت يا در حال نشسته و يا در حال خوابيده خواند؟

نمازهاي نافله را مي توان در حال نشسته و يا درحال حرکت خواند. البته قانون اين است که اگر انسان توان ايستادن ندارد در حالت نشسته، و اگر توان ندارد بصورت خوابيده نماز بخواند. اما انسان مسلمان اين اجازه را ندارد که از ابتدا بصورت نشسته و يا خوابيده نماز مستحبي بخواند

اگر کسي در سفر باشد و به دلخواه بخواهد نمازش را کامل بخواند آيا جايز است؟

خير، هيچکدام از فقيهان شيعي اجازه نمي دهند که کسي در سفر نمازش را تمام وکامل بخواند اما در بين اهل سنت گروهي هستند که قائل به اختيارند

چرا فتاواي مراجع تقليد در بعضي از احکام متفاوت است مگر احکام سليقه اي است ؟

مجموعه آنچه که به عنوان تفاوت فتوي مطرح است از بين 5000 حکم 50 عدد بيشتر نيست. اينکه اختلاف سليقه نيست؟. آيا اختلاف نظر دو صاحب فکر در يک رشته علمي و تخصص خاص پزشکي اختلاف سليقه است يا انتخاب علمي آنها است؟ استنباط فقيه از يک نص ربطي به سليقه اش ندارد. فقه سليقه اي نيست.اختلاف در فتوي نشان دهنده آزادي انديشه است. انسان نمي تواند فهم خود را با ديگري عوض کند و اسلام اين اجازه را مي دهد که هر کس فهم خودش را داشته باشد. در اينجا بحث سليقه نيست بحث استنباط علمي است و بايد پذيرفت که اينها مشکلات عصر غيبت است

خداوند سبحان در قرآن در حکم قصاص مي فرمايد اگر گذشت کنيد بهتراست چرا حضرت امام حسن مجتبي ابن ملجم ملعون را قصاص کردند در حالي که ما معتقديم امام معصوم بهترين عامل و عمل کننده به قرآن هستند؟

خداوند اين حکم را به شکل کلي نمي گويد. پيامبر اسلام(ص) نيز در خيلي از موارد عفو نکردند و خيلي از جاني ها را به مجازات رساندند.مسلما انتخاب بهتر در اينجا قصاص است. زيرا هيچ وجداني نمي پذيرد که ابن ملجم را در مقابل خود ببيند.در اين صورت خط فکري ابن ملجم در جامعه حاکم مي شود. بحث اين نيست که شخصي اشتباهي کرده و خطايي مرتکب شده است وکشتن او سودي ندارد. دراينجا بحث خطوط فکري است؛ يعني خط عدالت را در محراب، زمين گير کردن است، نه خدا مي خواهد و نه خلق مي پسندد و نه عفو کردن انتخاب بهتر است.مسلم انتخاب بهتر همان است که حضرت مجتبي(ع) را انجام دادند و قصاص را جاري کردند. اين قصاص فرد نيست بلکه قصاص فکر و قصاص بشريت است

اگر کسي درکودکي مبلغي پول ازشخصي بدون اجازه برداشته باشد حکمش چيست؟ آيا بايد بطور مستقيم به او بر گرداند؟

اگرانسان در چنين شرايطي اين کار را انجام داده است و حالا به اشتباه خود پي برده و مي خواهد جبران کند، اسلام در اين مسائل آسان گرفته است. لازم نيست بطورمستقيم از صاحب حق عذرخواهي کنيد.اگر همان مبلغي را که در آن زمان برداشته ايد بطور مستقيم ويا غير مستقيم برگردانيد کفايت مي کند

تفاوت بلوغ و رشد چيست؟

بلوغ به معناي رسيدن به سن قانوني است اما رشد، قوه تشخيص فکري است. بلوغ جهات جسمي را شامل مي شود اما رشد شامل جهات فکر ي مي شود لذا بعضي از انسانها به سن قانوني مي رسند اما رشد ندارند

آيا مي توانيم کالايي که احتمال حرام بودن آن را مي دهيم خريد و فروش کنيم ؟

دراينگونه موارد ممکن است اينطور توجيه کنيم که اگر احتمال حرام مي دهيم ان شاءالله حلال است. اما بايد توجه داشت که اگر کسي امور مشتبه را ترک کند، مسلم حرام را هم ترک خواهد کرد. اگر بحث رشد ايمان و تقوا است بايد آن را کنار بگذاريم. اما اگر بحث دانستن چهارچوب است وقتي علم به حرمت نيامده است قطعاً حرام نيست

راجع به حجاب زنان یائسه توضیح بفرمایید.

در قرآن بحث حجاب زنان یائسه نداریم بحث بر سر یائسه و غیر یائسه نیست، مسئله ای که در قرآن آمده این است: وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یرْجُونَ نِكَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَنْ یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ«60» زنان از كار افتاده‌اي كه اميدي به نكاح ندارند گناهي بر آنان نيست اگر لباس‌هاي رويين خود را زمين بگذارند به شرط آن كه در برابر مردم خودآرايي نكنند و اگر خود را بپوشانند براي آن‌ها بهتر است و خداوند شنوا و داناست. ( سوره مبارکه نور) قواعد: قواعد جمع قاعده است، قاعده از مادة قعود به معناي نشستن زناني كه در حدي فرتوت و كهنسال شده‌اند كه از جهت جنسي هيچ اميد و تمايلی در وجودشان نيست. نه خودشان در وجودشان به اين مسأله میپردازند و نه كسي به آن‌ها اين گونه توجه مي‌كند انسان‌ها لباس را به دو صورت از تن خارج مي‌كنند: گاهي لباس به زحمت و سختي از تن خارج مي‌شود كه چنین لباس‌هايي معمولا در زير لباس‌هاي ديگر به تن شده‌اند و در کلام عرب به آن« نضع الثیاب» میگویند و گاه لباسي به آساني از تن خارج مي‌شود كه معمولا لباس رویین است و به آن«وضع الثیاب» گفته میشود. در این آیه خداوند برای زنان سالخورده فرمود:«أن يضعن ثيابهم» يعني از فعل «وضع» ثياب استفاده فرموده است که یعنی این زنان مجازند جامة رويي خود را از تن بدر آورند و اجباری درپوشیدن آن برایشان نیست. ایرادی ندارد اگر حجم بدنشان ديده شود مثلاً نیاز به پوشیدن چادر يا مانتو ندارند و مردان نيز نبايد بر آن‌ها سخت بگيرند.

آیا طرح ازدواج دائم در اسلام جواب گوی نیازهای جامعه بشری هست؟

خیر، این طرح منطبق بر همۀ نیازهای بشر نیست، یعنی همه انسان ها در هر شرایطی امکان استفاده از این طرح را ندارند. هنگامی که امکان ازدواج دائم نیست؛ مسئولیت پذیری، نفقه پذیری، هزینه پذیری، کمر به خدمت زن و زندگی و شوهر بستن، مسئولیت کامل را پذیرفتن از جهت حقوقی و اقتصادی و اجتماعی برای انسان مهیا نیست، پس چه باید کرد؟ دنیای غرب اینطور به این سوال جواب داده است: اگر ازدواج نبود، آزادی جنسی هست. متفکران غربی مانند راسل، بحث ازدواج رفاقتی را مطرح کرد چیزی شبیه partner که تعهد آنچنانی در آن نباشد، اما اسلام گفت مبنا ازدواج دائم است و اگر در شرایطی ازدواج دائم ممکن نبود ما آزادی جنسی را اجازه نمی دهیم بلکه ازدواجی را پیشنهاد می کنیم با مقداری تخفیف، با همان قواعد و همان خصوصیات جنسی که زن و مرد باید داشته باشند اما با تعهد کمتر، تعهد اقتصادی و اجتماعی کم، منتها برای شرایطی که امکان ازدواج دائم نباشد. بحث ازدواج موقتی که در اسلام داریم این است و حکم کاملا روشن و زمان آن معلوم شده است. اما باب سوء استفاده از هر مسئله ای باز است و ازین مسئله هم ممکن است سوء استفاده شود.

. لطفا دربارۀ آیه 34 سوره مبارکه نساء که در مورد تنبیه بدنی زن در صورت تمکین نکردن همسر است، توضیح دهید.( الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِیا كَبِیرًا)

در اسلام تنبیه بدنی نداریم. در وسائل الشیعه، کتاب النکاح، ده ها روایت از پیامبر(ص) و معصومین(ع) داریم که می فرمایند: لعنت خدا بر مردی باد که دست خود را بر روی زنش بلند کند و او را کتک بزند. دقت کنید؛ ابتدای آیه چنین است: « الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» مردان بر زنان قوّام هستند. در ادبیات عرب وقتی کسی از جای خود بلند شود و بایستد می گویند:«علیٌ قائمٌ». اگر در حین ایستادن بازوی شخص دیگری را نیز بگیرد و بلند کند، می گویند:«علیٌ قوّامٌ» مانند همین آیه. و اگر احتمالا هزینه ای هم برای این بلند کردن بدهد می گویند: «علیٌ قَیِّمٌ» اما اگر ایجاد کند و بوجود آورد و حفظ کندکه البته در بارۀ انسان صادق نیست می شود «قَیومٌ» : «اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَی الْقَیومُ» صفت قیّوم، مخصوص خداوند است. پس «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ» بدین معناست که مردان در زندگی مسولیت دارند زنان خودشان را پابرجا نگاه دارند و در دو حوزه حفظشان کنند: 1. بدلیل فضلی که خدا به آنها کرده است باید از لحاظ اقتصادی زنانشان را اداره کنند 2. امنیت آنها را حفظ کنند. در نظام اقتصادی اسلام اجباری نیست که حتما مردان هزینه زندگی را بدهند بلکه زنان هم می توانند کار کنند و صاحب امتیازند: « لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ » مرد مالک درآمد خودش و زن هم مالک درآمد خودش است. هرکسی حق مالکیت و درآمد کار خویش را دارد بنابراین قرآن صراحتا حق امتیاز کار را به زن می دهد و مشکلی در این زمینه نیست. اما شکل ایده آل طراحی نظام اجتماعی، اقتصادی اسلام آن است که مرد متعهد مسولیت اقتصادی خانواده باشد و از نظر اقتصادی زن را پابر جا نگاه دارد. از جهت امنیتی نیز مسولیت با مرد است و این معنای «قوّام» در« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ » است. در ادامه خداوند می فرماید: اگر زنی نسبت به شوهر نشوز کرد« وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا» که مشابه این مفهوم را در رابطه با مرد نیز در سوره بقره داریم (یعنی مردان نیز نشوز دارند) اما اینجا در مورد زن است، زنهایی که نسبت به نشوز آنها نگران شده اید. به قد علم کردن زن در مقابل شوهرش نشوز می گویند؛ تپه ای که بلند می شود را «ارضٌ ناشِزَة» می گویند. نشوز یعنی استنکاف از تکلیف و وظیفه. مرد مسلمان فقط دو حق برگردن زن خود دارد و بقیه مشارکت و همراهی و همفکری است نه حق: 1. بحث تمکین جنسی است که برای زن و مرد یکسان است و فرقی ندارد 2. مرد مسلمان باید بداند ناموسش کجاست. زن باید با شوهرش هماهنگ کند که از خانه به کجا می رود، این حق شوهر است، اما شستن، پختن و تمیز کردن ... این ها وظیفه زن نیست. وظیفه اخلاقی و مشارکت زندگی است و همزیستی مسالمت آمیز و کمک کردن بهم است اما وظیفه نیست. حال اگر مردی دید همسرش نشوز پیدا کرده است یعنی متوجه شد احتمال لغزش جنسی او وجود دارد و از مسائل مباشرتی اجتناب می کند(علت اجتنابش لغزش اوست)، قرآن میفرماید موعظه اش کنید: « فَعِظُوهُنَّ » یعنی در مرحله اول باید کار فرهنگی کند و وظیفه مرد این است که به همسرش آگاهی بدهد و او را در این مسئله آگاه کند که اشتباهی نکند و نلغزد و اگر تاثیر نداشت در مرحلۀ بعد رابطۀ عاطفی را کنترل کندیعنی قهر و ناراحتی خود را از لحاظ عاطفی نشان دهد« وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ». پس ازین مرحله اگر بازهم رفتار زن ادامه پیدا کرد بطوریکه احتمال لغزش او را قوی دانست« وَاضْرِبُوهُنَّ» البته این زدن هم به معنای کتک زدن نیست. بنابرین مراحل برخورد ابتدا برخورد فرهنگی است بعد عاطفی و در جایگاه آخر بحث برخورد فیزیکی مطرح میشود. یعنی اول ناموس خود را کنترل کند و از خطا و لغزش او جلوگیری نماید که این غیرت و وظیفۀ مسلمانی است حتی اگر ناموس خودش هم نباشد زیرا در جامعۀ اسلامی وظیفۀ مسلمانان است که از فساد و تباهی یکدیگر جلوگیری کنند. پس اینجا غرض کتک زدن نیست بلکه بحث پیشگیری از وقوع جُرم است. این منظور آیۀ شریفه است و توجیه دیگری ندارد بنابرین در اسلام مطلقا مبحثی بنام ضرب و شتم نداریم.

ارثی از پدرمرحومم به من رسیده است با توجه به اینکه همسرم بابت ساخت منزلمان مقروض است، آیا در این شرایط مستطیع هستم یا باید قرض همسرم را بپردازم؟

شما مستطیع هستید و مسئولیتی در قبال پراخت بدهی های همسرتان ندارید و باید به حج تان عمل نمایید .

اگر شخصی به شخص دیگری نادانسته و به خاطر قضاوت عجولانه تهمت بزند اما سریعا حرفش را پس بگیرد وآن حرف را به شخص مقابل بگوید، آیا باید از شخصی که غیبتش را کرده و تهمت به او زده حلالیت بطلبد و استحلال کند؟

نه اگر خودش حرف خود را تکذیب کند جبران می شود یعنی کسر شخصیت آن فرد نیست، شخصیت آن فرد را به زیر نمی آورد و نیازی نیست. اما اگر اثر گذاشت و آن شخصیت را تخریب کرد لازم به استحلال است.

آیا شرکت کردن در مجلسی که خانمها و آقایان نا محرم با هم شوخی و خنده میکنند و حجابها کمی نامناسب است شامل فسق میشود و حکم شرکت نکردن در این مجلس الزامی است؟ در صورتی که این مجلس از نزدیکا ن باشد چطور؟

مجلس گناه، یعنی مجلسی که برای گناه و معصیت تشکیل شده است و نمیتوان در آن شرکت کرد اما مجلسی که برای معصیت تشکیل نشده ممکن است مسائلی در آن باشد که نتوانیم بگوییم شرکت کردن در آن حرام است. ساده تر اینکه پا گذاشتن در مجلسی که اصل آن حرام است مانند مجلسی که در آن شراب خورده میشود و یا مجلسی که اختلاط زن و مرد بصورت کاملا رسوا، بی حجاب، و بی عفاف است، حرام است. اما گاه مجلس از نوع مجالسی است که مجلس معصیت نیست و نمیتوان گفت شرکت کردن در آن حرام است، اما باید ملاحظه کنیم یعنی اگر لازم است در مجلس ارحام وخویشان نزدیکان شرکت کنید، سعی کنید که با شخصیت خودتان در این مجلس شرکت کنید و در حد لزوم و ضرورت در آن مجلس موثر باشید.

آیا زن برای صله رحم به اجازه همسرش نیاز دارد و اگرهمسر اجازه بیرون رفتن از خانه را به او ندهد زن اجازه دارد که مثلا صله پدر را بدون اجازۀ همسر انجام دهد؟

آنچه مهم است این است که زن در بیرون رفتن از خانه باید از شوهر کسب اجازه کند و مرد مسلمان باید بداند همسرش کجاست. هماهنگی آمد و شد خانم حق مرد در اسلام است. مرد مسلمان بر همسرش دو حق واجب دارد که اجازۀ خروج از منزل یکی از آن دو حق واجب است. بقیه مسائل مشارکتی و حقوق اخلاقی است نه فقهی. البته بعضی مواقع استثناء وجود دارد. مثلا اگر مرد راضی به حج رفتن زنش نباشد، زن میتواند به حج برود و نیاز به اجازه شوهرش هم ندارد. مرد نمیتواند حج خانه خدا را منع کند. زیرا بعضی از واجبات اینچنینی در جایگاه خود حائز اهمیت هستند. یعنی اگر مرد از این حقی که دارد ظالمانه استفاده کند، شریعت حکمش چیز دیگری است و زن می تواند از شوهرش شکایت کند و حتی به حاکم شرع اعتراض کرده و حق خود را مطالبه کند اما در عین حال خوبست این مسائل در همان چارچوب و اندازه خودش باشد و زن و شوهر با هم خوب رفتار کرده رعایت حال یکدیگر بکنند.

لطفا حدود انفاق را بفرمایید واین که وظیفه ما در قبال تعدد افراد گدا و برخورد وکمک به آنها چیست؟

آیۀ «الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینْفِقُونَ»بحث را مشخص میکند. یعنی انسان باید طعم انفاق را بچشد. میزان در انفاق ، کمیّت نیست، یعنی صد تومان گاه ارزش ده هزار تومان وصد هزار تومان، گاه ارزش یک میلیون، و یک میلیون گاه ارزش دومیلیون و... را دارد . میزان، پشتوانۀ این انفاق و آن نیتی است که در پس آن وجود دارد. خداوند میخواهد لذت انفاق را به انسانها بچشاند. کسی که ثروتمند نیست کم بدهد اما آن را ترک نکند. ما انفاق را به عنوان یک لذت روحی و تمرین آزادی روح باید داشته باشیم و انفاقات مستحب نیز باید بعد از انجام انفاقات واجب باشد. درقبال افراد متکدی و آنهایی که حرفه ای گدایی میکنند وظیفه ای نداریم.

آیا حضرت مهدی(عج) در پیام خود ذکری دربارۀ تقلید از فقیهان اعلم فرموده اند؟

وجود مبارک حضرت ولی عصر 4 نائب خاص داشتند. بعد از آن ابلاغ، توقیع شریف وجودشان نّواب عام را مطرح کردند و فرمودند «واما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه ، مطیعاً لامر مولاه ، فللعوام ان یقلدوه» (احتجاج طبرسی2/264) یعنی فقیهی که حافظ نفسش است، علم به دینش دارد، مطیع امر مولای خودش است و مرز های دین را پاس می دارد، آنها که فقیه نیستند وظیفه شان تقلید از این فقیه است. در رویارویی با مسائل یا انسان خودش مجتهد است یا مراجعه میکند به مجتهد، بنابراین در متن همان توقیع وجود شریف حضرت بحث مراجعه به فقیه است. مراجعه به اعلم هم دلیل عقلی دارد، بالاخره انسان همیشه دنبال آن است که هنگام بیماری از طبیب حاذق تر استفاده کند. در شرایط مساوی هیچگاه به آن کسی که تخصص کمتر یا اطلاع کمتری دارد مراجعه نمیکند. البته دلایل دیگری نیز در باب این مطالب و اجتهاد و تفسیر فقهاست که مفصل تر است.

تکلیف سودهایی که از طرف بانک ها در قبال سپرده ها داده می شود چیست؟

اگر قراردادی که بانک با افراد میبندد واقعی است و حقیقتا با پول شما کار میکند و از محل درآمدش به شما سود میدهد درست است اما اگر بانک پول را از شما میگیرد و به دیگری 24درصد میدهد و بعد به شما 18درصد میدهد نادرست است.

تکلیف سودهایی که از طرف بانک ها در قبال سپرده ها داده می شود چیست؟

اگر قراردادی که بانک با افراد میبندد واقعی است و حقیقتا با پول شما کار میکند و از محل درآمدش به شما سود میدهد درست است اما اگر بانک پول را از شما میگیرد و به دیگری 24درصد میدهد و بعد به شما 18درصد میدهد نادرست است.

چرا نماز خواندن اهل تسنن و شیعه با هم فرق دارد؟

در این زمینه دو کتاب داریم که حدیث شناس بزرگ و محقق نوشته است. وضوی پیامبر و نماز پیامبر اثر علامه سیدعلی شهرستانی. در این 2 کتاب ابهام ذهنی این موضوع برطرف می شود. عالمانه و دقیق تاریخ اختلاف نماز و وضو را با سیرتاریخی نوشته و اثبات میکندکه این اختلاف از زمان خلیفه سوم عثمان آغاز شد.

وضوی کامل چیست؟

پاسخ: وضو گاه وضوی صحیح است همان که متداول است، اما مراد ازوضوی کامل صرفا وضوی صحیح نیست وضوی صحیح آن است که درست است و می‌شود با آن نماز خواند اما وضوی کامل آن وضویی است که تمام آداب وضو دران عمل شود یعنی همان ادب ذکری که مثلا وقتی چشمتان به آب می‌رسد بگویید: الحمدلله الذی جعللَ ماءً طهورا و لم یَجعَلَهُ نَجَسا، از همان اول که ذکر‌ها را شروع می‌کنیم استنشاق می‌کنیم و ... تمام مستحبات عمل ‌شود. حضرت سجاد دستشان را بردند داخل کاسة آب که وضو بگیرند، دست‌‌ها 10 دقیقه داخل آب ماند، حضرت می‌خواهند وضوی کامل بگیرند؛ فرمودند وقتی آب را حس می‌کنم و می‌خواهم با این آب صورت خود را بشویم و به حضور او برسم، تنم تکان می‌خورد، به من اجازه داده‌اند که «أتدرون بين يدي من أقوم ومن أناجي؟» این وضو مقدمه‌ای برای وصلاست، برای دیدار، وضوی کامل آن است که تمام این اجزا در آن علماً و عملاً رعایت شود

چرا نمازهایی که در تاریکی خوانده می شود، مثل نماز صبح، مغرب و عشا باید بلند خوانده شود اما نمازهای ظهر و عصر آهسته؟

بلند خواندن تمام نماز واجب نیست، منظور از قرائت، فقط حمد و سوره است. وگرنه بقیه نماز که فرق نمی‌کند بلند خوانده شود یا آهسته. این مساله یقیناً باید بحث روانشناسانه داشته باشد یعنی اینکه این را در صبحگاه و شب می‌خواند فضای تاریکی مثل شب و صبح فضای آرامش است و خود این می‌طلبد که انسان قرائت را بلند بگوید و در فضای روز و روشن زمزمه وار بگوید، یک توجیه هایی از این قبیل می‌توانیم داشته باشیم اما من نشنیده‌ام ‌که معصومین(ع)علتی برای این مسئله فرموده باشد.