امام زمان (عج) دركجا زندگي مي كنند ؟ آيا مثلث برمودا ربطي به اين قضيه دارد؟

مطمئنا ًايشان مكه و مدينه را نمي گذارند تا سواحل فلوريداي آمريكا را انتخاب كنند

لطفاًدر رابطه با علم امام توضيح بفرماييد. مثلاًآيا امام حسين(ع)مي دانستند كه اگر به كربلا بروند اين جنگ پيش مي آيد.كه اگر مي دانستند پس اين واقعه بايستي به وقوع مي پيوست و اگر نمي دانستند پس چطور ائمه به علم غيب دارند؟

امام حسين، بنا براينکه پيامبرواميرالمومنين فرموده بودند، مي دانستند كه درراه خدا كشته خواهند شد و وظيفه شان هم اين بود .البته ايشان براي شهادت نرفتند ،بلكه براي احياء دين خدا رفتند كه لازمه آن شهادت هم بود. علم امام به مقداري است كه موقعيت و منصب امامت حاجت به آن دارد« ما اقدره الله و اعلمه الله » است . نمي توان گفت امام مانند خدا همه چيز را ازل تا ابد مي داند. خداوند امام را به مقداري كه منصب امامت اواقتضاء مي كند، آگاه مي نمايد. علم امام ازطريق عادي نيست بلکه علم لدني وموهبي است .

علم معصومين به رفتارما به چه معناست؟

معصومين شهود خداوند هستند 0 خداوند انبياء را بعنوان شاهد براعمال امتها درقيامت اقامه مي کند. اين امر بعد اخلاقي هم دارد0 وقتي انسان بداند كه نبي اي شاهد اعمال اوست سعي مي كند خودش را از بديها حفظ نمايد.

چرا و به چه دلايلي ما قائل به حيات معصومين بعد از مماتشان هستيم ؟

ما به هيچ وجه قائل به حيات خارجي ( حضور خارجي ) ايشان نيستيم . بلكه قائل به حي مرزوق عندالله ايشان هستيم . ايشان مانند شهداء حي هستند و زندگي ايشان از اين نوع است . « و لا تَحْسَبَنَّ الذين َ قُتلوا في سَبيل اللّه ِ اموْاتاً بَلْ أحْياءٌعندَرَبِهم يُرزَقون ُ» [آ ل عمران 169]

در مورد برپائي مراسم عزاداري اما م حسين ع) در منازل توسط خواهران و فضيلت دهه عاشورا توضيح دهيد ؟

همانطور كه خون حضرت سيد الشهداء خط خط وآيه آيه قرآن را نگه داشت « خون شما به مكتب قرآن حيا ت داد / اسلام را ز پنجه ي ظالم نجات داد » بدون شك يكي از بزرگترين دلايل ماندگاري مكتب ما و مكتب تشيع خود زنده نگه داشتن اين حركت است با تمام خصوصياتي كه خود اهل بيت در اين مورد مطرح فرمودند اين از مهم ترين ميراث هائي است كه عاشورا براي ما به ماندگار گذاشته است واقعاً با هر محرم و صفر خون تازه اي در پيكره ي تشيع دميده مي شود و هميشه دشمنان تشيع از واقعه ي عاشورا در هراس و واهمه ي عجيبي بوده اند لذا مقبوليت و محبويت آن در كنار تو صيه هاي اهل بيت در جايگاه خود محفوظ است آن مجالس زيباي حضرت رضا را كه در شهر طوس در ايام عاشورا ومحرم برگزار شد شنيده ايد0 البته مسلم است كه هر واقعيتي و هر موضوعي در طول زمان پيرايه هايي هم به دورآن بسته شد ه است . چه خوب است كه منصفانه و عاقلانه با اصل اين مسأله و ميراث كهن كه عامل حيات در شاهرگ تشيع است فكر كنيم و خرافات عزاداري را به كناري بنهيم و باهمان شيوه اي كه خود اهلبيت دوست مي دارند و دعوت كردند عزاداري كنيم چون اگرهر چيزي از شكل حقيقي خودش خارج شد ديگر اثرگذاري خود را ندارد و در وادي فرعي مي افتد يعني به جاي اينكه به فضائل ومكارم بزرك مرد هاشمي فكر كنيم که فرمود « إنّي أحامي أبداً عنْ ديني والله أن قطعتمويميني » در وادي هاي ليلي و مجنوني مي افتيم .

نظر جناب عالي در مورد سي دي ها و كليپ هايي كه در مورد اهل بيت منتشر شده است چيست؟

متأسفانه باب اينگونه مسائل در عصر و زمان ما بسيار است اينكه بگوئيد حضرت ابوالفضل را در جايي ديده اند اينها را به كناري بگذاريد و رها كنيد در اينها نه معرفت است ،نه ولايت است ،نه اعتقاد است اينها همه دكان داري است از همين سي دي ها چقدر تكثير شده است ؟ چقدر فروخته اند ؟ آنهايي كه اين سي دي را درست كرده اند از آن چقدرسود برده اند ؟ اينها را رها كنيد وبه دنبا ل حقايق و واقعيت ها باشيد .

آيا آيات مربوط به ولايت امير المؤمنين (ع) از آيات متشابه است ؟

خير ، از آيات محكم و متقن است 0

آيا پيامبر واهل بيت اوراهنمايان راه براي رسيدن به خداهستند يا خود آنها راه رسيدن به خدا هستند ؟

هر دو مورد.يعني آنها دليل راه هستند (همانند علائم رانندگي)راه را نشان مي دهند و سراج منير هستند (چراغ مسيرهستند) . خداوند اولياء خود را اين چنين قرارداده است که اينها هم راهنمايان مسيرهستند وهم خودشان راه هستند (انتم الصراط الإقوم والسَبيلُ الاعظم). (ولكم في رسول الله اُسوةُ حسنة) بيان کننده همين معناست يعني پيامبرواهل بيت خود راه هستند.(انَّك علي صراط المستقيم) يعني پيامبر خود صراط است واين معناي بسيار زيبايي است كه از زيارت جامعه كبيره وهمچنين از آيات مباركه قرآن فهميده مي شود .

چرا از ميان دو علائم خاص ظهور حضرت ولي عصر نام يماني در روايات ما مطرح شده اما نام سفياني بصورت رمز بيان گرديده است ؟ در رابطه با مسئله رجعت پس از ظهور حضرت ولي عصر در كتابي خواندم كه حكومت امير المؤمنين بعد از رجعت حدود 44 هزار سال است ،اين مطلب تا چه اندازه صحيح است ؟

نام يماني هم به رمز است و نام حقيقي نيست هر دو نام رمزند . در روايات، تحديد زماني در مورد رجعت به اين شيوه در كتابهاي معتبر من نديده ام .

وظيفه ما در رابطه با ظهور حضرت ولي عصر(عج) چيست ؟

دعا خوب است اما اصلاح كردن و مصلح بودن از همه مهمتر است . يعني اين كه اول به اصلاح خويش بپردازيد و بعد هم اگر مي توانيد به اصلاح ديگران كمك كند آنگاه جامعه براي آمدن و ظهور حجت الهي آماده مي شود. (براي توضيح بيشتربه CD انتظار مراجعه نماييد).

شما در تفسير يكي از آيه هاي سوره ال عمران فرموديد كه امام حسين (ع) بدليل مردم كشته نشدند پس چرا امام حسين مي فرمايند كه من براي اصلاح امت جدم قيام كردم؟

ايشان براي مردم كشته نشدند بلكه بخاطر دين خدا جانشان را دادند چون دين شخص محور نيست . حضرت براي اصلاح دين خدا قيام كردند اما منافع آن به مردم مي رسد .

بكاربردن كلمه ولي الله يا حجت الله در مورد حضرت امير (ع) صحيح است يا خير ؟

كلمه ي ولي الله تركيب اضافي است ،اضافه در كلام عرب يا به تقدير لام است يا مِن .«خاتَم مِن فِضَة» يا«کتاب علي» درخود قرآن هم اولياء الله داريم .پس كاملاً اين تركيب درست است كه مفرد اولياء الله است .اما تركيب ولي الله (اضافه به تقدير لام )غلط است در صورتيكه «ولي من الله »معني دار است كه از القاب ايشان است يعني كسي كه خداوند از سوي خودش به ايشان ولايت واختياراتي داده است واورابه خودش نزديك كرده است .حجت الله نيز همين طور است يعني حجت من الله كه از نظر لفظي ،معنايي وتو حيدي درست است .

آيا عظمت قرآن بالاتراست يا عظمت نبي مكرم(ص) و ائمه اطهار ؟

عظمت قرآن فراتر است يعني عظمت ائمه و پيامبر از عظمت قرآن است . وقتي اينها عظمت پيدا مي كنند كه قرآن در وجودشان تجّلي وجلوه پيدا ميكند

گاهي آنقدر مشكلات و گرفتاريها انسان را محاصره مي كند كه هر چه انسان به ائمه متوسل مي شود و به هر دري مي زند مشكلات بجاي اينكه كمتر شود بيشتر مي شود و انسان ازنظر روحي افسرده شده و نعوذ بالله ازخدا و ائمه برمي گردد لطفا دراين مورد توضيح دهيد ؟

اين قضيه رابايد يک بار با خودمان حل كنيم مسئله خيلي مهم است 1- آيا نگاه ما به ائمه اين است كه ما حضرات معصومين را براي رفع مشكلاتمان مي خواهيم ، يعني نگاه ما به ائمه بنگاه كارگشايي است ما به اين خاطر با ائمه ارتباط داريم ولي من فكر نمي كنم خداوند اين بزرگواران را براي اين آفريده باشد. اينها حجت هاي الهي والگوهاي انساني اند وحجت هستند براي شيوه زندگي. نگاه به اينها به ما تعليم مي دهد كه مشكلاتمان را چگونه حل كنيم ، چگونه با مشكلات مواجه شويم و برخورد كنيم .البته انکاري دردعاي آن بزرگواران درحق ما و گره گشايي آنها درکار ما نيست .اما موضوع ارتباط ما با اين بزرگواران اين نيست بلکه اين از بركات اين ارتباط است 2- وقتي شما يك عاقل فهميده اي را بعنوان وكيل خود قرار داده ايد وآن وكيل داد خواست شما را مي نويسد ،به شما مي گويد دراين جلسه دادگاه شركت نكنيد ، دراين جلسه شرکت کنيد واينطوربگوئيد اين مقدار امتيازبدهيد واين مقدارامتياز بگيريد اگرشما علت را سوال كنيد او درپاسخ مي گويد مگر شما من را وكيل خودتان قرار نداده ايد؟ من يک حقوقدان مسلط هستم جامعه من را قبول دارند شما قبول نداريد؟ وقتي شما حكمت خداوندي را دركارهايتان پذيرفتيد و كاررا به خداوند واگذار كرديد ، وقتي شما اميرالمومنين را شاهد حاكم دانسته ايد و گفتيد يا ابالحسن خودت كار را اصلاح كن، اگراصلاح نكردند اگرخداوند گشايشي ايجاد نکرد نمي پذيريد و قبول نمي كنيد كه حكيم طرف كارشما است؟ پس حكمت و مصلحت همين است وجاي چانه زدن ندارد. اگرما اعتقاد داريم اين بزرگان حكيم وبصيراند پس بدانيد آنجا كه بايد گشايش شود ،مي شود . برويم صبروبينشمان را درست كنيم ودرعين حال توسلمان را هم ادامه مي دهيم .

معرفت امام زمان (عج) يعني جه ؟

معرفت امام يعني جايگاه شخصيت امام را دانستن يعني امام درخلقت خدا کيست وچه نقشي دارد و ارتباط ما با امام چيست ؟ شئونات و قدرت امام در چه حد است ؟ ضرورت وجود امام چيست؟دانستن اينها يعني امام شناسي وانطباق آن بر حضرت ولي عصر(عج)، مي شود معرفت امام زمان (ع). زيارت با معرفت حضرت رضا(ع) نيز همين است .(براي توضيح بيشتربه نواربحثي که تحت عنوان زيارت با معرفت و عرفان امام وتوضيح دعاي معرفت «اللهم عرّفني نفسک فانك ان لم تعرفني نفسك» بازگوشده است مراجعه نمائيد)

آيا عظمت قرآن بالاتراست يا عظمت نبي مكرم(ص) و ائمه اطهار ؟

عظمت قرآن فراتر است يعني عظمت ائمه و پيامبر از عظمت قرآن است . وقتي اينها عظمت پيدا مي كنند كه قرآن در وجودشان تجّلي وجلوه پيدا مي كند.

چگونه فاصله و شكاف بين خودمان و امام زمان (عج) را كم كنيم؟

هرمقداري كه ما رفتارواعمالي نشان بدهيم كه محبوب قلب امام زمان (عج) است حجابها بين ما و ايشان برداشته مي شود ( توخود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز) حضرت فرمودند (و ما يحبسنا عنكم الا ما يتصل بنا منكم )ما را در حجاب وحصارنمي برد از شما مگر اعمال شما . هر مقدار كه بتوانيم اعمال را تصحيح كنيم قرب را ، هم به ولي وهم به خداوند سبحان وصاحب ولايت بيشتر کرده ايم

گاهي آنقدر مشكلات و گرفتاريها انسان را محاصره مي كند كه هر چه انسان به ائمه متوسل مي شود و به هر دري مي زند مشكلات بجاي اينكه كمتر شود بيشتر مي شود و انسان ازنظر روحي افسرده شده و نعوذ بالله ازخدا و ائمه برمي گردد لطفا دراين مورد توضيح دهيد ؟

اين قضيه رابايد يک بار با خودمان حل كنيم مسئله خيلي مهم است 1- آيا نگاه ما به ائمه اين است كه ما حضرات معصومين را براي رفع مشكلاتمان مي خواهيم ، يعني نگاه ما به ائمه بنگاه كارگشايي است ما به اين خاطر با ائمه ارتباط داريم ولي من فكر نمي كنم خداوند اين بزرگواران را براي اين آفريده باشد. اينها حجت هاي الهي والگوهاي انساني اند وحجت هستند براي شيوه زندگي. نگاه به اينها به ما تعليم مي دهد كه مشكلاتمان را چگونه حل كنيم ، چگونه با مشكلات مواجه شويم و برخورد كنيم .البته انکاري دردعاي آن بزرگواران درحق ما و گره گشايي آنها درکار ما نيست .اما موضوع ارتباط ما با اين بزرگواران اين نيست بلکه اين از بركات اين ارتباط است 2- وقتي شما يك عاقل فهميده اي را بعنوان وكيل خود قرار داده ايد وآن وكيل داد خواست شما را مي نويسد ،به شما مي گويد دراين جلسه دادگاه شركت نكنيد ، دراين جلسه شرکت کنيد واينطوربگوئيد اين مقدار امتيازبدهيد واين مقدارامتياز بگيريد اگرشما علت را سوال كنيد او درپاسخ مي گويد مگر شما من را وكيل خودتان قرار نداده ايد؟ من يک حقوقدان مسلط هستم جامعه من را قبول دارند شما قبول نداريد؟ وقتي شما حكمت خداوندي را دركارهايتان پذيرفتيد و كاررا به خداوند واگذار كرديد ، وقتي شما اميرالمومنين را شاهد حاكم دانسته ايد و گفتيد يا ابالحسن خودت كار را اصلاح كن، اگراصلاح نكردند اگرخداوند گشايشي ايجاد نکرد نمي پذيريد و قبول نمي كنيد كه حكيم طرف كارشما است؟ پس حكمت و مصلحت همين است وجاي چانه زدن ندارد. اگرما اعتقاد داريم اين بزرگان حكيم وبصيرند پس بدانيد آنجا كه بايد گشايش شود ،مي شود . برويم صبروبينشمان را درست كنيم ودرعين حال توسلمان را هم ادامه مي دهيم

دخترم ازمن سوال مي کند که چرا براي کسي كه فوت كرده است مانند پيامبر(ص) حضرت علي(ع) يا حضرت فاطمه(س) تولد مي گيريم؟

به زبان همان دخترخانم مي گوئيم که تولد گرفتن براي اين بزرگان يک نوع تجديد ميثاق و بيعت با اينها است که ازحضورشان ومکتبشان اظهارشادماني مي کنيم

منظور اهل بيت از اينكه مي فرمايند ما مظهر بسم الله الرحمن الرحيم هستيم چيست؟

يعني اهل بيت مظهر تجلي رحميميت و رحمانيت خداوند هستند

چرا به حضرت علي(ع) ابو تراب گفته مي شود ؟

حديثي است باهمين عنوان (ابوتراب) كه يک وقتي اميرالمومنين روي زمين (روي خاك) خوابيده بودند پيامبر رسيدند و گفتند : (قم يا ابا تراب ) يعني برخيز اي خاك زاده ،اي خاكي يعني تو خيلي بي ريا و بي هوي و خاكي هستي چون کنيه به معناي اب،ابن و.... نيست به حضرت ثامن الحجج مي گوئيد ( السلام عليك يا ابا الحسن )يعني ايشان فرزندي به نام حسن داشته اند ؟ نه ، ابوتراب يعني آن انساني که خاکي بودند طبق نقل تاريخ بعضي ها كه مي خواستند حضرت را تحقير كنند اين كلمه را به كار مي بردند و حضرت لذت مي بردند که به ايشان ابوتراب بگويند.البته بعضي ازبزرگان دراين حديث بحثهائي دارند

تصاويري كه از امامان چاپ مي شود صحيح است؟

خير-اين تمثال ها به هيچوجه ربطي به معصومين ندارد و چاپ آن هم كار خوبي نيست چون يک تصوري از اين بزرگواران در ذهن شما مي آيد كه اين تصور غلط است و بزرگان هم از جهت فقهي با اين کارموافق نيستند. 

احاديثي كه پيرامون زيارت امام حسين (ع) آورده شده است و بعضاً ثواب آن بيشتر از ثواب حج ذكر شده است يا موجب از بين بردن گناهان مي شود ، تا چه حد معتبر است ؟

در اين مورد روايات معتبري داريم از جمله آن حديث معروف و صحيح كه « خداوند به ازاء شهادت اين بزرگوار چند چيز به او مرحمت كرد : (اجابه الدعا تحت قبته) يعني زير گنبد ايشان و دور ضريح محل استجابت دعاست ، از زماني كه زائر از خانه حركت مي كند تا به كربلا مي رسد و بر مي گردد ، از عمر او محسوب نمي شود » اما يك نكته لازم به تذكراست كه آيا هر كسي از زيارت حضرت سيدالشهداء اين استفاده ها را مي برد ؟ خير . براي استفاده از فيض اين زيارت و آنچه بعنوان ثواب الزيارة گفته مي شود، ،توانايي و قابليت ما مطرح است هر مقداري كه ما تواناتر باشيم ، فيض بيشتري مي گيريم پس بنابراين بستگي به توانائي خود ما دارد كه چقدر از اين اقيانوس بتوانيم بنوشيم و بهره ببريم 0

چگونه و از چه طريقي مي توان معرفت خود را براي زيارت امام حسين(ع) افزايش داد؟

بايد به شخصيت حضرت سيد الشهداء و عظمت كار او نزديك تر شويم تا به ديدار اوهم عارف تر و آگاه تر باشيم. شايد خيلي بهتر باشد كه ما بعضي از كارها را انجام ندهيم ولي بعضي از كارهاي مختصر (از نظر ظاهر ) را انجام دهيم واقعاً بعضي از منابع ومواخذ هستد كه خيلي سازند ه اند مثلا در مورد حضرت سيد الشهداء ، توصيه مي كنم كتاب بسيار گران سنگ حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني به نام « پرتوئي از عظمت امام حسين » را بخوانيد كه شايد به نظرمن بهترين كتاب فارسي در اين زمينه باشد .

استفاده كردن از كلماتي مثل سلطان ، پادشاه، شاه و امثال اينها در شأن ائمه چگونه است ؟

شما به كساني كه در طول تاريخ اين عناوين را داشته اند و استهجاني به اين نامها دادند نگاه نكنيد. خود كلمه سلطان ، آن جايگاه بلند و داراي سلطه را مي رساند دليل ندارد که اين سلطه منفي باشد، شاه در ادب پارسي ، شاخص و نمونه بالاي يک مجموعه است. شما كاري نداشته باشيد كه ما از شاه خاطرات بدي داريم و دوران ستم كارانه به ذهن ما مي آيد . ما اين كلمات را به كار مي بريم تا آن بزرگي را برسانيم و اگر در فارسي اين كلمات را به كار ببريد، مشكلي ندارد ، شما فارسي مي گوييدو اينها در كلام خودشان نبوده است كه بخواهند بگويند(البته کلمه سلطان عربي است) و به موارد استعمال اين كلمه درمورد ديگران كاري نداريم مثلااگر شما به حضرت رضا (ع) مي گوييد : « سلطان سرير ارتضاء » اين كلمه بدي نيست اما در عين حال اگر ما از آن كلمات و عباراتي كه خود معصومين به كار برده اند ، استفاده كنيم مسلم بهتر است .

در مبحث انتظار ، پايه ها ي انتظار را در 4 مورد ذكر كرديد كه عبارتند از: 1) انتظار مبتني بر درك و آگاهي 2) پويايي و حركت 3) استقامت 4) محبت و شيدايي حال اگر امكان دارد مصداق هاي عملي براي هر كدام بفرماييد تا مقصد خود را كه همان انتظار است ملموس تر بچشيم ؟

اين مطالب در مجموعه مباحث انتظار كاملاً باز شد . اما به طور مختصر ، هر 4عامل مذكور يعني درك و آگاهي ،پويايي وحركت ، استقامت و محبت و شيدايي در تمام صحنه هاي زندگي ما و در تمام حقايق وجود دارند يعني اگر اين 4 مؤ لفه در هر كاري از زندگي شما شكل بگيرد آن كار بهترين كار والگوونمونه خواهد بود(براي توضيح بيشتربه کتاب دولت موعود ويا cdزخمه هاي فراق مراجعه کنيد.)

آيا حضرت مهدي (عج) که غيبت کبري دارند و داراي عمر طولاني هستند، همسر ايشان نيز از اين عمر طولاني برخوردار است؟

ادله و نشانه ها اثبات مي کند که حضرت ولي عصر داراي همسر و فرزند هستند. هنگاميکه بر ايشان درود فرستاده مي شود: (السلام عليک و علي ذريتک) بر فرزندان و ذريه ايشان نيز درود مي فرستيم. وقتي فرزند باشد پس بايد همسر نيز باشد. آنچه مسلم است آن است که وجود مقدس امام زمان (عج) نقطه اعتدال وجود و جسم و روحشان را مي دانند وکسي که نقطه اعتدال جسمش را بداند نمي ميرد. اصلاً مرگ براي چيست؟ پيري و فرسودگي وفرسايش سلولي است. اگر کسي به جايي برسد که فرسايش را مهار کند، ديگر نمي ميرد.اصلاً براي مرگ که سن مشخصي وجود ندارد. سن به خاطر وضعيت زندگي ما است. در يک منطقه دنيا ميانگين سن 48 سال و در جاي ديگرمعدل سن 78 سال است. در کشور هايي مثل اسکانديناوي به خاطر داشتن آب و هواي مناسب و شيوه زندگي و فکر کردن، ميانگين عمر به هشتاد يا نود و حتي گاهي به بالا تر از آن نيز مي رسد. انسان سن ندارد بلکه اين شرايط است که سن را براي آدمي مهيا مي کند. اگر کسي نقطه اعتدال وجودش را بدست آورد و امر الهي بر آن نباشد که جان او را بستاند او زنده مي ماند، اين حالت حضرت ولي عصر (عج) است اما دليلي وجود ندارد که همسر و فرزندانشان چنين حالتي را داشته باشند

مي دانيم که زيارت جامعه کبيره و زيارت امين الله دو زيارت معتبر مي باشند. در زيارت امين الله فقط چند عبارت اوليه خطاب به معصومين است و بقيه زيارت دعا و در خواست از خداوند است ولي در زيارت جامعه کبيره بغير از چند جمله نهايي، اکثر عبارات مدح و ثناي معصومين مي باشد. لطفاً در مورد تفاوت اينها توضيح دهيد؟

اين مطلب کاملاً درست است. در زيارت امين الله ابتداً خطابهايي به معصومين داريم وبقيه قسمتها خطاب به خداوند است (اللهُم اجعل نفسي مطمئنّة ....). اما در زيارت جامعه کبيره اينگونه نيست. فرق اين دو آن است که اصلا زيارت جامعه کبيره، فضل نامه و معرفي نامه اهل بيت وائمه است. ما هيچ زيارتي به جامعيت جامعه کبيره در معرفي اهل بيت نداريم، واقعااين زيارت که انشاء امام هادي (ع) است دراين جهت ، قيامت است. در اين زيارت اهل بيت خودشان را به جامعه معرفي مي کنند. اگردرزيارت جامعه فروبرويد وقتي مي گوئيد با شما هستم نه با غيرشما (معکم لا مع غيرکم) آنگاه مي فهميد که با آنها بودن( با آن صفات وخصال) چه لذتي دارد. پس زيارت جامعه کبيره براي معرفي اهل بيت گفته شده است اما زيارت امين الله اين خصوصيت را ندارد. در اين زيارت شما در حضور يک ولي خدا ايستاده ايد، به او سلام مي کنيد و از برکت فيض وحضور او خواسته هاي خودتان را از خداوند طلب مي کنيد يعني هر دو شيوه را ائمه معصومين به ما تعليم داده اند و رسميت بخشيده اند

چرا ما در زمان غيبت حضرت ولي عصر(عج) مانند امتهاي گذشته اسلام که خدمت امام زمان خود مي رسيدند نمي توانيم خدمت امام زمان (عج) برسيم در حالي که طبق آيه قرآن سنت هاي خداوند تغيير نا پذير است؟

سؤال خوبي است اما غفلتهايي در اين بحث وجود دارد. تمام انبياء گذشته غيبت داشته اند، حضرت عيسي(ع)، حضرت موسي(ع)، حضرت يونس(ع) و پيامبر اسلام(ص) غيبت داشته اند. از سنتهاي خداوند سبحان سنت غيبت است وسنن الهي ثابت و لا يتغير است و الآن هم ما در پوشش اين سنت هستيم. اگرمنظور شما از ديدن امام زمان (عج) ديدن فيزيکي است ، مگرديدن فيزيکي يک حجت و ولي خدا چقدر مي تواند مؤثر باشد؟ کافران و قاتلان هم امامشان را مي ديدند چه فايده اي براي آنها داشت؟ ابن ملجم هم حضرت علي (ع) را ديد، آيا امتيازي براي او بود؟ مگر او را نکشت؟ اي کاش اصلاً نمي ديد. ديدن به چشم سر تا زماني که درون انسان تسليم آن حجت و آماده براي ايشان نباشد فايده اي ندارد، اگر وجود ما مستعد ديدن حجت باشد ايشان را خواهيم ديد هرچند ديدن ظاهري مهم نيست. اگر بحث فردي است اگرشما امام زمان(عج) را ببينيد مي خواهيد چه کار بکنيد؟ هر سؤال ديني که ازامام زمان داريد بپرسيد تا من جوابش را براي شما بگويم ؟ آيا به جوابهايي که مي گيريد عمل مي کنيد؟ اگر عمل کرديد بطور فيزيکي هم مي توانيد امامتان را ببينيد. (براي توضيح بيشتربه کتاب دولت موعود مراجعه کنيد)

در مورد زيارت عاشوراتوضيح بفرماييد؟

درزيارت عاشورا خيلي اسرار وجود دارد به همين دليل است که بزرگان واهل ذکرواهل معنا اسراربرمداومت بر زيارت عاشورا دارند. اين روايت را خود اهل بيت فرموده اند که « كلُّنا سفن النجاه وسفينةالحسين اسرع»(همه ما كشتي نجاتيم اما كشتي امام حسين (ع) دربين ما خاندان از بقيه سريع السيرتر است). يعني امام حسين با خداوند كاري كرد كه خدا هر كاري با حسين بن علي بكند كم است. لذا راه ارتبا ط و ورود از طريق حضرت سيدالشهدا خيلي راه مطمئن ، قوي وعميقي است واگراين ارتباط با روح قدسي مولانا الحسين براي انسان از طريق زيارت عاشورا دست بدهد، در ارتباط او با حق و با همه چيز خيلي مي تواند موثر باشد. حتي از خود وجود مقدس حضرت ولي عصرهم بارها اين توصيه شده است واين تاكيد را در سفارشهايشان به بعضي از خواص داشته اند كه «عليكم بعاشورا» برشما باد که مداومت کنيد برخواندن زيارت عاشورا.

شما گفتيد كه مرگ فهد و جانشيني ملك عبدالله ممكن است از نشانه هاي ظهور باشد . آيا اين از نشانه هاي عام است يا نشانه هاي خاص ؟

طبعاً جزء نشانه هاي عام ظهور است چون در روايات نشانه هاي عام ظهورآمده است يعني حاكميت عبدالله و بعد ادامه زندگي و پايان عمرش در روايات وجود دارد 0

چگونه ميتوان اين مسئله كه حيوانات به حرم امام رضا(ع) ميروند وتمسك مي جويند را توجيه کرد؟

شما به حضرت امام رضا(ع) بدون دليل ضامن آهو نمي گوئيد. از آن گذشته نمونه هاي فراوان عيني را براي همه معصومين داريم . ابو خالد كابلي نقل مي كند که حضرت سجاد با جمعي ازيارانشان درحال حرکت بودند كه ديد م از مقابل يك گرگي به طرف ما مي آيد اصحاب و ياران ترسيدند، اين گرگ هنگامي که مقابل امام سجاد (ع) رسيد ايستاد وسر را پائين آورد وبه حضرت نگاه کرد، همه ياران مانده اند ، حضرت نيزنگاهي به او كردند ،دستانشان را به سوي آسمان بلند كردند و جمله اي فرمودند آن گرگ سري ودمي تکان داد ورفت . گفتيم يابن رسول لله ما جرا چه بود؟ فرمودند: جفت اين گرگ در حال زايمان دچار مشكل شده است به ما خاندان پناه آورده است . ما از خداوند خواستيم كه مشكلش راحل كند. نظيراين ماجراها را در مورد اهل بيت (ع) داريم . دراينجا من دو جواب عرض مي كنم. يك جواب قرآني است: « وما من دابه في الارض و لا طائر يطير بجناحيه الا امم امثالكم » «اين پرنده ها واين حيوانات را كه مي بينيد اينها هم امت هستند. »اُمت از ماده اَمه مي آيد به معناي قصد وجهت وهدف است . دروجود اينها هم مثل شما يك اهداف و مقاصد ي است. اينها گتره و بي هدف نيستند حساب و كتابهايي دارند. ما گاهي با اين ريزه كاري ها آشنا مي شويم.مانند برنامه هائي که از تلويزيون پخش مي شود که به چه زيبايي و دقت عالمانه وچه حوصله هائي تفحص در حالات حيوانات مي كنند و اين عظمتها و جلالتها و ريزه كاري هاي كار اين حيوان را نشان مي دهند . اسرار زندگي اين حيوانات براي ما انسانها باز نشده است و ما به اينها فقط به شكل حيوان نگاه مي كنيم. قرآن مي گويد «امم امثالكم» اينها مثل شما امت هستند و اهداف و مقاصدي دارند. جواب دوم اينکه اين احتمال هم وجود دارد که گاهي براي بيدارشدن بعضي ازذهنها وازخواب به درآمدن عده اي خداوند پرده هايي را بردارد و يك گوشه هايي را به اين شيوه نشان دهد كه بعضي ها بيشترتوجه كنند و به خود بيايند.

مگر پيامبر(ص) و ائمه (ع) يك نورواحد نيستند ؟ پس چرا آياتي وجود دارد كه فقط دل پيامبر توانايي دريافت آن را دارد؟

ما هرگز امير المؤمنين را درحد پيامبر نمي دانيم . خود حضرت فرمودند «: أنا عبدٌ مِن عبيد محمّد » مقام پيامبر چيزي است ، مقام امير المؤمنين چيز ديگر است . پيامبر وحي را مستقيم مي گيرد وبه امير المومنين تعليم مي دهد. افتخار امير المومنين اين است كه اولين شاگرد مكتب پيامبر است نه خود پيامبر . اينكه وجود امير المؤمنين با وجود پيامبر مشتركاتي دارد هيچ ربطي به اين موضوع ندارد اصلا چنين تصوري در ذهنتان نيايد. خودشان اين را به ما تعليم داده اند كه من به اين جرأت مطرح مي كنم. 12 امام يك حقيقت نوراني واحد هستند يعني يك جايگاه و منزلت دارند اما مقام رسول خدا چيز ديگري است ،پيامبر در اوج هستند. ظرفيت پيامبر چيزي است و ظرفيت امير المؤمنين چيز ديگري است ،« أنا مدينة العلم و عليٌ بابها » امام علي (ع) درب علم پيامبر مي شوند .

مگر نه اين است که وقتي امام زمان مي آيند عدل راگسترش مي دهند و دنيا پر از عدل و داد مي شود و دشمنان اسلام از بين مي روند وشيطان ديگروجود ندارد پس چگونه حضرت شهيد مي شوند ؟

درروايات ودرادله معتبرنداريم که در عصر ظهور شيطان وجود ندارد وفعاليت نمي کند . اينطور نيست كه تما م انسانها اصلاح شوند ، آن غالبه وقاطبه عمده روي زمين مؤمن ومسلمان مي شوند و به عدالت تن مي دهند و با عدالت زندگي مي كنند . اما در روايات داريم که امام زمان مرتب اجراي حدود الهي مي كنند اگر گناه نباشد امام زمان چه كسي را حد مي زنند ؟مردم بايد يك كاري بكنند كه حدشان بزنند پس آن زمان هم شيطان هست 0

امام زمان (عج) از ما جوانان انتظار دارد جواني خود را چگونه بگذرانيم ؟

انتظار امام زمان از شما آن است كه مسلمان ومومن زندگي كنيد . يعني قائل به حدود كلام خدا باشيد. اگرفردا دولت امام زمان (عج) دست بدهد و حضرت ظهور كنند ما را به كتاب و حدود كتاب دعوت مي کنند. وجود مقدس حضرت ولي عصر كتاب و حدود كتاب و معالم دين را احياء مي كنند. (اين محي معالم الدين واهله) اينكه داريم اگر جواني درزمان حضرت ولي عصر آشنا با حدود و تكاليفش نباشد توسط امام زمان حد مي خورد يعني در زمان امام زمان (عج) آموزش درمورد جوانان اجباري است 0(براي توضيح بيشتربه به cdزخمه هاي فراق بحث انتظارمراجعه فرمائيد)

فردي است كه بوسيله دستانش ارتباط انسان را با ائمه برقرار مي كند و ادعا مي كند كه از طريق خواب با اما م رضا (ع) به اين عنايت دست يافته است آيا اين مطالب درست است؟

خير- هيچكس نمي تواند واسطه بين شما وائمه باشد وهيچكس هم با دستش نمي تواند كسي را شفا بدهد . اين خرافات را قبول نكنيد و به اين حرفها ميدان ندهيد، در اين عصر و زمان سوء استفاده گران در اين باب بسيارند ادعاي آنها را نپذيريد . اگر كسي با وجود نازنين حضرت ثامن الحج مرتبط باشد امكان ندارد به شما بگويد من با امام رضا (ع) ارتباط دارم يك ميليون به حسابم بريز تا مشكلت را حل کنم اين حرفها بازي ودكان داري است اينها را قبول نكنيد بلکه دلتان را با ائمه (ع) مرتبط كنيد و نيازي به واسطه هم نداريد .

در كتاب منتخب الاثر حضرت آيت الله العظمي صافي در باب نهم از هفت روايت مطرح شده صريحاً روز شنبه به عنوان روز ظهور و قيام حضرت ولي عصر(عج)ذکر شده است لطفا دراين مورد توضيح دهيد؟

مي توان جمع روايات را بر اين دانست كه جمعه روز اعلام ظهور امام زمان(عج) است يعني اعلام ظهور در روز جمعه مي شود كه «يا اهل العالم أنا بقية الله» و شروع حركتشان از مكه احتمالا شنبه خواهد بود لذا جمعه و شنبه را در روايات در كنار هم داريم 0

با توجه به فرمايشات بزرگان فلسفه اشك بر حضرت سيد الشهداء چيست ؟

اولا: همدمي و همسويي با اهل بيت (ع) است . مثلا وقتي كسي که عزيزش را ازدست داده شما را مي بيند سر بر شانه شما مي گذارد وگريه مي کند وشما هم گريه مي كنيد ، اين کاراز صد جمله که در روزنامه برايش بنويسيد بيشتراثردارد وشما را يکي مي کند . وقتي شما مي گوئيد(صلي الله عليك يا ابا عبدالله ) و خودتان مي سوزيد يعني مي خواهيد بگوييد يابن رسول الله ما را هم شريك خود بدانيد، يا فاطمه الزهرا ، يا ابالحسن ما هم به سوز عزيز شما مي سوزيم، اجازه بدهيد ما هم دراين فاجعه بزرگ مُشارك باشيم . بالاخره اين خودش حرف اول است و به دنبال آن بركاتش مي آيد . وقتي مي خواهيم در اين سلك قرار بگيريم لوازمي دارد ، نمي شود از اينجا بيرون برويم و خيلي از كارها را انجام بدهيم يعني هنگاميکه اشک با اين ديدگاه باشد براي ما مصونيت مي آورد. ثانياً: اشك ما بر اين ظلمي است كه بر بشريت روا رفته است، اشك ما بر جهالت بشري است كه سرعزيزترين عزيز خدا را با 18 نفر از خاندانش دريک نصف روز بالاي نيزه بردند درحاليکه 60 سال بيشتراز هجرت نگذشته است، چقدر اين مسئله براي بشريت سوز و گداز و ماتم دارد ؟ و بالاخره به نوعي اشك ، آبياري كردن ثمرات كربلا درطول تاريخ و زنده نگه داشتن خود اين ماتم و مصيبت است.

درماه محرم چه كاري انجام دهيم بهتر است ؟

هم بايد شورداشته باشيم هم شعور. در اين ايام سوختن به سوز اهل بيت (ع) كار بزرگي است «از پا حسين افتاده و ما برپاي بوديم / زينب اسيري رفت و ما بر جاي بوديم، چون بيوگان ننگ سلامت ماند برما / تاوان اين خون تا قيامت ماند برما» يعني خواهران عزيزبدانند دختر كبراي اميرالمؤمنين به اسارت مي رود كه عفاف و حجاب بماند، شرافت زن بماند ،ناموس مسلمان سرافراز بماند. يك بخش كار در محرم آن است که اين شور دروجود ما بيايد . بخش دوم آشنا شدن با شخصيت ، اهداف، فكر و مكتب اين مواليان است . مطالعه كتابهائي دراين زمينه ازجمله کتاب «پرتويي از عظمت سيد الشهداء» نوشته حضرت آيه الله العظمي صافي گلپايگاني که ازبهترين کتابها است، كتاب «اشعه من حياة الحسين» نوشته عبدالله علائلي عالم اهل سنت، کتاب «حماسه ي حسيني » شهيد بزرگوارمطهري وکتابهائي ازاين دست وهمچنين استفاده از سخنان و مطالب مفيد دراين ايام، ازبهترين کارها است که هم شور باشد و هم شعور. بايد سعي کنيم در سطح خودمان فرهنگ محرم راتسري دهيم وآمدن محرم وصفررا در همان فضاي كوچك و بزرگي كه هستيم نشان دهيم.

آيا بعضي از نشانه ها وعلائم ظهور كه گفته مي شود درست است ؟

اولا قطعيت نشانه هاي ظهور خيلي مهم است که آيا اين رواياتي که بعنوان نشانه هاي ظهوريا نشانه هاي آخرالزمان گفته مي شود ، قطعي است وروايت معصوم است؟ ودوم در انطباق آن بايد دقت شود . مثلاشخصي درمورد روايت حضرت علي (ع)که فرمودند «دنيا روي شاخ گاو مي گردد» سوال مي کرد که به چه معنا ست؟ اگر قبل و بعد روايت را بخوانيم مشکل ذهني ما حل مي شود وآن اين است که كشاورزي به امام گفت مي خواهم گاوم را بفروشم و کشاورزي را ادامه ندهم . حضرت فرمودند : ( أما تعلم ) آيا نمي داني كه دنيا بر شاخ گاو مي چرخد ؟ ازاين روايت مي فهميم که كر? زمين بر روي شاخ گاو است ؟ يا اينکه مبناي اقتصاد كشاورزي است . اين كلام كجا و آن فهم و نكته كجا ؟امروز هم اقتصاد دنيا بر كشاورزي تكيه دارد . خيلي ازاين روايات بايد فهميده شود ( هر چه هست از قامت ناساز بي اندام ماست ) كه درست اين روايات را دقت نمي كنيم وگاه براي ما مشكلاتي ايجاد مي كند .

چرا علي رغم اينكه بسياري از علماء اهل تسنن در كتب خود ولايت امام علي(ع) را قبول كرده اند باز هم بر تسنن خود باقي مانده اند و ترجيح ندادند از شيعيان آن امام همام باشند؟

بسياري از اين بزرگواران اظهار تشيع كرده اند و كتاب نوشته اند. عده اي هم سير نوشته ها وکتابهايشان نشان مي دهد كه حداقل در درون اين اعتقاد را داشته اند گرچه بنا بر ملاحظات سياسي ،اجتماعي نتوانسته اند اين اعتقاد را ابراز كنند.اين نكته را نيزنمي توان نديده گرفت كه در خيلي از ادوار زماني خود عالمان شيعي هم توان ابراز عقيده را به شکل درست نداشته اند و اينطورنبوده که تريبون آزاد و حلقوم گشاده اي داشته باشند. درخيلي اززمانها بسياري از بزرگان كتابهاي خودشان را زير خاك دفن مي كردند و يا آتش مي زدند كه مبادا به دست ديگران برسد .

منظوراز(اجسادکم في الاجساد وارواحکم في الارواح واسماؤکم في الاسماء) درزيارت جامعه کبيره چيست؟

يعني بدنهاي مبارك شما در ميان بدنهاي انبياء واولياء و ارواح شما در ميان ارواح انبياء واولياء و اسماء شما در ميان نامهاي شايسته و پسنديده است. اين يك بيان است يا اينكه بگوييم شما در ميان انسانها بطورعادي زندگي كرديد ارواح شما مأنوس با ارواح آدميان بود و اسماء شما هم بين نامهاي بندگان خدا قرار داشت. اين بحث از يك سو قوس صعود و از يك سو قوس نزول است که درزيارت جامعه ديده مي شود.

سر مبارک حضرت سيدالشهدا بعد از واقعه کربلا چه شد؟

در مورد سر مبارک حضرت سيدالشهدا اقوال متعددي است ، ممکن است در رأس الحسين دمشق يا در محلي در مصر يا در مدينه باشد،اما هيچکدام از اينها نيست ، بنابر آن حرمت وکرامتي که پيکرمقدس حضرت سيدالشهدا داشت سرمبارکشان بوسيله حضرت سجاد (ع) برگردانده شدو به بدن نازنين و پيکر مبارک آن حضرت ملحق شد ، اين قولي است که خيلي از بزرگان آن را قبول دارند.

درمورد ميزان اعتبار زيارت عاشورا توضيح دهيد؟

در مورد زيارت عاشورا مرحوم مجلسي در بحار الانوار در کتاب مزار (محدثين وقتي مي خواهند زيارتها را مطرح کنند عنوان آن باب را کتاب المزار مي نامند) و بزرگان ديگر اين بحث را کاملا مطرح کرده اند و اين زيارتهاي عمده و معروف، از زيارات مأثور و وارد از ائمه است و سندهاي آن هم موجود است. البته بعضي از اين ادعيه سندهاي بسيار قوي دارد مثل زيارت جامعه کبيره ، بعضي از اينها ممکن است سندهايش آن قوت را نداشته باشد اما بزرگان تحقيق کرده اند و نوشته اند و اسناد اين زيارتها موجود است من جمله زيارت عاشورا.گذشته از اينکه سند زيارت عاشورا در جاي خود مطرح است، چيزي که ميليونها انسان آن را تجربه کرده اند و آثار آن را مي بينند چه سندي براي آن مي خواهيد؟ مثل اينکه بگوييد آيا آب سندي دارد که تشنگي را رفع مي کند، بايد بنوشيد و ببينيد تشنگي را رفع مي کند همين خود سند است. گاهي ما در علم حديث، احاديثي داريم که آنقدر متن آن قوي است که مي گويند اين متن نياز به سند ندارد، زيارت عاشورا نيز آنقدر مجرب است و در طول تاريخ ميليونها انسان را به سوي هدايت کشيده است و آنقدر گره ها را درزندگي باز کرده است و آنقدر اين متن قوي است که نيازي به سند ندارد و حال اينکه سند نيزدارد .

آيا قضيه مثلث برمودا در مورد امام زمان (عج) صحت دارد ؟

خير صحت ندارد . آن مثلث برموداي سواحل فلوريداي آمريکا جاي مناسبي براي زندگي کردن ياران امام زمان نيست، آنها سرزمين پاک حجاز و جهان اسلام را رها نمي کنند . کتاب جزيره خضراء نيز که يک زماني در اين زمينه نوشته شد ، شايد نبايد نوشته مي شد .

سربازان امام زمان (عج)چه کساني هستند؟

آن 313 نفري که شنيده ايد اصحاب خاص امام زمان (عج) هستند به تعبير من اينها کابينه و هيأت دولت امام هستند يعني کساني که مستقيم با حضرت ولي عصر در ارتباطند و اينها متعلّق به زمان خاصّي نيستند و ممکن است از زمانهاي مختلف باشند .

آيا زمان ظهور امام زمان (عج ) در قرآن مشخص است ؟

خير مشخص نيست .

چرا ما يکي از ائمّه نشديم واگر اين موضوع به نسل قبل از ما بستگي دارد پس گناه ما چيست؟

هرگاه خداوند در قرآن مي فرمايد به انبياء واولياء چيزي داده شده است سريعا علت آن را نيز بيان مي کند ، مثلاً خدا مي فرمايد به يوسف علم حديث آموختيم بعد مي گويد: ( إنَّهُ کانَ مِنَ المُحسِنين ) ،(إنَّهُ کانَ منَ المؤمِنين) ،(إنَّهُ کانَ عَبداً شَکورا ). قرعه بنام علي بن ابيطالب نيفتاده است که اميرالمؤمنين بشود بلکه او توان ورنج بارامام المتقين شدن را بر دوش کشيده است که اميرالمؤمنين شده است. اينطور نبوده که با تمام اين صفات از مادر متولد شده باشد. اميرالمومنين باراين مقام را تحمل کرده است چرا همزمان با او ديگران صبرعلي وکرامت و شجاعت او را نشان ندادند. اگر ما از ائمه نشديم به خاطر اين است که ما مرد اينکه مانند ائمه کار کنيم نيستيم. من يک دستورالعمل به شما مي دهم اگرعمل کرديد به شما قول مي دهم تالي تلو امام شويد وپشت سرامام حرکت کنيد. اگرکسي دستورالعمل سلمان را بگيرد وعمل کند ،همانطور که در مورد سلمان فرمودند: (سَلمانُ منّا اهل البيت- يعني سلمان از ما خاندان است) ،به آنجا مي رسد که ائمه بگويند فلاني از ماست. ما اهل اين نيستيم که خيلي ازکارها را انجام بدهيم ، اهل اين نيستيم که سال بگذرد ويک دروغ نگوئيم يا يک توريه نکنيم تا به آنجا برسد که سه روزه يک ختم قرآن بخوانيم. پس اين کار شدني است اما ما توان انجام آن را نداريم

چگونه پنج تن آل عبا قبل از خلقت حضرت آدم بوده اند؟

بحثي داريم تحت عنوان خلقت نوري. آيا وقتي خداوند مي خواست خلقت را شروع کند، پايان خلقت معلوم بود يا خير؟ بعنوان مثال محققان وقتي مي خواهند کاري را شروع کنند، اول ماکت آن را طراحي مي کنند ، بعد سرمايه گذاري مي کنند. خداوند هنگاميکه اراده خلق آدميان را کرد، ماکتي و شمايلي ونمائي از پايان کار آدميان و سير رشد آنها را به ملائکة الله نشان داد. نام اين خلقت نوري است. درآن ماکت نشان داده شد که اولين و آخرين پيامبر و اولين وآخرين وصي چه کسي است . لذا معني خلق نبي مکرم و پنج تن آل عبا اين نيست که وجود اينها قبلا بوده است، اينها ازمادر متولد شده اند ووجود اينها قبل از تولد از مادر نبوده است، بلکه طرح وماکت وخلق نوري اين ذوات مقدسه قبل از خلقت جسم ايشان مطرح بود و مشخص بود که چنين شخصيتهائي خواهند آمد وسيرجامعه بشري را اينگونه تعيين خواهند کرد. اين معنائي است درحد عرضه عمومي ولو اينکه اين بحث پيچيدگي هاي خاصي هم دارد که در اين باب روايات مفصلي درکتاب بحارمرحوم مجلسي ( در کتاب ألسماء والعالم) ودر کتب ديگر وجود دارد که بحث زيبايي است. آن شعري که بعضي ها مي خوانند(آنکه يونس را رهانيد از دل دريا علي بود/آنکه کشتي نوح را روي جودي نشانيد علي بود)اينها شرک و غلو است، ما اينها را قبول نداريم ونمي پذيريم. خود ائمه(ع) اينها را نهي کرده اند و فرموده اند شأن خدا را به ما ندهيد.خداوند اين امور را در قرآن به خود نسبت مي دهد « وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ – انبياء 88»

منظور از اين جمله که در زيارت حضرت زهرا (س) آمده است، چيست؟ (يا مُمتَحَنَةُ امتَحَنَکِ الله الَّذي خَلَقَکِ قبل أن يَخلُقَکِ ) : خداوند قبل از اينکه تورا بيافريند امتحان کرد

اين جمله اشاره به بحث خلقت نوراني اهل بيت دارد. يعني وقتي که خداوند خواست طرح خلقت را بريزد آن الگوهاي اول (الگوهايي که شاخص هاي برترند) را هم طراحي کرد و نماي وجودي و طرح آنها را حضرت آدم ديد که چنين انسانهايي در آينده مي آيند و اينها الگوهاي برترند« وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا – بقره34»

اگر فلسفه غيبت حضرت مهدي (عج) حفظ جان آن حضرت است، اين امر در غيبت صغري محقق مي شود و ديگر چه نيازي به غيبت کبري است؟

فلسفه غيبت امام زمان صرفا ً حفظ جان آن حضرت نيست بلکه جزئي از اين بحث است. در حقيقت آن معنايي که ما از غيبت گمان مي کنيم درست نيست. امام غايب نيستند ايشان حاضرند آن کسي که غايب است ما هستيم . واقعاً ما خودمان را گم کرده ايم والا امام حاضرند.(اي ازهمه حاضرترازمات سلام الله). براي توضيح بيشتربه کتاب «دولت موعود» مراجعه کنيد

با توجه به مبحث امامت نظر به اينكه اعمال و تقريربعضي از امامان توجيه شده است . مصلحت انديشي امامان درزمان فشاربني العباس يا تعدد زوجه و اولاد امام حسن چگونه قابل اطاعت و تمسك مي باشد ؟

رفتارمعصوم نياز به توجيه ندارد ما بايد رفتار معصوم را بشناسيم . اينکه به اميرالمومنين قرآن ناطق مي گوئيد اين لقب تنها اختصاص به امام علي ندارد امام سجاد هم قرآن ناطق است يعني تمام تجلي قرآن دروجود اينهاست وطبق قرآن عمل كرده اند، ما آيات قرآن را تبيين و تفسير مي كنيم نه توجيه . ما نسبت به اعمال ائمه بايد شناخت پيدا كنيم نه اينکه توجيه كنيم. حضرت سجاد (ع) درمقابل يزيد و امام موسي بن جعفر(ع) در مقابل هارون الرشيد جز آن كاري كه انجام دادند چه كار ديگري بايد انجام مي دادند؟ زيباترين ، عالي ترين و ظريفترين رفتارها را اين بزرگان در قبال طاغوتهاي زمانشان انجام دادند .(ترويج دين به هر چه زمان اقتضا كند /گاهي به كشته گشتن و گاهي به كشتن است). درمورد تعداد همسران ، يكي از مبارزه ها و تبليغات منفي كه بني اميه عليه وجود مقدس حضرت مجتبي به راه انداختند همين بحث بود كه گفتند حسن بن علي مطلاق است (زن مي گيرد وطلاق مي دهد) . براي اينکه بين حضرت مجتبي و يزيد موازنه برقرار كنند مجبوربودند اين مطالب را بگويند و ترور شخصيت كنند . اين از دروغها و مجعولها و بافته هاي تاريخ است و تاريخ اين بحث را نشان مي دهد . از حضرت باقر در مورد حضرت سجاد ، سوال شد فرمودند پدرم آنقدر فرصت نداشتند كه به پاره اي از مسائل توجه كنند. شأن شاگردانِ شاگردانِ شاگردان اينها نبوده است كه ذواق باشند ( زهر چمن كه رسيدي گلي بچين و برو ). کاملا مشخص است که حرفهاي اين چنيني يک نوع مبارزه با مكتب امامت از ناحيه بني اميه بود و براي توجيه و تبيين پاره اي از زشتي هاي يزيد در نظام سياسي اموي در تقابل با (الحسن و الحسين ، سيدا شباب اهل الجنه) ، بني اميه مجبور بودند به هر چيزي که مي توانند تمسك جويند . دقيقاً زمان اين تبليغات مشخص است كه وقتي است كه يزيد توسط معاويه بعنوان وليعهد وخليفه بعدي معرفي مي شود. براي توضيح بيشتربه جلد سوم مجموعه نوشته هاي حيات فكري امامان شيعه مراجعه كنيد

روايتي كه در مورد زيارت امين الله وجود دارد دقيقاً چه بوده است وچرا بهترين زيارتي است که براي امام علي (ع) سفارش شده است و براي ديگر ائمه هم آن را مي توان خواند ؟

زيارت امين الله انشاء امام سجاد براي جد بزرگوارشان اميرالمؤمنين است. معتبرترين سند وزيباترين متن را دارد وبهترين زيارت است وفرمودند كه اين زيارت را در تمام مشاهد مشرفه براي ائمه بخوانيد . در نهايت بجاي كلمه اميرالمؤمنين نام آن معصوم را مي گوئيد

با وجود رسالت بزرگي كه بر دوش حضرت فاطمه زهرا(س) اين بانوي بزرگوار گذاشته شد چرا خداوند سبحان اين حضرت را بعنوان امام انتخاب نكرد ؟

منصب نبوت و امامت مناصبي هستند كه بايد صد در صد در دسترس باشند( فيکم) واين با شأن زنان و بانوان سازگاري ندارد «مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِم- يوسف 109» اصلاً تمام انبياء از جنس مردانند . نوع وسنخ كارشان اين است كه بايد صد درصد در معرض باشند و چالشي ترين مسائل راهم قبول كنند و بپذيرند و اين با پاره اي از شاكله و ويژگيهاي شخصيتي بانوان سازگاري ندارد لذا بعنوان امام يا نبي انتخاب نمي شوند

اثبات طول عمر حضرت ولي عصر را از ديدگاه قرآن مطرح كنيد ؟

در قرآن انسان عمر تحديد شده سال و ماه ندارد يعني ازنظرقرآن انسان مي تواند ده هزارسال عمر كند. اين عرف است كه در يك زماني انسانها 200سال يا 300سال عمرمي كردند. درعرف امروز اصطلاح وکلمه زيبائي بکارمي برند (اميد به زندگي) ومي گويند اميد به زندگي در ايران 62 سال ومثلا دركشور سوئيس هشتاد سال است. ما براي عمر انسان درقرآن و حتي درعلم پزشكي حد ومرزي نداريم. نمي توانيم بگوئيم حتماً يك شخصي بايد اين مقدار عمر كند. اگرنقطه اعتدال وجود بدست بيايد دليلي براي فرسودگي نيست و ولي عصر نقطه اعتدال هستي است ومي داند که نقطه اعتدال ذات مباركش كجاست و چگونه مي تواند بماند. بحثهاي علمي اين موضوع هم در كتابهاي علمي نوشته شده است وچيز زياد مشكلي نيست كه بخواهيم اينها را بحث كنيم .

من دريكي از كتب معتبر خوانده ام درمورد اسلام آوردن ابوطالب پدر اميرالمومنين رواياتي چندي وجود دارد وخواندم اهل سنت مدعي هستند كه ايشان اسلام نياوردند لطفا دراين مورد توضيح دهيد؟

مرحوم اميني رحمة الله عليه كتابي دارند در اسلام آوردن ابوطالب که بخشي ازکتاب الغديراست وبسيار روشن ومدلل اثبات مي كند كه ابوطالب مسلمان بود اما براي حفظ ارتباطش با مشركين تظاهر به اسلام نمي كرد تا ازاين طريق بتواند واسطه اي بين پيامبر و آنها باشد. اشعار سروده ابوطالب درمدح پيامبر ودين اسلام در لابلاي كتابها آنقدر زياد است كه كسي نمي تواند انكار كند. اگرعده اي هم اسلام ابوطالب را هدف قرارداده اند منظورشان خود ابوطالب نبوده بلكه هدف آنها علي بن ابيطالب بوده است. اگر عده اي با اسلام ابوطالب مخالفت كرده اند وآگاهانه يا نا آگاهانه مطلب گفته اند يا نوشته اند، خواسته اند بين امام علي (ع) و ديگران يک نزديکي ايجاد كنند والا اسلام آوردن ابوطالب درنزد محققين ثابت وروشن است (آنان كه منكرند بگوروبرو شوند) .

اينكه يكي از نامهاي امام زمان اباصالح است يعني ايشان فرزندي بنام صالح دارند يا اين اسم رمز است؟

اباصالح يا ابوصالح كنيه است وكنيه دركلام عرب براي احترام وتعظيم گفته مي شود نه به خاطروجود فرزند . کنيه حضرت رضا اباالحسن است ، ايشان فرزندي بنام حسن ندارند . به اميرالمؤمنين ابوتراب وابا تراب مي گوئيد يعني ايشان فرزندي بنام خاك دارند؟! اين كنيه به خاطر عظمت وخاكي بودن شخصيت و تواضع حضرت امير است . وجود مقدس حضرت ثامن الحجج پدر تمام محاسنند، لذا اباالحسن مي شوند، چون وجود مقدس امام زمان تمام صلاحيتها را در اختيار دارند لذا به ايشان اباصالح گفته مي شود.

علت دشمني زياد اهل سنت با حضرت امير (ع) چيست؟

در ميان اهل تسنن يك گروه ناصبي هستند كه با اميرالمؤمنين دشمني دارند يعني آنهايي كه قائل به نصب هستند وسبّ علي بن ابيطالب را جزء وظايفشان مي دانند اينها گروه معدودي اند والا عموم اهل سنت امام را حداقل خليفه چهارم وجزء چهاريار مي دانند وعداوت و دشمني درکارآنها نيست نهايت آن مقام وصايت و خلافت و جانشيني پيامبر را مثل ما براي امام قائل نيستند. علت دشمني هم مشخص است (دشمن طاووس باشد پرّ او/ اي بسا شه را كه كشته فرّ او). جريان يونس نحوي و خليل بن احمد فراحيدي وگفتگوئي که با هم داشتند خيلي عجيب است، يونس سوال کرد چرا خيلي از اطرافيان علي (ع) نگاهشان به او مثل ابنُ عله (بچه اندر) بود؟ خليل بن احمد پاسخش را داد: «چون علي از جهت جهاد اول ،از جهت زهد اعلي، از جهت تقوا برتر، از جهت حُكم و علم با لاترو... لذا (فحسدوه)» اين يك چيزي بود كه از همان زمان نسبت به اميرالمؤمنين وجود داشت و خط آن هم در ميان بعضي ها ادامه پيدا کرده است .

آيا کلماتي که در ادعيه ائمه (ع) وجود دارد مانند امام علي که مي فرمايد: (ظلمت نفسي- من به خودم ظلم كردم خدايا گناهان من را ببخش) واقعاً خواسته مولا از خداوند است يا حضرت تمرين مي كنند؟ پس عصمت ائمه و آيه تطهير چه مي شود ؟

بزرگان كه اين مطالب را مي گويند شوخي ندارند و جنبه آموزش و تعليم هم ندارد که فقط بخواهند به ما ياد بدهند. اين مطالب را خود اين بزرگان هم مي گويند. آن ذنب وگناهي كه اميرالمؤمنين مي فرمايند از نوع ودست ذنب وگناه ما نيست اينها تمام وجودشان را در مقابل خداوند مقصر مي دانند . اميرالمؤمنين نفس كشيد نش را تقصير مي داند يعني مي گويد خدايا من با اين نفس درقبال تو چه کردم لذا اين را ظلم مي داند .اميرالمؤمنين وقتي عظمت خدا را درقبال نماز خود مي بيند مي گويد خدايا عظمت تو كجا ؟ الله اكبرعلي كجا ، پس من كاستي دارم. ازنظرحضرت اين ذنب است. اينها كارشان به آنجا مي كشد كه وجود خودشان را ذنب مي بينند . (اذا قلت ما اذنبت قالت مجيبتة/ وجودك ذنب لا يقاس به ذنب ) (گر فراق بنده از بدبندگي است/ چون تو با بد بد كني پس فرق چيست) نگاه اينها نگاه ديگري است اين ذنب براي اين بزرگواران همان ذنبي است كه براي پيامبر در قرآن داريم . ظلم و ذنب وابتلائشان معلوم است پس طبعاً مطالبشان درست است و منافاتي هم با عصمت ندارد چون اينها از زاويه ناب عرفاني به آن مطالب خاص و آن ارتباط خودشان مي نگرند. عظمت خدا را كه مي نگرند، هرچه از ناحيه خودشان مي بينند كوتاهي است. مثل اينكه يک شخصي بخواهد نقاشي خود را به بزرگترين نقاش وطراح ارائه دهد درمقابل عظمت او احساس خجالت مي کند. حال اولياء خدا اين است و علت آن هم برخواسته از معرفتشان نسبت به خداست. ما كه نيمه معرفتي به خدا داريم كارهاي ناقص خودمان را خيلي كامل مي بينيم( اين منم طاووس عليين شده) .

آيا کلماتي که در ادعيه ائمه (ع) وجود دارد مانند امام علي که مي فرمايد: (ظلمت نفسي- من به خودم ظلم كردم خدايا گناهان من را ببخش) واقعاً خواسته مولا از خداوند است يا حضرت تمرين مي كنند؟ پس عصمت ائمه و آيه تطهير چه مي شود ؟

بزرگان كه اين مطالب را مي گويند شوخي ندارند و جنبه آموزش و تعليم هم ندارد که فقط بخواهند به ما ياد بدهند. اين مطالب را خود اين بزرگان هم مي گويند. آن ذنب وگناهي كه اميرالمؤمنين مي فرمايند از نوع ودست ذنب وگناه ما نيست اينها تمام وجودشان را در مقابل خداوند مقصر مي دانند . اميرالمؤمنين نفس كشيد نش را تقصير مي داند يعني مي گويد خدايا من با اين نفس درقبال تو چه کردم لذا اين را ظلم مي داند .اميرالمؤمنين وقتي عظمت خدا را درقبال نماز خود مي بيند مي گويد خدايا عظمت تو كجا ؟ الله اكبرعلي كجا ، پس من كاستي دارم. ازنظرحضرت اين ذنب است. اينها كارشان به آنجا مي كشد كه وجود خودشان را ذنب مي بينند . (اذا قلت ما اذنبت قالت مجيبتة/ وجودك ذنب لا يقاس به ذنب ) (گر فراق بنده از بدبندگي است/ چون تو با بد بد كني پس فرق چيست) نگاه اينها نگاه ديگري است اين ذنب براي اين بزرگواران همان ذنبي است كه براي پيامبر در قرآن داريم . ظلم و ذنب وابتلائشان معلوم است پس طبعاً مطالبشان درست است و منافاتي هم با عصمت ندارد چون اينها از زاويه ناب عرفاني به آن مطالب خاص و آن ارتباط خودشان مي نگرند. عظمت خدا را كه مي نگرند، هرچه از ناحيه خودشان مي بينند كوتاهي است. مثل اينكه يک شخصي بخواهد نقاشي خود را به بزرگترين نقاش وطراح ارائه دهد درمقابل عظمت او احساس خجالت مي کند. حال اولياء خدا اين است و علت آن هم برخواسته از معرفتشان نسبت به خداست. ما كه نيمه معرفتي به خدا داريم كارهاي ناقص خودمان را خيلي كامل مي بينيم( اين منم طاووس عليين شده) .

آيا پس از ظهور حضرت حجت زمان قيامت فرا مي رسد ؟

اين يك بحث خيلي مهمي است. براساس روايات شكي نيست ومسلم است که حضرت ولي عصر علي المعروف به شهادت مي رسند وبالاخره فوت مي كنند . قاعده اين است كه با فوت امام زمان زمين از بين برود چون اگر حجت نباشد زمين از بين مي رود. اگربعد از وجود مقدس امام زمان بنا باشد زمين باقي بماند و قيامت برپا نگردد ، دراين صورت بحث رجعتي که عالمان شيعي مي گويند پيش مي آيد يعني دراينجا رجوع اميرالمؤمنين مطرح مي شود که اين رجوع يا رجوع شخصي است يا رجوع حكمي است. اما اگر بنا باشد با فوت حضرت ولي عصر زمين نابود شود ديگرآنجا كار تمام است اما بنا برروايات آن احتمال اول درست است يعني بين فوت حضرت ولي عصر و نابودي زمين واقامه قيامت فاصله وجود دارد اما ميزان فاصله را نمي دانيم.

آيا به غير از چهارده معصوم انسان ديگري توانايي معصوم شدن را دارد ؟

درحد آن بزرگان خير. اما انسان مي تواند «تالي تلو معصوم»( چسبيده به مقام عصمت) شود.

آيا بين معصوم از خطا و معصوم از گناه تفاوت است؟

اگر خطا را به معناي گناه بدانيم تفاوتي نيست اگر مراد خطاهاي روزمره زندگي باشد دراينصورت بين گناه وخطا تفاوت وجود دارد. بالاخره اينها با مردم زندگي مي کردند ومسلمانها در خريد و فروش سر ائمه كلاه مي گذاشتند و گاهي زن بد هم به آنها مي دادند. بنا نبود كه اين بزرگان از مقام عصمتشان دراينگونه موارد استفاده كنند.

تعريف معصوم چيست ؟

معصوم كسي است كه به مقامي از معرفت مي رسد كه آن معرفت او را از گناه حفظ مي كند . معصوم كسي است كه به دليل رشد و ارتقاء معرفت به جايي مي رسد كه گناه وخطا نمي كند. معصوم كسي نيست كه نمي تواند گناه كند اگر امكان گناه براي معصوم نباشد ديگرمعصوم معنايي ندارد و فضيلت نمي شود. معصوم كسي است كه به معرفت ومقامي مي رسد كه ارتكاب عصيان نمي كند (عصمه الله) وبا اين معرفت خدا او را حفظ مي كند .

آيا اين که گفته مي شود اهل بيت (ع) از خدايي چيزي كم نداشته و با خداوند تفاوتي ندارند مگراينكه خداوند خالق است و اهل بيت مخلوق صحيح است ؟

با توجه به گفته شيخ محمود شبستري (زاحمد تا احد يك ميم فرق است/همه عالم در اين يك ميم غرق است) اگرگفتيم که فرق بين اهل بيت وخداوند اين است که خداوند خالق است واينها مخلوق اند، فاصله آنها تفاوت بين خالق ومخلوق مي شود واينکه مخلوق هيچ چيزي ازخودش ندارد ولو پيامبر اسلام وعلي ابن ابيطالب باشد (اين همه آوازه ها از شه بود/ گر ازچه حلقوم عبداله بود)واين ايمان واقعي است نه کفراست ونه غلو. همين يك كلمه و جمله كافي است كه بدانيم آنچه مخلوق دارد از خود ندارد هرچند ممكن است خداوند به اين مخلوق بدليل آن شايستگي و لياقتي كه دارد عنايات بسياري كرده باشد . پس به اين شيوه سخن گفتن درست و صحيح است . بنابراين اهل بيت براي مخلوق برتر بودن همه چيز دارند اما براي برتر از مخلوق بودن (براي خدائي ) چيزي ندارند و خود اهل بيت ( ع)هم چنين ادعائي نکرده اند .

آيا ظهور امام زمان (عج) هم مانند غيبت ، صغري و كبري دارد ؟

همان حضوراوليه حضرت ولي عصردر همان پنج سال ظهور صغري خواهد بود و بعد ازآن ظهور كبري است كه همان ظهور اصلي حضرت و آمدن ايشان به صحنه هدايت جامعه بشري به شکل عيني و علني است .

چرا براي حضرت مولانا الحسين (ع)اربعين داريم و براي ساير ائمه از جمله حضرت امير يا امام حسن مجتبي اربعين نداريم ؟

علت ، آن حساسيت ماتم ومصيبت عظماي حضرت سيدالشهدا است .چون افتتاح زيارت آن قبرمطهر با همه آن جنايتها و مظالم و با تمام آن شنائتهائي كه عمل شد بايد دراولين اربعين تاسيس مي شد لذا دراين جهت تعمدي از ناحيه امام سجاد واهل بيت بود كه كار زيارت حضرت سيدالشهداء ازهمان اربعين اول شروع شود که اين عَلم وبيرق برقرار وپا برجا بماند وباهمان سوزخودش ادامه مسيربدهد. حساسيت كارحضرت سيدالشهداء كه ضمان ودوام كاراميرالمؤمنين و حضرت مجتبي و امامان بعد از ايشان بود، اقتضا مي كرد که اين حساسيت وجود داشته باشد. كما اينكه تفاوتي که درماتم وعزاي حسيني با ديگرائمه ديده مي شود ازهمين جهت است . يعني اين يک نماد و سنبل رشادت ، شهامت و مظلوميت وحقانيت اهل بيت است لذا ممکن است تاکيد براربعين واينکه (علائم المومن خمس) (يكي از نشانه هاي مؤمن و شيعه استمراربرزيارت اربعين است) ازهمين باب باشد.

با توجه به اينکه جواب سلام واجب است آيا سلامهاي ما در پايان نماز و يا سلامهايي كه در ادعيه از جمله زيارت آل ياسين وجود دارد جواب داده مي شود ؟

گاهي سؤال مي شود ما در نماز به چه كسي سلام مي كنيم؟ در روايت داريم وقتي پيامبر به آن مقام اعلي معراج رسيدند از سوي ذات حق ندا آمد(السلام عليک ايها النبي ورحمة الله وبرکاتة) خدا به پيامبر سلام كرد ، سلام خدا امنيت و امان الهي است . وقتي اين سلام از ناحيه خداوند برقلب پيامبر فرود آمد پيامبر فرمود : يا رباه من دوست دارم اين سلام بر من و امت من باشد لذا اگر رخصت است(السلام علينا وعلي عباده الله الصالحين). از مصدر ذوالجلال خطاب رسيد قبول است (السلام عليکم ورحمة الله وبرکاتة) سلام بر همه شما باد .اين فلسفه سه سلام پايان نماز است. اين سلامها پاسخ داده مي شود. امكان ندارد شما به کريمي به عظيمي به شريفي و به منصفي چون وجود مقدس حضرت ولي عصر سلام كند و حضرت سلام شما را جواب ندهند. وقتي گفتيد سلام علي آل ياسين هيچ ترديدي نكنيد كه پاسخ دارد مگر اينكه سلام ما از سر شوخي وتفنن باشد و سلام جدي نباشد .

مي خواستم بدانم تفاوت حب امام و اطاعت امام چيست ؟و بر ما شيعيان كداميك لازم است ؟آيا براي اين منظور شناخت امام نيز لازم است ؟

مطالب اين سوال ترتيبي است يعني اولين چيزي كه بر ما لازم است معرفت امام است اگرشناخت پيدا کنيم بدنبال آن محبت هم مي آيد يعني هميشه آگاهي ومعرفت با عشق ومحبت همراه است. وقتي انسان عاشق شد مطيع و رام وتسليم مي شود . پس بنابراين اول معرفت است، بعد محبت و تبعيت واطاعت،اينها همه سلسله وار است. اگرمي بينيد كسي ادعاي محبت مي کند اما اگر سؤال کنيد که معناي اين سخن امامي كه شما دوست مي داريد چيست ؟ نظراين امام درمورد اين قضيه چيست؟ آيا مي دانيد امام رضا در برخورد با فلان مشكل جامعه چه مي كردند؟ آيا مي دانيد امام رضا با همسرشان چگونه رفتار مي كردند؟ پاسخي ندارد اينجاست كه انسان كمي شك مي كند که ما چه چيز ي را دوست داريم ؟ آيا مي شود انسان مجهول را دوست داشته باشد؟! پس اين حب به معناي حب واقعي نيست لذا عملا هم آن اطاعت را در زندگي ايجاد نمي کند . در زيارت حضرت رضا (ع) مي خوانيم (من زاره عارفا بحقه) .وقتي اين معرفت بيايد وانسان خوبيها وعظمت و شكوه وصفات اين خاندان را بشناسد (چنان بوي گلم مست كرد كه دامن از دست رفت) آيا مي شود كسي را به غيراز اين خاندان دوست داشته باشد و محبت ديگري بالاترازمحبت اين بزرگان دردل ووجود وفکرش باشد؟ اين خاندان چيزي كم ندارند، هرچه را كه خداوند آفريده است خوب وعالي آن در وجود اينها است پس اگر انسان دنبال صفا ووفا است، اگردرجستجوي علم وادب و سعادت است همه چيز را خداوند دراين بزرگان جمع كرده است . وقتي اين معرفت را داشته با شيم عشق هم دروجودمان مي آيد (گر تيغ بارد در کوي آن ماه/ گردن نها ديم الحكم لله).(جهت توضيح بيشتر به بحثهائي که بطور پراكنده در شبهاي يازدهم ذي القعده درخصوص حضرت رضا (ع) و درخصوص بحث معرفت امام مطرح شده است مراجعه نمائيد)

چرا حضرت حق با وجود معرفي خاتم انبياء وابلاغ دستورات جهت راهنمايي توسط قرآن كريم، راهنمايي بشر را به دو قسمت و دو مرحله كرده است و برعهده ائمه قرارداده است ؟

اصل امامت تتمه و دنباله اصل رسالت و نبوت است .تمام انبياء الهي وصي داشته اند(ما من نبي الا وله وصي) يعني مكتب انبياء هميشه يك فرد والگوي ممتاز ويک تربيت شده ويژه دارد که او وصي وانسان كامل است. واين مسلم است که عمر23ساله رسالت پيامبربراي تبيين وتوضيح وحي كافي نبود پيامبرخيلي نگفته ها داشتند .نبي مکرم در 13 سال مكه با سنگ وتازيانه وشلاق و... مشرکين ودرمدينه هم با بدرواحد واحزاب وخندق وحنين درگير بودند. رسول خدا دراين 23سال واقعاً تلاش كرد اما آنقدر فرصت نبود كه پيامبر بتواند تمام بطون و ظرايف و لطائف قرآن را تبيين و تشريح كند لذا اين راه بايد ادامه پيدا كند (اني تارك فيكم الثقلين)، بايد کسي كناراين قرآن باشد كه تبيين آن را به عهده بگيرد که كتاب الله و عترتي مي شود. اين فلسفه و ضرورت اصل امامت است . خيلي ازبزرگان معتقدند آخرين سخنان ووصيت اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه يعني همان جملات (الله الله في الصلاة ، مراقبت كنيد خدا را در نماز،حج ، زكاة ) توصيه امام به نماز نيست بلکه مثل اينكه اميرالمؤمنين (ع) هم هنوز نگفته هاي صلاة ، زكات ، حج و بقيه شريعت را مطرح مي كند يعني هنوز نگفته هاي اينها بسيار است که بايد توسط وجود مقدس حضرت مجتبي (ع) وحضرت سيدالشهداء(ع) مطرح شود و ادامه پيدا كند. علت مطرح شدن مذهب جعفري همين است که دربحث پيشواي صادق بازگوکرديم.

با توجه به اينکه قبل ازآيه تطهير اشاره به زنان پيامبر شده است چرا ما اين آيه را اشاره به خاندان پيامبر و اهل بيت مي دانيم ؟

سيرآيات در سوره مباركه احزاب به گونه اي است كه خداوند با زنان پيامبر سخن مي گويد وهمه ضماير جمع مونث حاضر است «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ». اما يکباره لحن آيه تغييرنموده وتمام صيغه ها مذكر شده و اين قسمت از آيه در ميان سايرآيات درشت نمايي مي شود « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً- احزاب 33»طبيعي است که قرينه لفظ و مقام مشخص مي کند كه اين بحث ، بحث قبلي نيست و خداوند دربين حال و هواي گفتگو با زنان پيامبربعد از توصيه آنها به اطاعت خداوند و اقامه نمازو... انتساب اين زنان را به اين خاندان واهل البيت مطرح مي فرمايد يعني شما در كنار چنين کسي و با چنين الگويي زندگي مي كنيد « يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ – احزاب 32» شما مانند زنان ديگر نيستيد. كسي كه در خانه اين شخص وبا اين الگوها و شخصيتها مانوس است رفتار او بايد به گونه اي ديگر باشد. (کار ما سهل است اما از تو اينها خوب نيست) يعني خداوند درعين تاديب وتربيت زنان پيامبر، اين نعمت همجواري و انس با وجود شخصيت نبي اكرم و اهل بيت اورا تذكر مي دهد .(براي توضيح بيشتربه بحث تفسيرآيه فوق مراجعه نمائيد)

چرامحمد حنفيه برادر امام حسين درکربلا حضورنداشت؟ آيا دليل عدم حضوراو اين نبود که مي دانست برادربزرگوارش درکربلا کشته مي شود؟

محمد حنفيه وصي حضرت سيدالشهداء بود وحضرت وصيتنامه خودشان را خطاب به ايشان نوشتند. خط اول وصيتنامه اين است (هذا ما اوصي به حسين ابن علي الي اخيه محمد الحنفيه). اگرمحمد حنفيه انسان گريزپائي بود که حضرت او را وصي خودشان قرارنمي دادند.علت عدم حضور او درکربلا اين بود که عليل وناتوان دربسترافتاده بود وتوان بيرون آمدن ازمدينه را نداشت چه اينکه بخواهد به کربلا بيايد. محمد حنفيه انسان بزرگي است وخيلي هم شجاع بوده است ويک زماني پهلوان اول کشوراسلام بوده است وهنگامي که با رومي ها گلاويزمي شد آنچنان آنها را برزمين مي زد که موجب افتخاراسلام مي شد. اگرپيرامون شخصيت ايشان حرف وحديثهائي مطرح مي شود اينها بحثهاي تاريخي است که انگيزه داشته است. گاهي به خاطرکوبيدن پدر فرزند را مي کوبيدند وگاهي به خاطرکوبيدن فرزند پدررا مي کوبيدند .

چرامحمد حنفيه برادر امام حسين درکربلا حضورنداشت؟ آيا دليل عدم حضوراو اين نبود که مي دانست برادربزرگوارش درکربلا کشته مي شود؟

محمد حنفيه وصي حضرت سيدالشهداء بود وحضرت وصيتنامه خودشان را خطاب به ايشان نوشتند. خط اول وصيتنامه اين است (هذا ما اوصي به حسين ابن علي الي اخيه محمد الحنفيه). اگرمحمد حنفيه انسان گريزپائي بود که حضرت او را وصي خودشان قرارنمي دادند.علت عدم حضور او درکربلا اين بود که عليل وناتوان دربسترافتاده بود وتوان بيرون آمدن ازمدينه را نداشت چه اينکه بخواهد به کربلا بيايد. محمد حنفيه انسان بزرگي است وخيلي هم شجاع بوده است ويک زماني پهلوان اول کشوراسلام بوده است وهنگامي که با رومي ها گلاويزمي شد آنچنان آنها را برزمين مي زد که موجب افتخاراسلام مي شد. اگرپيرامون شخصيت ايشان حرف وحديثهائي مطرح مي شود اينها بحثهاي تاريخي است که انگيزه داشته است. گاهي به خاطرکوبيدن پدر فرزند را مي کوبيدند وگاهي به خاطرکوبيدن فرزند پدررا مي کوبيدند .

مي خواستم بدانم در هنگام سلام دادن به حضرت مهدي (عج) دست بر سر گذاشتن چه حكمي دارد ؟

اين عمل در مورد يك نام خاص حضرت ولي عصر(قائم) است که وقتي مي شنويد ازجاي خود بلند مي شويد. اين سنتي بود که حضرت رضا آن را تعليم دادند.وقتي دعبل خزائي اشعارش را درطوس براي حضرت رضا مي خواند حضرت فرمودند: دعبل آيا اجازه مي دهي من دوبيت به شعرت اضافه كنم؟ آنگاه آن اشعار مشهور را بيان فرمودند: ( وقبربطوس يا لها من مصيبتي / الحّت علي الاحشاء بالزّفراتي؛ يک قبري ازما خاندان درطوس خواهد بود که مصائبي براين قبر مي گذرد که جگرانسان را آب مي کند) وقتي دراين بيت (الي الحشر حتي يبعث الله قائما) به نام قائم رسيدند حضرت ثامن الحجج قيام کردند و دست خود را بر سر گذاشتند. با اين شيوه نهايت ادب و احترام را نسبت به امام زمان مي رسانيم .

لطفا منبع حديث كساء را بفرماييد ؟

مرحوم بحراني درکتاب عوالم دو سند معتبر براي حديث كساء مطرح مي كند

آيا دعاي ناد علي مدرك و مأخذي دارد ؟

گاهي تجربه نشان داده است كه بعضي ازچيزها مؤثراست. ازاذکار ودعاهائي که درخيلي ازموارد موثراست همين دعاي ناد علي است واصل خود بحث - البته نه به شيوه اي که الان متداول است - مربوط به جنگ احد و ماجراي تنها ماندن نبي مکرم است که (ناد عليا مظهرالعجائب/تجده عونا لک في النوائب) پيامبرعلي را صدا بزن که مي بيني به تو کمک مي کند وآنگاه (لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار) نازل مي شود .

چراخداوند تبارك وتعالي بين اولياء وديگر بندگانش فرق قائل شده است واين فرق قبل از تولد يا از بدوتولد مشخص است گاهي در جواب گفته مي شود که اين مسئله بسته به علم الهي دارد مانند يك معلم كه مي داند كدام شاگرد خوب است وكدام شاگرد خوب نيست و در نمره آخر سال اين دانش آموز تآثيري ندارد لكن در اينجا خداوند از اول بين بندگان و اولياء خود فرق قائل شده است وبين آنها وديگران تفاوت گذارده است مانند عيسي ،موسي ، پيامبر اسلام ، امام حسين ،حضرت زهرا و ديگر اوليا ء كه اكثراً در تاريخ آمده است و مشخص است؟

اين سؤال در ذهن شما هست که آيا پيامبر قبل از خلقتشان پيامبر بودند واين كمالات ومقامات را داشتند وبا همين مقامات و كمالات جبراً به اين دنيا آمدند؟ پس خداوند پيامبر را پيامبر آفريده است واگر حسني و وصفي است اكتسابي نيست.پاسخ آن است که : 1- علم خداوند از ازل تا ابد واز ابتدا تا انتها به تمام ابعاد وحيثيات وجود و زندگي انسانهاست يعني كدام عمل ماست كه خداوند سبحان قبل از خلق ما نداند؟. تمام آنچه كه ما عمل خواهيم كرد - ازنعمتهاي اواستفاده مي كنيم يا استفاده نمي كنيم، شاكر نعمتيم يا كافر نعمتيم- خداوند مي داند. بعنوان مثال يك پدري قابليت وتوانائيهاي فرزندانش را مي شناسد. مي داند که دراين بازارامروز دنيا اگر به اين فرزند 10 ميليون بدهد به 6 ماه نمي كشد که اين سرمايه را ازبين مي برد اما اگراين 10 ميليون را به فرزند ديگرش بدهد اين فرزند طوري عمل مي كند که در پايان سال منافع اين پول را به پدر بر مي گرداند. پدرعاقل به کداميک ازاينها اين 10 ميليون را خواهد داد ؟ اينکه انسانها ازنعمتهائي که خداوند به آنها مي دهد درظرف وجودي خودشان دردنيا چگونه استفاده مي کنند درعلم الهي مشخص است. براي ذات باريتعالي معلوم است که موقعيت وامكاناتي كه به پيامبر اسلام مي دهد اگر اينها را به فرد ديگري همزمان ومقارن با پيامبر بدهد آنها را ضايع خواهد کرد ، آن موقعيت وتوانايي كه به علي بن ابيطالب مي دهد اگر به عقيل بن ابيطالب بدهد عقيل نعمت خدا را ضايع مي كند ومانند علي (ع) از نعمت خدا قدرداني ندارد. لذا خداوند اين نعمت را به علي مي دهد وبه عقيل به مقدار توان وبه آن مقداري که نعمت خدا را ضايع نمي كند نعمت مي دهد. خداوندي که مي داند وحکيمانه علم دارد به اينکه انسانها در ظرف زندگي دنيا با مواهب ونعمتهاي اوچه مي كنند، جايگاههاي خطير ونعمتهاي درشت وموقعيتهاي عظيم را به بندگاني مي دهد كه بتوانند از پس اين مسؤليت هاي بزرگ برآيند. بنابراين روشن است كه اين عين عدالت الهي وعين لطف خداوند است كه اين بار رسالت به دوش ما قرار داده نشود. خداوند اين بار رسالت را به دوش كسي قرار مي دهد كه بتواند به منزل برساند وتعهدش را به بشر انجام دهد. اين عين عدل خداوند است كه زحمات اين ناصحان و صالحان به بار بنشيند وجامعه بشري ازاين الگوهاي انساني استفاده كند. پس هيچ ترديدي نيست که اگرآن توجهي كه خداوند به پيامبر اسلام كرد به ما مي كرد ما توانايي پيامبرشدن را نداشتيم يعني قدرت استفاده ازآن مواهب را در وجود خودمان بكار نمي بستيم و توليد نمي كرديم. حتي رسيدن به مقامي پائين ترازمقام انبياء و اولياء هم براي ما مقدورنيست. خيلي از انسانهايي كه موقعيت وكمالاتي دارند ومي توانند حرف دل شما را بخوانند ، وقتي گوشي تلفن را برمي دارند مي فهمند پشت خط كيست و مي دانند سؤالش چيست؟ از بندگان خدا کساني هستند كه اين حالات را دارند- اينها قصه وافسانه نيست ،البته ممكن است اين حالت هميشه نباشد وممکن است هميشه باشد- اين مقام تاحدي براي همه قابل دستيابي است اما ما كارهاي آنها را انجام نمي دهيم لذا اين موهبت ها دردل ما نمي جوشد وخداوند هم اين نگاهها را به ما نمي كند ، زيرا نعمتهاي الهي را ضايع مي كنيم پس چرا لطفي بكنند كه ضايع شود. اين مسئله تا اين حد براي ما قابل درک وفهم است. بالاترازاين مقام ، مقام نبوت وامامت و وصايت است . پس اين نكته خيلي مهمي است. 2- پنجاه درصد بعدي آن طرف قضيه است . اگرگفته شود خداوند بين ما وپيامبرتفاوت قائل شده است آيا توقع، جايگاه و حسابي كه پيامبر اسلام دارد من وشما داريم؟ ما با همين خوردن و نوشيدن وزندگي كردن وكمي حلال و حرام الهي را رعايت كردن ان شاء الله به بهشت خواهيم رفت اما پيامبر هم با همين كارها به بهشت مي رود؟ « وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ – حاقه 44»( اگركمي خلاف درکلام پيامبرباشد شاهرگ گردنش راقطع مي كنيم) اين حساسيت درقبال پيامبر وجود دارد. اگرامام علي بخواهد مثل ديگر انسانها زندگي كند نمي تواند آن كاري و نقشي كه در جامعه بشري بايد ايفاد كند به انجام رساند . پس تفاوت وجود دارد اما توقع و جايگاه وحساب آنها درنزد خدا چيست و توقع و جايگاه وحساب ما كدام است ؟ بنابراين درهمين جا نيزعين عدالت مشاهده مي شود. 3- چه ايرادي دارد كه خداوند يك گروه وعده معدودي از انسانها را به عنوان نماد خلقت به آدميان نشان دهد. همانطورکه خداوند آن روز درپاسخ به ملائكه که گفتند:) انسانها خونريزي وفساد مي کنند) گفت: « قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ – بقره 30»( من چيزها مي دانم که شما نمي دانيد) به انسانها نيزبگويد که اينها انسان كامل وخليفه خدا هستند . اينها نمونه هايي هستند که انسانها مي توانند خودشان را به اين نمونه ها نزديك كنند. اينها نمادهاي نمايشي آفرينش باشند كه انسانها راه را بگيرند و به سوي اينها حركت كنند . اميرالمؤمنين درنامه 45 نهج البلاغه فرمود : «انکم لاتقدرون علي ذالک»(شما قدرت آن را نداريد که مثل من علي زندگي كنيد) «ولکن اعينوني بورع واجتهاد وعفت وسداد» (اما با چهار كار مي توانيد علي وار بشويد وبه طرف من بيائيد). اينها نمونه هاي عالي خلقت هستند و ازاين راهکارها مي توان به اين نمونه ها نزديك شد. پس اين مسئله هيچ منافاتي با عدالت الهي ندارد.

چراخداوند تبارك وتعالي بين اولياء وديگر بندگانش فرق قائل شده است واين فرق قبل از تولد يا از بدوتولد مشخص است گاهي در جواب گفته مي شود که اين مسئله بسته به علم الهي دارد مانند يك معلم كه مي داند كدام شاگرد خوب است وكدام شاگرد خوب نيست و در نمره آخر سال اين دانش آموز تآثيري ندارد لكن در اينجا خداوند از اول بين بندگان و اولياء خود فرق قائل شده است وبين آنها وديگران تفاوت گذارده است مانند عيسي ،موسي ، پيامبر اسلام ، امام حسين ،حضرت زهرا و ديگر اوليا ء كه اكثراً در تاريخ آمده است و مشخص است؟

اين سؤال در ذهن شما هست که آيا پيامبر قبل از خلقتشان پيامبر بودند واين كمالات ومقامات را داشتند وبا همين مقامات و كمالات جبراً به اين دنيا آمدند؟ پس خداوند پيامبر را پيامبر آفريده است واگر حسني و وصفي است اكتسابي نيست.پاسخ آن است که : 1- علم خداوند از ازل تا ابد واز ابتدا تا انتها به تمام ابعاد وحيثيات وجود و زندگي انسانهاست يعني كدام عمل ماست كه خداوند سبحان قبل از خلق ما نداند؟. تمام آنچه كه ما عمل خواهيم كرد - ازنعمتهاي اواستفاده مي كنيم يا استفاده نمي كنيم، شاكر نعمتيم يا كافر نعمتيم- خداوند مي داند. بعنوان مثال يك پدري قابليت وتوانائيهاي فرزندانش را مي شناسد. مي داند که دراين بازارامروز دنيا اگر به اين فرزند 10 ميليون بدهد به 6 ماه نمي كشد که اين سرمايه را ازبين مي برد اما اگراين 10 ميليون را به فرزند ديگرش بدهد اين فرزند طوري عمل مي كند که در پايان سال منافع اين پول را به پدر بر مي گرداند. پدرعاقل به کداميک ازاينها اين 10 ميليون را خواهد داد ؟ اينکه انسانها ازنعمتهائي که خداوند به آنها مي دهد درظرف وجودي خودشان دردنيا چگونه استفاده مي کنند درعلم الهي مشخص است. براي ذات باريتعالي معلوم است که موقعيت وامكاناتي كه به پيامبر اسلام مي دهد اگر اينها را به فرد ديگري همزمان ومقارن با پيامبر بدهد آنها را ضايع خواهد کرد ، آن موقعيت وتوانايي كه به علي بن ابيطالب مي دهد اگر به عقيل بن ابيطالب بدهد عقيل نعمت خدا را ضايع مي كند ومانند علي (ع) از نعمت خدا قدرداني ندارد. لذا خداوند اين نعمت را به علي مي دهد وبه عقيل به مقدار توان وبه آن مقداري که نعمت خدا را ضايع نمي كند نعمت مي دهد. خداوندي که مي داند وحکيمانه علم دارد به اينکه انسانها در ظرف زندگي دنيا با مواهب ونعمتهاي اوچه مي كنند، جايگاههاي خطير ونعمتهاي درشت وموقعيتهاي عظيم را به بندگاني مي دهد كه بتوانند از پس اين مسؤليت هاي بزرگ برآيند. بنابراين روشن است كه اين عين عدالت الهي وعين لطف خداوند است كه اين بار رسالت به دوش ما قرار داده نشود. خداوند اين بار رسالت را به دوش كسي قرار مي دهد كه بتواند به منزل برساند وتعهدش را به بشر انجام دهد. اين عين عدل خداوند است كه زحمات اين ناصحان و صالحان به بار بنشيند وجامعه بشري ازاين الگوهاي انساني استفاده كند. پس هيچ ترديدي نيست که اگرآن توجهي كه خداوند به پيامبر اسلام كرد به ما مي كرد ما توانايي پيامبرشدن را نداشتيم يعني قدرت استفاده ازآن مواهب را در وجود خودمان بكار نمي بستيم و توليد نمي كرديم. حتي رسيدن به مقامي پائين ترازمقام انبياء و اولياء هم براي ما مقدورنيست. خيلي از انسانهايي كه موقعيت وكمالاتي دارند ومي توانند حرف دل شما را بخوانند ، وقتي گوشي تلفن را برمي دارند مي فهمند پشت خط كيست و مي دانند سؤالش چيست؟ از بندگان خدا کساني هستند كه اين حالات را دارند- اينها قصه وافسانه نيست ،البته ممكن است اين حالت هميشه نباشد وممکن است هميشه باشد- اين مقام تاحدي براي همه قابل دستيابي است اما ما كارهاي آنها را انجام نمي دهيم لذا اين موهبت ها دردل ما نمي جوشد وخداوند هم اين نگاهها را به ما نمي كند ، زيرا نعمتهاي الهي را ضايع مي كنيم پس چرا لطفي بكنند كه ضايع شود. اين مسئله تا اين حد براي ما قابل درک وفهم است. بالاترازاين مقام ، مقام نبوت وامامت و وصايت است . پس اين نكته خيلي مهمي است. 2- پنجاه درصد بعدي آن طرف قضيه است . اگرگفته شود خداوند بين ما وپيامبرتفاوت قائل شده است آيا توقع، جايگاه و حسابي كه پيامبر اسلام دارد من وشما داريم؟ ما با همين خوردن و نوشيدن وزندگي كردن وكمي حلال و حرام الهي را رعايت كردن ان شاء الله به بهشت خواهيم رفت اما پيامبر هم با همين كارها به بهشت مي رود؟ « وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ – حاقه 44»( اگركمي خلاف درکلام پيامبرباشد شاهرگ گردنش راقطع مي كنيم) اين حساسيت درقبال پيامبر وجود دارد. اگرامام علي بخواهد مثل ديگر انسانها زندگي كند نمي تواند آن كاري و نقشي كه در جامعه بشري بايد ايفاد كند به انجام رساند . پس تفاوت وجود دارد اما توقع و جايگاه وحساب آنها درنزد خدا چيست و توقع و جايگاه وحساب ما كدام است ؟ بنابراين درهمين جا نيزعين عدالت مشاهده مي شود. 3- چه ايرادي دارد كه خداوند يك گروه وعده معدودي از انسانها را به عنوان نماد خلقت به آدميان نشان دهد. همانطورکه خداوند آن روز درپاسخ به ملائكه که گفتند:) انسانها خونريزي وفساد مي کنند) گفت: « قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ – بقره 30»( من چيزها مي دانم که شما نمي دانيد) به انسانها نيزبگويد که اينها انسان كامل وخليفه خدا هستند . اينها نمونه هايي هستند که انسانها مي توانند خودشان را به اين نمونه ها نزديك كنند. اينها نمادهاي نمايشي آفرينش باشند كه انسانها راه را بگيرند و به سوي اينها حركت كنند . اميرالمؤمنين درنامه 45 نهج البلاغه فرمود : «انکم لاتقدرون علي ذالک»(شما قدرت آن را نداريد که مثل من علي زندگي كنيد) «ولکن اعينوني بورع واجتهاد وعفت وسداد» (اما با چهار كار مي توانيد علي وار بشويد وبه طرف من بيائيد). اينها نمونه هاي عالي خلقت هستند و ازاين راهکارها مي توان به اين نمونه ها نزديك شد. پس اين مسئله هيچ منافاتي با عدالت الهي ندارد.

لطفا در مورد نيابت عامه و خاصه امام زمان توضيحاتي بدهيد؟

در عصرغيبت صغري ، حضرت ولي عصر(عج) 4 نايب خاص داشتند كه حضرت به اسم آنها را تعيين كرده بودند و بعد از اين 4 نفر حضرت فرمودند (اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات احاديثنا، هم حجتي عليکم وانا حجه الله عليهم،  اين کساني که اين علم واين فضل و تقوا را دارند حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا براينها هستم) . به اسم معرفي نکردند بلكه به شکل صفات کلي مطرح کردند كه ازاين تعبيربه نيابت عامه مي کنيم. يعني اگرامروز بخواهد دست سارقي دراسلام قطع شود بايد امام زمان آن را قطع کند اما احکام الهي با نبودن اما م زمان تعطيل نمي شود لذا بايد کسي اين کار را انجام دهد که نايب امام زمان باشد و ما امروز مراجع تقليد را به عنوان نواب عام امام زمان مي دانيم واين کاملا مطلب درستي است وپشتوانه علمي دارد اما اگرکسي امروز ادعاي نايب امام بودن بصورت خاص کند اورا دروغگو بدانيد. خيلي ها ادعاي ديدن وتشرف حضرت را مي کنند گول اين مسائل را نخوريد. خود امام زمان فرمودند: اگرکسي ادعاي رويت من را درعصرغيبت کرد اورا دروغگوبدانيد(هرکه را اسرارحق آموختند/ مهرکردند دودهانش دوختند) آنهائي که خدمت حضرت مشرف مي شوند تا زنده اند مشخص نمي شود بعد ازمرگشان ديگران متوجه مي شوند.

اينکه در آيه شريفه « وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ – بقره45» صبرو صلاة به پيامبروحضرت علي تعبير شده است آيا اين تعبيرصحيح است ؟

اين مطلب تفسيرنيست بلکه تاويلي است که در روايات داريم وتاويل كار خود معصومين است. کدام صبري صبرترازپيامبر و كدام صلاتي صلات ترازاميرالمومنين.

در بعضي از سايتها اين شبهه مطرح شده است که اگر لقب امير المؤمنين مخصوص حضرت علي (ع) است پس چرا خود ائمه اين لقب را به بعضي از خلفا گفته اند ؟

اميرالمؤمنين دو معنا دارد. يك اميرالمؤمنين اصطلاحي وسياسي است ويک اميرالمومنين واقعي است. امير المؤمنين به معناي اولين مؤمن و ولي مؤمنان لقب مخصوص حضرت علي (ع) است وآني كه اهل بيت به خلفا مي گفتند معادل خليفه بود وآن اصطلاح سياسي بود که ازباب فهم آن جماعت ائمه به کار مي بردند

نظر شما در مورد گروهي كه مي گويند گناه كنيد تا زمينه ظهور امام زمان فراهم شود چيست ؟

اگر ادعاي گروهي اين بود كه ما گناه كنيم كه زمينه ظهور امام زمان (عج ) فراهم شود بدانيد اينها دشمنان امام زمان هستند نه دوستان آن حضرت زيرا اين منطق، مبارزه با امام زمان است، حضرت ولي عصر راضي به فساد نيستند

در زيارت ششم امير المؤمنين عبارت (السلام عليک يا عين الله الناظره ويد الله الباسطه )به چه معنا است ؟

اگربه انساني عين الله، يدالله، جنب الله ووجه الله گفته شد يعني انساني كه با چشم الهي مي بيند، با گوش الهي مي شنود و با دست خدا تصرف و قبض و بسط در امور انسانها مي كند

عبارت (ذکرکم في الذاکرين واسمائکم في الاسماء واجسادکم في الاجساد وانفسکم في النفوس وآثارکم في الاثاروقبورکم في القبور) در زيارت جامعه كبيره به چه معناست ؟

اين قسمت اززيارت جامعه دومعنا دارد. يك معنا يعني اي بزرگواران با همه عظمتي كه شما داريد، اما نام شما هم درميان نامهاي انسانها محواست و درميان بقيه اسامي انسانها است يعني شما يك زندگي انساني، عادي، متواضعانه و بشري داشتيد حتي جسم شما درميان انسانها بوده است وخودتان را تافته جدابافته نمي دانستيد، روحتان درميان درميان روحها ، نشانه هاي شما درميان نشانه ها وقبرتان هم درميان بقيه قبرهاست يعني در اين قسمت آن بعد تواضعي و بشري وجود اهل بيت را بيان مي كند. درمعناي دوم بعضي از شارحان زيارت جامعه كبيره مي گونيد احتمال دارد که مراد ذكرهايي است كه خداوند القاء مي کند، اسامي است که خداوند تعليم مي دهد ، اجسادي است كه جسد اولياء خداست و خداوند به آنها شرافت خاصي داده است ، ارواج بيشترآثاربيشتربه قبوراولياء يعني تمام آن مواردي كه بعنوان ذكر و ياد وجسد و آثار اولياء وبرجستگان وانسانهاي خاص خلقت و آفرينش هستند

ايا اين كه بعضي مي گويند مقام اهل بيت از مقام پيامبران اولوالعظم بالاتر است صحيح است ؟

دانستن اين موضوع چه فرقي براي شما مي كند وچه تاثيري در اعتقادات شما مي گذارد . اثرعملي اين فكر چيست؟ اينکه مثلا مقام اميرالمومنين بالاتر يا پائين ترازحضرت ابراهيم باشد درميزان اعتقاد ما به آن حضرت تاثيري دارد واگر مقام آن حضرت ازحضرت ابراهيم بيشترباشد نقصي براي ابراهيم محسوب نمي شود وچه بسا افتخارابراهيم هم باشد که «ان من شيعته لابراهيم».بنابراين دراين موارد نبايد خيلي سخت گيري کرد

منظوراز(سرالمستودع فيها) درمورد حضرت زهرا چه سري است ؟

خوب اگر ما و شما مي دانستيم ديگر سرنيست سرآن چيزي است که ما ندانيم اما بزرگان مي گويند : سر المستودع وجود نازنين حضرت ولي عصر (عج) هستند اما با آن مفاهيمي كه ما درك نمي كنيم

أيا بوسيدن دربها و ضريح امامان درست است لطفا كمي توضيح دهيد؟

اگر اين درب در حرم امام رضا نباشد آيا آن را مي بوسيد؟ علت بوسيدن درب و ضريح حرم مطهر ائمه اين است كه: (امرعلي جدارديارليلا/اقبل ذاالاجدار وذالجدارا، وماحب الديارشقفن قلبي/ ولکن حب من سکن الديارا- ازکنارخانه ليلا رد شدم وديوارآن را بوسيدم ، به خدا قسم من عشقي به ديوارندارم عشق من آن کسي است که درون اين ديوارنشسته است) بوسيدن ضريح به خاطرآن است که مکاني است که نزديک قبرمطهرحضرت رضا(ع) است ،اگر درب حرم امام رضا را مي بوسيد چون اين درب شرافت پيدا كرده است که آستان درب مضجع تابناک ثامن الحجج شده است. نمونه اين عمل را درماجراي يوسف مي بينيد که يعقوب بوي پيراهن يوسف را طلب مي کند وبا همان پيراهن چشمانش شفا پيدا مي کند

ولايت يعني چه؟

معناي اصلي ولغوي ولايت تولي و سرپرستي است و محبت ونصرت وياري هم ازمعاني فرعي ولايت است

اگر بناست با ظهور امام زمان همه ظالمان وستمگران به سزاي اعمال خود برسند پس ديگر حسابرسي روز قيامت چه معنا دارد؟

امام زمان حسابرسي نمي كنن بلکه شيوه زندگي پاکيزه را به انسانها تعليم مي دهند. رسيدن به حساب هيچ ربطي به اجراي عدالت ندارد. درهمان زمان عده اي به عدالت تن مي دهند وعده اي تن نمي دهند .امام قيامت به پا نمي كنند و سنجش پنهاني اعمال را انجام دهند

با وجود اينکه مي دانيم غيبت حضرت امام زمان براي حفظ سلامتي جان ايشان بوده است پس چرا براي سلامتي ايشان دعا مي کنيم ؟

جان امام از جانيان وطاغيان وحاكمان در امان است . آن تهديدهائي كه بقيه ائمه داشته اند اما زمان ندارند که درروايات تعبيرمي شود رقبه ايشان زيربيعت هيچ حکومتي نيست اما همانطور كه بقيه ائمه بيمارمي شدند وجود نازنين امام زمان هم مريض مي شوند اگر شما براي سلامتي وجود شريفشان دعا مي كنيد از اين باب است

به نظر شما چگونه مي توان فرهنگ مهدويت و انتظار را نهادينه و فراگير کرد؟

با معرفي کردن همين مفهوم. يعني ما مفهوم منتظِر، منتظَر وانتظار را اگر دقيقاً مطابق فهم تمام طبقات اجتماع بتوانيم باز کنيم و برسانيم، اگر فلسفه مهدويت، نتايج مهدويت و انتظار، دقيق بازگو شود و هدف گذاري فرهنگ جامعه به سوي انتظار باشد تبعاً اميدوار خواهيم بود

آيا اين درست است که اگر چهل شب نماز امام زمان را بخوانيم شب چهلم امام زمان در خواب مي آيند و يکي از خواسته هايمان را بر آورده مي کنند؟

خير، چنين چيزي نداريم. نه روايتي نه حديثي نه دستوري به اين مبنا نداريم. اگر نماز مي خوانيد براي سلامتي امام زمان و فرجشان بخوانيد نه براي خواب ديدن آن حضرت. اميد است که دربيداري حضرت را ببينيد نه در خواب. دراين صورت فقط يک خواسته شما عملي نمي شود بلکه همه خواسته هايتان عملي خواهد شد

در بُاره رجعت در آخر الزمان توضيح دهيد؟

ازناب ترين سخنان پيامبر است که فرمود من در ميان شما دو چيز گرانبها -که امانت خدا به شما بود -باقي گذاردم؛ يکي کتاب خدا و ديگري عترت من است. در ادامه حديث است که اينها تا قيام قيامت از هم جدا نمي شوند «لن يفترقاحتي يردا علي الحوض». اگر امام زمان بعد از ظهور کشته شدند يا فوت کردند، بعد از ايشان عترت کيست؟قرآن وجود دارد امام عترت نيست. از طرف ديگرپيامبر فرموداين دو ازهم جدا نمي شوند يعني نمي شود يک زماني قرآن باشد اما در کنار آن عترت نباشد. اگر قرار باشد بعد از امام زمان زمين و زمان بماند و قيامت تحقق نيابد و قرآن در ميان مردم و جامعه باشدبايد انسان کامل و ولي ذوالجلال و عترت هم باشد. اگر امام زمان نيست بايد علي بن ابيطالب ،حسين بن علي بيايد . اين معناي رجعت است. آنهايي که معتقد به بحث رجعت هستند، رجعت را حضور حجت خدا درکنار کتاب خدا مي دانند زيرا زمين خالي از حجت نخواهد بود. البته اقليتي قائل به رجعت حکمي هستند نه رجعت عيني؛ مراد رجوع به حکم اهل بيت است نه شخص آنها

آيا مهريه حضرت زهرا آب و نمک بوده است؟

خير، مهريه حضرت زهرا 480 درهم بوده است

آيا اينکه پيامبر فرمودند: «سلمانُ منّا اهل البيت» به معناي مقام عصمت است؟

خير، به اين معنا است که تفکر سلمان، تفکر ما خاندان است. شيو? زندگي سلمان، شيو? زندگي ما خاندان است. عصبيت‌هاي عربي را به دور بريزيد. يک پارسي، يک ايراني وعجمي هم «منّا اهل البيت» مي شود . يعني فکر،مذهب و سيره و زندگي ما اختصاص به گروه و نژاد و مليت خاصي ندارد

چرا نام هارون مکرر در قرآن برده شده است ولي نام علي بن ابي طالب در قرآن نيامده است ؟

هارون نبي اي از انبياء الهي است و همراه موسي که 131 بار در قرآن آمده نام هارون نيز در قرآن مطرح مي شود. نام وصي اي از اوصياء انبياء نامش در قرآن نيامده است بلکه تمام اوصياء در قرآن به وصف معرفي شده اند نه به اسم. خداوند توصيف وصيّ سليمان را در قرآن بيان مي کند« و قال الذي عنده علم من الکتاب » از وصّي موسي تعبير به فتي و جوانمرد مي شود « وقال موسي لِفتياه». لذا اسم اوصياء در قرآن نيامده است بلکه وصف و صفات آنها مي آيد. لذا هر گاه در قرآن کلمه مؤمن، متقي و محسن را مي بينيد فرد اول آن امام علي(ع) مي باشد

چرا ائمه (ع) کتاب مستقلي ننوشتند؟

احاديث و روايات معصومين همان کتاب آنهاست. بزرگان يک حديث را در قالب يک کتاب شرح مي دهند. پس سخنان وکلمات پيشوايان به منزله کتاب آنهاست. شان انبياء و ائمه کتاب نوشتن نبوده است بلکه انتقال دهنده پيام خدا هستند. ائمه (ع) الگوي رفتاري و عملي و گفتاري بودند. آنهامنبع الهي هستند و تأليفات بشري غيرمنابع الهي است

خلیفه اول یا آخر بودن حضرت علی(ع) برای امروز ما چه فرقی دارد؟ در زندگی ما چه تاثیری دارد؟

بر همۀ باورهای ما فرق می کند. بحث خلیفه اول یا چهارم بودن امام علی نیست: بحث ما این است که بعد از پیامبر مکرم اسلام شایسته ترین و لایق ترین شخص برای جانشینی و خلافت پیامبر چه کسی بوده است؟ عالم ترین و آگاه ترین شخص به سنت و مکتب پیامبر چه کسی بوده است؟ در اسلام سابقه در شجاعت و حمایت از دین خدا و پیامبر چه کسی اقدم و اول بوده است؟ این از جهات بیرونی است. از طرف دیگر، پیامبر به چه کسی تصریح کرده است؟ رسول خدا در عید غدیر فرمودند« من کنت مولاه فهذا علی مولاه» روزی که پیامبر خواستند برای قریشیان دعوتشان را اعلام کنند، «یوم الدار» است. وقتی دعوتشان را اعلام کردند ابولهب سروصدا به راه انداخت، پیامبر فرمودند: چه کسی مرا یاری می کند؟ همه مغلطه و اذیت کردند و فقط امیرالمومنین بارها دستشان را بلند کردند و فرمودند« یا رسول الله بنده در خدمت شما هستم» و پیامبر فرمودند:« انت خلیفی و ولیی و وارثی» همان روز اول گفتند و تاریخ هم نوشته است، یازده جلد الغدیر امینی با استنادات اهل سنت اثبات همین معنا می کند.

لطفا دلایل قرآنی یا سخنی از علمای اهل سنت در مورد حدیث غدیر بفرمایید؟

کتاب اشراق غدیر من در این جهت می تواند کمک کند. کتاب الغدیر مرحوم آقای امینی که موضوع آن فقط اثبات حدیث غدیر است و کلمه یا سخن و روایتی از علمای شیعه نقل نکرده است. تمام این 11 جلد، اثبات حدیث غدیر توسط عالمان اهل سنت از روز نخستین تا سده هایی که ایشان بررسی کرده اند می باشد. به همین خاطر در بعضی کشورها نظیر عربستان داشتن کتاب الغدیر جرمش اعدام است.