در عالم پس از مرگ آيا در مرحله اي ممكن است انسان بلاتكليف باشد؟

به يك بيان عالم برزخ عالم بلاتكليفي است 0يعني تكليفي در آن نيست و انسانها منتظرهستند.

آيا انسان به مجهولاتي كه در اين دنيا داشته است بعد از مرگ آگاه مي شود؟

بله0خيلي از مجهولات در قيامت تبديل به معلومات مي شود و بسته به ميزان ظرفيت انسان ها اين امر تحقق مي يابد0

آياعفو خداوند شامل حق الناس مي شود ؟

خداوند بطورمستقيم حق الناس را عفو نمي کند اما اميدواريم بطورغيرمستقيم از طريق شفاعت اين کار انجام شود يعني يکي ازمصاديق شفاعت آن است که شفيع بتواند براي ما درنزد مردم آبروداري کند وجان ما را رها کند وزنجيررا ازگردن حق الناس ما بازکند

با توجه به برداشت شما از آيات قرآن در مورد معاد جسماني نظر ملاصدرا قابل قبول مي باشد يا نظر بوعلي سينا يعني آيا پس از مرگ روح به همين اجزائي كه در خاك است بازگشت مي كند يا اينكه رجوعي در كالبدي ديگر مي باشد ؟

نظراين دو بزرگوارمحترم است و آنچه فرموده اند در جاي خودش باقي است . « بزرگش نخوانند اهل خرد / كه نام بزرگان به زشتي برد » اينها بزرگان عالم فلسفه و حكمت اند اما اين دليل نمي شود كه انسان مرعوب بزرگي نام بزرگان باشد يعني عظمت كلام الهي چنان است كه هيچكس در كنار اين كلام عظمتي ندارد . عظمت از آن كلام خداست آنچه از سخنان اين بزرگواران با قرآن منطبق است « علي اعيننا» اما اگر سخنان اين بزرگواران با قرآن منطبق نبود از نظر ما معاد قرآني نيست كتابي را حضرت استاد آقاي محمد رضا حكيمي در حدود 4،5 سال پيش نوشتند به نام « معاد جسماني در حكمت متعاليه » و دراين كتاب اثبات مي كنند كه معاد صدر المتأ لهين شيرازي معاد قرآني است بوعلي سينا هم مي گويد من به همان معادي كه 124000پيامبر و به همان معادي كه ظاهر قرآن است اعتقاد دارم

لطفاً درمورد بهشت و درجات آن توضيح دهيد. آيا در بهشت كسي نسبت به درجه افراد ديگر حسرت مي خورد ؟

بله - بهشت مراتب مختلف دارد و طبعا در بهشت افرادي هستند كه احساس تغابن دارند و مي گويند اي كاش بيشتر عمل مي كرديم و بالاتر مي بوديم و رتبه بهتر ي داشتيم . البته اين ديگر غم و خوف و حزن نيست كه بگوييم در بهشت جايگاهي ندارد.

اگر مي گويند با هر ذکروصلواتي كه مي فرستيد در صورتيكه به همه اموات هديه كنيد به همه آنها مي رسد، پس نبايد اموات بي نصيب و غريب داشته باشيم لطفا توضيح بفرمائيد؟

اگر ما ذكر و صلواتي را مطرح مي كنيم قابليت استفاده آنها هم مطرح است . بعضي از اموات آن قدر ايزوله هستند، كه سلام و صلوات ما نصيب آنها نخواهد شد و متآسفانه بعضي از اموات اينگونه اند و گيرايي ندارند. بعضي ها آن قدرمشكل دارند كه :  نتوان شست ز زنگي سياهي »

چه كسي آن دنيا را ديده است كه درباره آن صحبت كند؟چرا كره زمين گرد است؟

« « سبحان الذي اسراء بعبده ليلاً» پيامبر مكرم اسلام وخيلي از اولياء خدا عوالم ملكوت را ديده اند كه صحبت مي كنند. با توجه به اين سفرها و عكسها ي فضايي مي دانيم كه كر? زمين گرد است البته كره زمين گرد کامل هم نيست يك مقداري تورم دارد و در بعضي از جاها بيضي مانند است، اما چرا گرد است؟ به دليل اينكه كره زمين گردش دارد ودر مدارهاي اوربيتالهاي فلكي (همان حالت تدويري) مي چرخد خودش آن حالت تدويري را پيدا مي كند « كل في فلكٍ يَسبَحوُن»‌

آيا بهشت و جهنم ازقبل خلق شده ودرجائي مهيا است وهم اكنون وجود دارند؟

اينكه بهشت و جهنم جايي خلق شده باشد تا ما آدميان به آن وارد شويم اينطور نيست بلكه بهشت و جهنم در حال ساخته شدن و تخريب است با اعمال ما

در بعضي از آيات قرآن داريم که بهشتيان از كنار جهنم عبور مي كنند و آن را مي بينند و در بعضي ديگرازآيات داريم که بهشتي ها اصلا ًصداي جهنم را نمي شنوند. آيابين اين آيات تناقضي وجود ندارد ؟

مراد از دوري وبُعد از جهنم ،بُعد و دوري از عذاب جهنم است و مراد از عبور و نگاه، اشراف بر حال اهل جهنم است كه به زيبايي اين را در سور? صافات مي بينيم . «فاطلع فرأه في سواء الجحيم » .آني كه بهشتيان مي بينند وضعيت و ملكوت جهنم و وعده هاي الهي است وآني كه نمي بينند ونمي شنوند سختي ها و عذاب است

در بعضي از آيات قرآن ،بهشتيان از كنار جهنم عبور مي كنند و آن را مي بينند و در بعضي ديگر بهشتي ها اصلاًصداي جهنم را نمي شنوند. آيابين اين آيات تناقضي وجود ندارد ؟

مراد از دوري وبُعد از جهنم ،بُعد و دوري از عذاب جهنم است و مراد از عبور و نگاه، اشراف بر حال اهل جهنم است كه به زيبايي اين را در سور? صافات مي بينيم . «فاطلع فرأه في سواء الجحيم » .آني كه بهشتيان مي بينند وضعيت و ملكوت جهنم و وعده هاي الهي است وآني كه نمي بينند ونمي شنوند سختي ها و عذاب است

آيا در قيامت هم رحمانيت الهي وجود دارد ؟

درعالم قيامت ،اجراي عدالت الهي جلوه رحمانيت خداوند است يعني همان هم رحمت خدا است كه در حد عدلش رفتار كند وحال اينکه بعضي ها استحقاق بيشتر ازآن دارند كه عذاب ببينند اما خداوند با عدالتش رفتار مي كند والا اينکه بخواهد رحمتي ازخداوند به شكل عمومي اهل جهنم را بگيرد بعيد است ودليلي دراين باب نداريم

لطفاً در باب سكرات موت و فشار قبر توضيح دهيد ؟

درروايات ما ، مرگ براي بندگان مومن خدا مثل بوئيدن يك گل است . اما قرآن مي گويد ( وجاءت سكرة الموت بالحقّ ذلك ما كنت منه تحيد ) عده اي جان مي دهند وجان به جان آفرين تسليم مي كنند اماعده اي جان مي كَنند . آنهايي كه جان مي كَنند سكرات مرگ دارند . اما آنهايي كه جان مي دهند- روزي رخش ببينم و تسليم وي كنم- سکرات مرگ ندارند .البته روايات معتبرداريم كه فشار قبر ازگناهان زباني مثل غيبت ،تهمت ، دروغ ، ناسزا و... بر مي خيزد و اينها موجب فشارعالم برزخ مي شود.(براي توضيح بيشتربه بحث تفسيرآيه 100 سوره مباركه مؤمنون ( ومن ورائهم برزخٌ الي يوم يبعثون ) مراجعه فرمائيد)

کودکاني که از دنيا مي روند بعد از مرگ در کجا و در چه شرايطي هستند؟

در بهشت و جوار رحمت خداوند قرار دارند چراکه عاملي براي محروميت آنها از رحمت خداوند وجود ندارد

آيا قالب يا كالبد مثالي در عالم برزخ عيناً ويژگي هاي همين جسم دنيايي را دارد؟

خير - آن قالب مثالي كه روح شما در عالم برزخ با آن است ، متناسب با عالم برزخ است يعني چيزي است بين جسم و روح در اين دنيا كه متناسب با همان جهان است و بزرگان از آن تعبير به تصوير در آينه مي كنند.

آيا روح بعد از مفارقت از جسم با مرگ، بازگشت دوباره اي به جسم دارد يا اينكه تا قيامت مطلقاً بازگشتي به بد ن ندارد؟

روح بعد از مرگ تا قيامت هيچ گونه بازگشتي به اين بدن ندارد. چون اين بدن در عالم ناسوت ودرعالم خاك مي ماند و روح سير خودش را به عوالم بعدي (برزخ وقيامت) دارد اما اين تن ، اين سير را ندارد ، ولي روح با قالب ها ي ديگري اين سير را ادامه مي دهد يعني قالب عوض مي كند .

در كتاب يكي از علماي عاليقدر در تفسير سوره واقعه و در تو صيف حورالعين ظاهراً خيلي غلو شده است مثلاً گفته شده كه حورالعين آنقدر لطيف ونوراني هستند كه اگر 70لباس روي هم بپوشند ، بازهم بدن آنها نمايان است اينگونه مسائل آيا درست است و دور از عقل و منطق نيست ؟

اصلاً در بهشت بحث زن و مرد نيست بلكه بحث زوجيت وتكميل نفوس ولذت همدمي و هم نفسي است اين اصل قضيه است . توصيفاتي هم كه در كلام الهي در مورد حورالعين گفته مي شود از باب آن است كه آن مفاهيم را با فهم بشري دنيايي ما به ما منتقل كنند لذا اگر هر چيزي هم گفته شده است نمي توان گفت غلو است چون آنقدر فراتراز اين است كه هر چه بگوييم باز هم به حقيقت زيبايي نعمت هاي بهشت نرسيده ايم بنابراين هر چيزي هم که گفته شده است ازباب آن است که اهميت آنها را براي ما برساند والا واقعيت اينها براي ما قابل درک نيست.

آيا اينكه انسان در كجا دفن شود مهم است ؟ مثلاً بعضي ها دوست دارند در كنار قبر امام رضا(ع) دفن شوند .

کسي جرات ندارد که بگويد در جوار اين بزرگان دفن شدن اثري ندارد . مسلم است كه در جوار اين بزرگان و به طور كلي در اماكن مقدسه دفن شدن بدون تأثير نيست اما براي چه كسي ؟ نزديك ترين كسي كه در جوار حضرت رضا(ع) دفن شده است هارون است .آيا هارون از امام رضا چيزي بدست مي آورد ؟ در قسمت بالا سر مطهروقتي مي خواهيد از زير طاق به طرف ضريح بياييد دو بيت شعراز دعبل خزائي در آن بالا نوشته شده است : «وقبران في توس خير الناس كلّهمي / وقبر شرّ همي هذا من العبري، ما ينفع الرّ جس من قرب الزّكي وما / علي الزكي بقرب الرجس من ضرري» (دو قبرند درتوس يكي قبر بهترين بندگان خدا و يكي قبر بدترين بندگان خدا، اين از عبرت هاي الهي است . نه آن رجس از اين پاك سودي مي برد و نه اين پاك از آن رجس ضرري مي بيند) پس مكان مهم است اما هر كسي از هر مكان فيض نمي برد قابليت استفاد? از آن بايد باشد. فيض بردن ازاين مکانها بعد ازمرگ مانند زمان حيات انسان است. هر كسي در يك مكان مقدسي بايستد خير مي بيند ؟ خير، بيشترين سهم را در مسجدالحرام چه كسي مي برد؟ كسي كه روحش بيشترين آمادگي را داشته باشد و كسي كه كمترين آمادگي را داشته باشد كمترين سهم را مي برد عين اين مطلب را در همين مبحث پياده کنيد .

استعداد براي مرگ چه موقع حاصل مي شود؟

دونکته مهم وجود دارد. کسي خدمت پيامبرآمد وگفت يا رسول الله من ازمرگ بدم مي آيد. پيامبرفرمودند :پول وسرمايه داري؟ گفت بله ، فرمودند:«قدمها» حقوق خدا وخلق را بپردازوانفاق کن ومالت را پيش بفرست. گفت نمي توانم. فرمودند: پس ازمرگ بترس چراکه دل انسان با مالش است. اين بعنوان نمونه مطرح شد. وقتي انسان دلبستگي دنيازنجيري به دست وپايش مي زندهيچگاه استعداد مرگ ندارد. اما اگردست وپاي انسان به دنيا زنجيرنشود استعداد مرگ دارد يعني اگر اين تعلقها وعلاقه ها ومحبتها دروجودانسان کنترل شده باشد، مسلم انسان مستعد مرگ خواهد بود. نکته دوم اينکه انساني مستعد مرگ است که نسبت به آينده وبعد ازمرگ شناخت داشته باشد. اگرمن ازمرگ وبعد ازمرگ خبري نداشته باشم هيچوقت مهياي مرگ نيستم اما وقتي بدانم مرگ پيش روي من چيست وآينده بعد ازمرگ چگونه خواهد بود مهياي مرگ مي شوم. در کتاب اصول کافي درباب احتضار روايات خيلي عجيبي است که درلحظات جان دادن ومرگ به انسان چه مي گذرد من جمله ازروايات اين است که وقتي انسان مومن جان مي دهد وملائکه الله روح را ازبدن جدا کرده اند ازمصدرذي الجلال به ملائکه الله خطاب مي رسد که به بنده من اختياربدهيد که جهان پيش روي خود را انتخاب کند يا دنياي پشت سرش را ، هرکدام را که بخواهد من خدا احتراما به او اختيارمي دهم که انتخاب کند. تمام ارواح مومنين وقتي ازبدن خارج مي شوند وخدا اين پيشنهاد را به آنها مي دهد بالاتفاق ضجه مي زنند ومي گويند خدايا ما را برنگردان، ما را به همان جهاني ببر که داريم مي بينيم يعني چيزها مي بينند که پشت سربراي آنها يک مقاک ويک گودالي است که ديگرتحمل آن را ندارند. وقتي اين شناختها مي آيد همان مي شود که « به خدا قسم که پسرابي طالب انس بيشتري به مرگ دارد ازکودک به پستان وشيرمادر» اين آمادگي براي مرگ است.

ارواح پس از مرگ چه مي شوند ؟

طبعاً ارواح در برزخ – عالمي بين دنيا وآخرت - بسر مي برند و اگر روح آنقدر آزادي داشته باشد مي تواند به كسان وخويشان خودش سركشي كند البته نه آزادي مطلق بلكه مسلم با محدويتهايي است.

ارواحي که در برزخ و قيامت معذب مي باشند آيا ممکن است مورد عفو قرار گيرند ؟

بله ، کساني که به بهشت مي روند وجودشان در بهشت قطعي است اما کساني که به جهنم مي روندممکن است از جهنم بيرون بيايند . به عبارت ديگر بهشت ورودي دارد، خروجي ندارد اما جهنم هم ورودي دارد و هم خروجي دارد .در روايات هم داريم که تعدادي از انسانها در جهنم نمي مانند و خلود ندارند. کما اينکه خداوند هميشه در مورد بهشت خلود را مي گويد اما در مورد جهنم وعده خلود داده نشده است پس بنابراين رحمت خداوند شامل اهل جهنم نيز مي شود .

آيا اين مطلب درست است که ائم? معصومين در بهشت قرآن را براي مؤمنين تفسير و تأويل مي فرمايند؟اگر چنين است آيا تمام جنبه هاي قرآن براي اهل بهشت کاربرد دارد،مثلاً آيات مربوط به تاريخ،تعدد زوجين و ...؟

در قرآن داريم که سخن اعلي نشينان اهل بهشت(نبي مکرم و اهل بيت و اولياء خدا) ، حمد و تحيت و گفتگو و ذکر الهي است « وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ – يونس 10» «وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ – فاطر34»اهل بهشت حمد و ثنا و ذکر و گفتگوي خدا دارند.همچنين در روايات داريم که به عده اي از مؤمنين که فرصت تعليم قرآن را دردنيا پيدا نکردند، دربرزخ توسط اولياء اللّه قرآن تعليم داده مي شود. پس طبعاً در بهشت نيز همينطور است. اما در مورد اينکه چه چيز هايي ازقرآن ممکن است در آنجا گفته شود، امام صادق (ع)مي فرمايند:(اگر من بخواهم تمام حقايق و معارف الهي را از کلمه «الصّمد» استخراج مي کنم). اميرالمومنين (ع) مي فرمايند: (اگر من بخواهم هفتاد شتر کتاب در تفسير بسم الله الرحمن الرحيم مي نويسم) که شايد هفتاد شتر 300يا 400 جلد کتاب شود0 اين شأن و تفسير قرآن است.

لطفاً در مورد معاد و لباسي که با آن محشور مي شويم توضيح دهيد. حشر کساني که با کفن يا با لباس دفن شده وکساني که سوزانده مي شوند چگونه است؟

در مورد مؤمنين (اهل ايمان) داريم که اينها درزيباترين شکل و جامه محشور مي شوند. پيامبر (ص) در حالي که همسران ايشان در محضرشان نشسته بودند فرمودند: (يُحشَرُ النّاس عراةً هفاةً-مردم برهنه و عريان به قيامت پا مي گذارند). همسران حضرت پرسيدند :يا رسول الله عريان بودن قابل تحمل نيست، حضرت فرمودند: مؤمن از اين قاعده مستثني است اما خيلي از انسانها ساتر و پوششي ندارند يعني حشرشان مانند حيوانات است وبه شکل انسان جامه ندارند. اينها مضمون حديث است وچيزي نيست که بخواهيم با دانش ديگري مطرح کنيم بلکه بايد از کلمات نوراني اهل بيت استفاده کنيم

پيوند روح با جسم حيوانات و گياهان چگونه است؟آيا درقيامت محشورمي شوند؟

به يک سطحي از روح که داراي حرکت و احساس است روح نباتي گفته مي شود. به يک سطح بالاتري از روح که علاوه براحساس و حرکت داراي غريزه نيزمي باشد، روح حيواني يا به تعبير فني نفس دَمَوي گفته مي شود. يک سطح بالاتري از اين را که گذشته ازحرکت و احساس و غريزه داراي تعقل نيز هست، نفس ناطقه يا روح انساني مي گويند. پس نباتات و حيوانات نيز داراي روحند.(غير از آن جاني که در گاو وخر است/ آدمي را عقل و جاني ديگراست، باز غيراز عقل و جان آدمي/هست جاني در نبي و در وصي) انبياء داراي روح ديگري به نام روح القدس نيز هستند. گياهان ونباتات حشر ندارند اما حيوانات محشور مي شوند البته حشرحيوانات براي حساب و کتاب نسبت به يکديگر نيست بلکه حشر آنها نسبت به ما آدميان براي پاسخگويي به مظالمي است که نسبت به حيوانات انجام داده ايم. شخصي مسافت زيادي را با شترطي کرده بود وقتي به آب رسيد همانطورکه سواربرشتربود بدون اينکه پياده شود ايستاد تا حيوان آب بنوشد. امام معصومي که شاهد اين قضيه بودند، فرمودند به او بگوئيد که (فاليسَتَعدَّ نَفسَها غداً بالحکومةِ) خودش را براي قضاوت وحکومت خداوند در قيامت بين او واين حيوان آماده کند چرا که اين کارظلم به اين حيوان است. پس حيوانات براي پاسخگوئي مظالم ما انسانها حشر دارند اما درمورد اينکه ارواح حيواني کجا مي روند ما دانش خاصي نداريم، ولي مي دانيم که فنا ندارند يعني روح حيواني هم براي خود سيري دارد

«في منقلبي و مثواي» درقسمت آخر زيارت امين الله به چه معنا است ؟

منقلب يعني بازگشتگاه مثواي يعني جاي استقرار، ما به سوي عالم قيامت مي رويم و دربهشت يا دوزخ ثابت مي شويم لذا ازخداوند متعال درخواست مي کنيم که در آنجا به ما كمك کند و رهايمان نكند

در برنامه عصر ايمان شنيدم كه فقط بعضي از گناهان موجب فشار قبر مي شود واين مسئله كه همه به فشار قبر مبتلا مي شوند صحيح نيست لطفاً درباره اين گناهان و صحت اين مطلب توضيح بفرمائيد ؟

ظاهراً همين مطلبي را كه شنيده ايد درست است و فشار قبر نوعا درمورد دو دسته گناه است(صريح روايات معصومين است) 1- در مورد گناهاني كه از زبان صادر مي شود مانند غيبت ، تهمت ،دروغ، بهتان ، ناسزا، فحاشي. 2- حق الناس .

آيا اين جمله در مورد حضرت عيسي صحيح است كه کسي به آسمانها راه نمي آيد مگراينکه دوباره متولد شود؟

من اين جمله را در مورد حضرت عيسي نديدم. اگرچنين جمله اي ازحضرت عيسي باشد ممکن است اشاره به اين مطلب باشد که « رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ – غافر11» ما در قرآن قائل به دو مرگ و دو حيات هستيم، يك تولد در اين دنيا و تولد ديگر در برزخ است و اگر تولد اين دنيا را فرع بدانيم ،يك تولد در برزخ و تولد ديگر در قيامت است بنابراين ما تا قيامت دو تولد وحيات خواهيم داشت . اگر نگاه عرفاني به قضيه داشته باشيم، مي شود«موتوا قبل ان تموتوا- بميريد قبل از اينكه بميريد) . يعني ما دو نوع مرگ داريم : مرگ غير اختياري ومرگ اختياري.(اقتلوني اقتلوني يا ثقات / ان في قتلي حيات في حيات) اينکه يک خود درانسان ازبين برود تا خود بعدي را پيدا کند .

آيا عذاب قيامت دائمي است يا موقت است؟

با توجه به حجم کاري که انسانها انجام داده اند عذاب قيامت براي عده اي دائمي است و جهنم براي اينها خالد و جاودان است و براي عده اي هم عذاب قيامت موقتي است واين افراد از جهنم به در مي آيند.

چرا در قرآن كريم هر موقع از عذاب صحبت به ميان مي آيد از واژه ذوقو(چشيدن ) استفاده مي کند؟

دربعضي ازموارد از واژه ذوقو استفاده مي شود نه همه موارد ، علت هم اين است كه ما تحمل شنيدن اصل عذاب را نداريم لذا خداوند از مقدمات آن به ما مي گويد؛ ذق به معناي چشيدن است که قبل از خوردن است. خداوند چشيدن عذاب را به ما تذکرمي دهد چون ما تحمل خوردن عذاب را نداريم.

ميزان ماندن انسان در بهشت چه مقداراست؟آيا كم يا زياد بودن اعمال خير ما در مدت ماندن در بهشت اثر دارد؟

ميزان و مدت وزمان ، مربوط به اين عالم ماده است اما در بهشت اين مسائل وجود ندارد« لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْساً وَلَا زَمْهَرِيراً – انسان 13» وچون زمان نداريم پس اعمال ما در مدت ماندن اثر ندارد بلکه در كيفيت تاثير دارد بعضي در مراتب بالاتر و بعضي در مراتب پايين تربهشت ساکن مي شوند. پس چون در بهشت جاودانگي وابديت است وخستگي وملال وجود ندارد لذا بودن دربهشت خود هدف است و انسان دربهشت به مقصد مي رسد وبعد ازمقصد جائي وجود ندارد

آيا در برزخ هم مي شود استغفار كرد و مورد پذيرش واقع مي شود؟

بله، در عالم برزخ هم استغفار مورد قبول واقع مي شود واستغفار دربرزخ براي مؤمن (نه فاجر كافرملحد) مقام مي آورد و رتبه او را بالا مي برد

چه طوايفي به بهشت نمي روند ؟

اگركسي بغض اهل بيت را در دل داشته باشد هرگزبه بهشت نمي رود، بهشت با کينه وبغض اهل بيت جمع نمي شود اما اگر گروهي بغض اهل بيت را نداشته باشند وبه دليل جهل وناداني درخط اهل بيت نباشند مثل بعضي از مسيحيان و يهودياني که به شريعت خودشان عمل مي کنند وعناد ومعارضه اي هم با اسلام و مسلمانان ندارند ، نمي توان حکم جهنمي بودن آنها را صادر کرد . با توجه به همه پيشرفتهاي جهان بازهم افرادي وجود دارند که ازمسيحيت جزنام عيسي وازاسلام هم جزنام پيامبرچيزديگري نمي دانند گمان نکنيد که اطلاعات مردم دردنيا وسيع است اتفاقا سطح اطلاعات عموم مردم دنيا دربعضي ازجهات خيلي پائين است، کساني هستند که دردنياي امروز خبري از اسلام ندارند وحجت بر اينها تمام نشده است، با توجه به روايات معصومين به موجب رحمت خداوند درقيامت آزموني براي آنها گذاشته مي شود اگرلجاج وعناد بکنند به جهنم مي روند والا دليلي ندارد که اينها مستوجب قهرخداوند باشند البته مسلم است که مراتبشان با آنها که ازاول اطاعت کرده اند يکي نيست

اعمال وخدماتي که توسط متدينان اديان ديگر يا حتي كساني كه به دين خاصي هم تعهد ندارند يا افرادي كه حتي از جان خود مايه مي گذارند و رضاي خداوند را مد نظر ندارند مزد عمل آنها چه مي شود؟

درعلم كلام، اين بحث مهمي است. اگر اينها خدماتي انجام داده اند اما با خداوند وپيامبروقرآن وشريعت وحقيقت عناد دارند پشيزي ارزش ندارد، اگر عالي ترين کشف را براي بشريت انجام داده اند اما درکنارآن ازروي عناد و لجاج بزرگترين ضربه را به اسلام ومسلمين مي زنند هيچ فايده اي براي آنها نخواهد داشت. اما اگر يك مخترع ومکتشفي که عمرخود را درآزمايشگاه گذارنده است وحقيقت به او نرسيده باشد وهيچ جبهه گيري هم نداشته است ويک خدمتي به بشريت کرده است ما هيچ دليلي نداريم بگوئيم درنزد خداوند بدون مزد است. نهايت آن است كه طبق روايات چنين انسانهائي اگر صاحب دين هستند در قيامت يك آزموني دارند، حقيقت به اينها عرضه مي شود اگر بپذيرند و انكار نكنند كار تمام است اما اگر انكار كنند درحکم معاند قرارخواهند گرفت. اگر اين انسانها كلاً بي دين باشند وخدا را قبول نداشته باشند ازچه كسي مي خواهند مزد بگيرد

آيا اين مطالب صحيح است كه انسانها در روز قيامت بعد از اينكه مدت زماني كه بر اثر گناهان خود در آتش مي سوزند صيقل مي يابند واز گناه پاك شده و خداوند آنها را تا ابد در بهشت خود جاي مي دهد ؟

اين قضيه كليت ندارد. ما در قرآن در مورد جهنم دو گونه آيات داريم:خداوند درقرآن جاودانگي درعذاب را درقبال گروهي مطرح مي کند (خالدين فيها) لذا اينها ازجهنم خارج نمي شوند وصيقل پيدا نمي کنند 2- اما درمورد بعضي ازگروهها خلود مطرح نمي شود. يعني گروهي هستند که به مقتضاي رفتارشان به جهنم مي روند وبه تعبيرروايات تمحيص مي شوند وازجهنم خارج شده ووارد بهشت مي شوند

آيا در بهشت رشد و کمال هم وجود دارد؟

بله، اصلاًبهشت دارالسلام است و دربهشت رشد توقف ندارد، در آنجا هم انسانها رشد دارند

اينکه مي گويند در بهشت انسان با اعمالش همنشين است درست است؟

اصلاًبهشت اعمال خود ماست نه اينکه ما با اعمالمان همنشين باشيم. اصلاًمصالح بهشت، خشت و سيمان و آهن بهشت همين حسنات و اعمال ماست

درسوره مبارکه حج خداوند متعال وضع بسيار سخت قيامت را براي همه مردم هشدار مي¬دهد در حالي که فقط مؤمنان ايمان به خداوند متعال و معاد دارند؟

واقعيتها اختصاص به اهل ايمان ندارد خود قرآن (هديً للنّاس) براي مردم مي آيد اما مومنان استفاده بيشتر مي کنند. قوانين خدا اختصاص به گروه خاصي ندارد. خداوند کلي مي گويد آنها که مي خواهند استفاده کنند، بهره خودشان را مي برند

آيا تجسم اعمال همان حقيقت اعمال هستند يا حقيقت اعمال فراتر از تجسم اعمال است؟

بزرگاني که قائل به تجسم اعمال هستند معتقدند که حقيقت اعمال در قيامت ديده مي¬شود. چون تجسم معنا ندارد. يعني همان که قرآن ازآن تعبير به«انباء وارئه عمل » مي کند.«فمن يعمل مثقال ذره خير يره» به اعتقاد اين بزرگان صاحب نظر،روئيت وتجسم همان حقيقت عمل است

آيا مؤمنين و متقين هم فشار قبر دارند؟ چه اعمالي موجب فشار قبر مي‌شود؟

فشار قبر از آن مؤمن ومتقي واقعي نيست. البته ممکن است انساني مؤمن باشد اما در بعضي جاهامشکل هم داشته باشد. آنچه که در روايات داريم، فشار قبر بيشتر برخاسته از جرايم زباني است يعني دروغ، غيبت، تهمت، ناسزا و فحاشي موجب فشار قبر مي شود

آيا منظور از آيه(الوزن يومئذ الحق) آن است که وزانت وسنگيني در قيامت حق است يعني هر مقدار اعمال ما با حق آميخته باشد وزين مي شود؟ آيا ازآيه (و قدمنا الي ما عملو من عملٍ فجعلناه هباءً منثوراً) اين برداشت مي شود که اعمالي که بهره اي از حق ندارند نابودمي شوند؟

خير، منظور آن است که عامل سنجش حق است و گفتار، عقايد و باورهاي ما بر اساس حق سنجيده مي شود. يعني آن ميزاني که با آن اعمال ما را مي سنجند حق است. هر مقداري که اعمال ما منطبق با حق باشد مقبول و هر مقداري که منطبق نباشد مردود و غبار پراکنده مي شود ونابود مي گردد (هباءً منثوراً)

گفته می شود هر ذکری را (مثلا صلواتی که میفرستید) اگر به همه اموات هدیه کنیم، ثواب آن به همه میرسد. پس با این ترتیب ما نباید اموات غریب یا بی نصیب داشته باشیم. پس چطور میگویند بعضی اموات در برزخ گرفتارند؟

ابتدا و انتهای سوال خیلی به هم مرتبط نیست.اگر ما ذکری هم نثار همه اموات میکنیم، قابلیت استفاده آنها مطرح است. بعضی انسان ها آنقدر مشکل دارند که صلاه و سلام ما به آنها نمیرسد.متاسفانه بعضی اموات گیرایی ندارند. این طور نیست که به تمام در گذشتگان خیری برسد. شِمر هم شامل در گذشتگان است. ازین حرفها گذشته است دیگر. (که نتوان شست از زنگین سیاهی) پناه به خدا میبریم.

لطفا در رابطه با بهشت و درجات بهشت توضیح دهید آیا در بهشت کسی به درجه دیگران حسرت میخورد؟

بله بهشت مراتب مختلف دارد و طبعا در بهشت عده ای هستند که احساس تغابن میکنند. میگویند ای کاش بیشتر عمل میکردیم و و رتبه بالاتری را داشتیم. آن غم نیست، احساس تغابن است و نمیشود گفت خوف و حزن است.

در جهان آخرت با انسان هایی که در نقاط دورافتادۀ دنیا زندگی کرده اند و هیچ اطلاعی از مسائل مذهبی و دینی ندارند و نمی دانند که پیامبران و کتاب هایشان چه گفتند و چه بودند، چگونه رفتار می شود؟

خداوند دو حجت بر انسان ها دارد: «أنبیا» که حجت بیرونی اند و «عقل» که حجت درونی است و به آن پیغمبر درونی نیز می گویند. أنبیا عقل بیرونی اند و عقل، پیغمبر درونی. این افراد به مقدار عقلشان مورد عِقاب قرار می گیرند، اگر هیچ سخنی از أنبیای الهی نشنیده باشند خداوند در قیامت بنا به معیار عقل محاکمه شان می کند، اینگونه که آیا به مقتضای عقلشان عمل کرده اند یا خیر. نه تنها دربارۀ اینها، بلکه در رابطه با مسیحیان و یهودیان هم گفته شده که اگر آنها دربارۀ اسلام چیزی نشنیده باشند یا اگر شنیده باشند و برایشان تبیین نشده باشد و با آیین خودشان زندگی کنند و در عین حال دشمنی با اسلام نداشته باشند و اهانت به آن نکنند ایرادی بر آنها نیست. اما اگر به آیین خود متدین نباشد در قیامت باید جوابگو باشند. پس این افراد اگر به آیین خودشان درست عمل کرده باشند، طبق روایات، در قیامت خداوند از آنها امتحان می گیرد یعنی اسلام و قرآن با قواعد قیامت بر آنها عرضه می شود؛ آنگاه اگر منصفانه بپذیرند اهل بهشت اند و اگر نپذیرند نشان از عناد و لجبازی شان است. بنابراین بسیاری از این انسان ها در قیامت آزموده میشوند.

چهره انسانها در روز قیامت به چه شکل است؟

این مطلب را در سوره مبارکه نبأ و در روایتی از پیامبر(ص) که فرمودند امت من در قیامت با 10 چهرۀ مختلف وارد میشوند بیان کرده ام، مراجعه بفرمایید به تفسیر سوره نبا خیلی تکان دهنده است، یعنی حکایت همان که: /ای دریده پوستین یوسفان / گرگ برخیزی از آن خواب گران/ با همان چهره ای که انسانها در دنیا عمل میکردند می آیند. یعنی اگر کسی صفت حیله گری و مکاری داشته با همان چهره می آید؛ کسی که شهوت پرست است با همان چهرۀ خوک صفت می آید؛ کسی که ظلم به انسانها کرده است، همان حالت درندگی و گرگ صفتی را دارد و... .

آیا حیوانات و پرندگان، مانند انسانها حشر دارند و در روز قیامت از آنها هم سوال و جواب می شود؟

بله. در سوره مبارکه انعام آیه 38 داریم: «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ یطِیرُ بِجَنَاحَیهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَا فَرَّطْنَا فِی الْكِتَابِ مِنْ شَیءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یحْشَرُونَ» و هیچ جنبنده‏ای نیست روی زمین و هیچ پرنده ای در آسمان و زمین الا اینکه آنها [نیز] گروه‏هایی مانند شما هستند ما هیچ چیزی را در کتاب [لوح محفوظ] فروگذار نکرده‏ایم سپس [همه] به سوی پروردگارشان محشور خواهند گردید. یعنی حیوانات نیز قصد و هدف دارند و محشور میشوند« ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یحْشَرُونَ» منتها حشر آنها متفاوت است و برای ثواب و عقاب نیست. حیوانات دو حشر دارند: حشر اول حشری است که برای پاسخگویی انسانها و مظالم آنها می آید و به این صورت است که ما انسان ها، در حضور حیوانات به ظلم هایی که به آنها کرده ایم پاسخ خواهیم داد بنابراین ما نمی توانیم به حیوانات ظلم و تعدی کنیم و باید در قیامت جوابگوی آنها باشیم(قانون حمایت از حیوانات) البته این اصل در رابطه با حیوانات موذی صادق نیست« اقتل الموذی قبل ان یوذی». حشر دوم حشر مخصوص حیوانات است که ربطی به عالم انسان ندارد.

فرمودید جهنم ورودی و خروجی دارد آیا این بدان معناست که انسان در جهنم جزای بعضی از اعمال را می بیند و پس از آن به بهشت می‌رود؟یعنی آنجا نیز مورد عفو خداوند قرار می گیرد؟

بله همینطور است. دربارة گروهی از انسان‌ها خلود در جهنم داریم و دربارة گروهی دیگر خلود نداریم؛ یعنی گروهی به جهنم می روند به‌آن‌دلیل‌که کبائر و رفتارهایی در کارنامة اعمالشان دارند که چاره‌ای جز مجازات برایشان نیست و باید تطهیر شوند تا بتوانند سنخیت بهشت را پیدا کنند و الّا با آن لکه‌ها و ابهامات وجودی نمی توانند داخل بهشت بشوند اما پس از مدتی مورد عفو خداوند قرار می‌گیرند و انشاء الله به بهشت می‌روند.

آیا در روز قیامت فقط منظومه ی شمسی، زمین و خورشید از میان می‌رود یا تمام جهان هستی؟

خیر جهان هستی سر جای خودش باقیست و آن که از بین می‌رود همان شمس و قمراند یعنی همان منظومه شمسی. ظاهراً دلیل بر نابودی کل کهکشان و مجموعه نیست ما یک جزء کوچکی از خلقت خدا هستیم. بیست و شش سال است که رویجر به عنوان قدیمی‌ترین دست ساز بشر می‌رود. سال گذشته از منظومه شمسی خارج شد ورفت به کهکشان راه شیری. حالا این کجا می‌رود و چقدر دوام داشته باشد، چقدر بتواند برود؟ کی نابود شود؟ حالا این یک منظومه از ده‌ها ملیون منظومه کهکشان راه شیری است. حالا ما کجاییم در این بحر تفکر. ما کی هستیم که خدا بخواهد عالم را برای ما به هم بزند آن طور نیست، عالم در جای خودش باقی می‌ماند و ما رفتنی هستیم.